جلسه محاکمه مرد معتادی که مادر خود را خفه کرده و از پای درآورده است در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد و خواهر متهم برای وی تقاضای قصاص کرد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه دلداری، نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و گفت: در تاریخ 26 آذرماه سال گذشته ماموران گشت انتظامی کرج در حین گشتزنی متوجه مرد جوانی شدند که با چاقو به جان پیرمردی افتاده است، ماموران بلافاصله مجروح را به بیمارستان رساندند و با دستگیری جوان 33 ساله به نام علی مشخص شد پیرمرد مجروح پدر وی است. در این میان علی در اعترافاتش گفت، من شب قبل نیز مادرم را خفه کردم و مقدار زیادی ملحفه و پارچه روی او ریختم. ماموران پس از اظهارات این متهم به محل قتل مادر علی رفتند و جسد را پیدا کردند. متهم به قتل در ادامه بازجوییها گفت، من قرص اکس مصرف میکردم و میخواستم به حالات معنوی برسم مادرم مرتب مزاحم من میشد من هم کشتمش میخواستم پدرم را هم بکشم که پلیس مرا دستگیر کرد.
دلداری در ادامه گفت: با توجه به تقاضای قصاص خواهر علی به عنوان تنها وارث مقتول از دادگاه میخواهم تا حکم قانونی را صادر کند.
سپس خواهر مقتول در جایگاه قرار گرفت و گفت: علی از بچگی مادرم را اذیت میکرد اما او سعی داشت با محبتهایش برادرم را آرام کند، به همین خاطر رفتارهای علی را تحمل میکرد. من بعد از ازدواج دیگر نتوانستم مدام پیش مادرم باشم، هر چند وقت یکبار که به او سر میزدم میدیدم که جایی از بدنش شکسته و برادرم این کار را کرده است. بعد هم که باخبر شدم علی مادرم را به قتل رسانده و اکنون تقاضای قصاص او را دارم.
پس از اظهارات این زن، علی متهم پرونده در جایگاه حاضر شد و اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من معتاد به اکس و تریاک بودم، من هر از گاهی به مدت یک روز کاملا تمرکز میکردم و هیچ کاری انجام نمیدادم، اما هر بار مادرم برایم چای میآورد یا صدایم میکرد و من را از حالت تمرکز بیرون میآورد، چندین بار به او تذکر داده بودم که این کار را نکند، ولی مرتب تکرار میکرد. روز حادثه من 20 قرص لرازپام خورده بودم تا مدیتیشن کنم، حدود 5/2 ساعت طول کشید.
میخواستم یک مسئله عرفانی را برای خودم حل کنم ولی یکدفعه مادرم صدایم کرد که چای بخورم من هم عصبانی شدم مثل همیشه گلویش را گرفتم و فشار دادم، بعد که بیحال شد، رویش ملحفه و رختخواب ریختم. فردای آن روز به سراغ پدرم رفتم، مادر و پدرم حدود 20 سال پیش از هم جدا شده بودند و پدرم هیچ محبتی به من نکرده بود به همین خاطر تصمیم گرفتم او را هم بکشم. اما ماموران سر رسیدند و او را نجات دادند.
پس از دفاعیات علی، 5 قاضی شعبه 71 دادگاه کیفری برای صدور رای نهایی وارد شور شدند.
|