پسر 11 ساله قزويني پس از تماشاي يك فيلم ترسناك در حالي كه بشدت تحت تاثير آن قرار گرفته بود، برادر 6 ساله خود را با بردن به پشت بام حلقآويز كرد.
اين 2 برادر پس از تماشاي يك فيلم جنايي، در حالي كه والدينشان در منزل بودند، به پشت بام رفت و در شبيهسازي صحنههاي فيلم، پسر بزرگتر برادر 6 ساله خود را حلقآويز كرد.
در اين حال كه پسربچه 6 ساله در حال مرگ بود، يكي از همسايهها ناگهان متوجه موضوع شد و بلافاصله او را به بيمارستان «شهيد رجايي» قزوين انتقال داد و وی در بخش ICU بستري شد.
دكتر الهام شيرازي، فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان در تحليل اين حادثه با اشاره به الگوبرداري كودك از صحنههاي خشونتبار فيلمهاي ترسناك هشدار داد: تماشاي مكرر اين صحنهها نه تنها قبح و ترس برخي كودكان را نسبت به اعمال خشونتبار از بين ميبرد بلكه با عاديسازي اين مسئله، مهارهاي ذهني كودك به كلي تخريب ميشود و بدين ترتيب در حالي كه به شدت هيجانزده است، ممكن است برخلاف رفتارهاي معمول دست به اقداماتي بزند كه در شرايط عادي از انجام آن خودداري ميكرده يا به نوعي تماشاي اين نوع برنامهها كنترلهاي كودك بر رفتار و اعمالش را كاهش ميدهد، به طوري كه هيجان ناشي از تماشاي صحنههاي پرخشونت، انگيزه كودك را جهت شبيهسازي حادثه افزايش ميدهد.
وي تصريح ميكند: تحقيقات نشان داده است، بين تماشاي فيلم و بروز رفتار خشن، رابطه علت و معلولي برقرار نيست، از اين رو صرف تماشاي يك فيلم، پرخاشگري را افزايش نميدهد، چراكه اثرات تماشاي يك فيلم در كودكان مختلف بسيار متفاوت است، به گونهاي كه برخي كودكان به هيچوجه تحت تأثير قرار نميگيرند، اما بعضي ديگر حتي از آن تقليد ميكنند.
اين روانپزشك با اشاره به عوامل اثرگذار بر ميزان بروز خشونت در كودكان اظهار ميكند: محيط خانوادگي اعم از اين كه آرام، پرورش دهنده و امن باشد يا آن كه نابسامان، درهم ريخته و خشونتزا باشد، بشدت كودك را تحت تاثير قرار ميدهد، اين در حاليست كه كودكي كه تحت تأثير آموزشهاي محيطي خانواده، رسانه و اجتماع است در حالي از اين منابع اثر ميپذيرد كه خود نيز خصلت و سرشت ژنتيكي را دارا باشد تا آنجاكه گاه اين تمايل كودك را به تماشاي فيلمهاي ترسناك و پرخشونت ميكشاند.
عضو هیات علمي دانشگاه ايران با اشاره به نتايج تحقيقات كارشناسان روانپزشكي درباره تأثير سني و نوع نتايج و برداشتهاي كودكان از فيلمهاي ترسناك و پرخشونت ميافزايد: در يكي از اين تحقيقات، كارشناسان فيلمي را براي گروههاي مختلف سني كودكان به نمايش گذاشته و در اواسط، فيلم را قطع و از مخاطبانشان خواستند كه نتيجه فيلم را پيشبيني كنند، با بررسي اين نتايج مشخص شد: هر چه مخاطبان كودك، كم سن و سالتر و كوچكتر بودند، پايان داستان فيلم را پرخشونت و تهاجم گونهتر برآورد ميكردند و حتي صحنههاي مرگ آوري را براي فيلم در نظر ميگرفتند و اين در حالي بود كه بر خلاف كودكان جو زده از فضاي فيلم، هر چه گروههاي سني كودكان بزرگتر ميشد، توجه مخاطبان به اين كه بروز خشونت بر اساس حق بوده يا ناشي از بيعدالتي و ناحق، جلب شده و بر اساس اين موضوع، پايان فيلم را در ذهنتشان ميساختند. به گزارش ایسنا، كارشناس مركز تحقيقات بهداشت روان با بيان اين كه كودك در موقعيتهاي پرخاشگرايانه با توجه به اين كه از نظر ذهني ــ شناختي نسبت به هويت عملش تكامل پيدا نكرده، رنج و ناراحتي قرباني را كمتر متوجه ميشود، ميافزايد: امروز محتواي رسانه به كودكان رفتار، اطلاعات و سيستمهاي ارزشي را آموزش ميدهد و بنابر شرايط، مشخصههاي مهمي همچون محتواي رسانه مبني بر اين كه خشن، تخيلي يا علمي باشد به همراه مسائلي همچون مدت زمان استفاده از رسانه به ويژه رسانههاي تصويري و كيفيت تماشاي آن كه مخاطب كودك تنها، با دوستان يا در جمع خانوادگي بيننده باشد، اثرات متفاوتي به جا ميگذارد و اين در حاليست كه جزئيات اين رسانه اعم از راديو، تلويزيون، موسيقي، رايانه و تبليغات محيطي و خارج از منزل هر كدام نتايجي خاص در شخصيت كودك به جاي ميگذارند.
دكتر شيرازي با بيان اين كه آموزشهاي مهارتهاي زندگي و آموزش رسانه هنوز در آموزشهاي مدارس كشور جاي نگرفته است به انتقاد از سياستهاي آموزشي كشور پرداخت و گفت: در كشورهاي توسعه يافته انگلستان، كانادا، استراليا و حتي كشورهاي در حال توسعه آمريكاي لاتين مدتي است، آموزش رسانه در سيستم آموزشي مدارس جاي گرفته است، به اين ترتيب، كودك در روند آموزشي ميآموزد، چگونه از رسانه بهرهمند شده و به شكل منفي اثر نپذيرد.
اين فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان، ركن آموزش رسانه را آموزش تفكر نقادانه در كودكان عنوان و تصريح ميكند: در اين درس كودكان ياد ميگيرند، نظراتشان را ابراز كنند و در عين حال تمرين ميكنند در هنگام تماشاي تلويزيون نسبت به شناسايي نكات مثبت و منفي آنچه با آن مواجه شدند، دقت لازم را به عمل آورند تا ذهنشان را به تجزيه و تحليل عادت دهند.
وي با تاكيد بر قدرت نيرومند رسانه در اثرگذاري بد ذهن و تخيل كودك، ميافزايد: آموزش رسانه، راهي است تا كودك تحت تاثير بيچون و چراي اين ابزار نيرومند قرار نگيرد و آنچه را كه ديد به طور مطلق نپذيرد؛ بلكه با ذهن فعال و تحليلگر خود بتواند خوب و بد را تشخيص دهد.
اين كارشناس مركز تحقيقات بهداشت روان در پايان اذعان ميكند: بر اين اساس تحت تاثير اين آموزش، خانواده نيز ميآموزد، مفاهيم مثبت ذهني خود را به كودك القا نكند، به طوري كه بچهها تنها گزينههايي كه بزرگترها به آن «نه» نميگويند را بشناسند، بلكه گاهي با نقد اين گزينهها از ذهن كودكانه خود براي اولين برداشتها بهره ببرد.
|