یک دکتر داروساز که به خاطر اختلاف با همسرش در جنایتی هولناک سر پسر خردسال خود را بریده بود، دستگیر شد.
این مرد سنگدل که جعفر نام دارد و در شهرستان رشت دکتر داروساز است پس از دستگیری به ارتکاب جنایت اعتراف و جزئیات این قتل دلخراش را تشریح کرد.
آغاز تحقیقات
تحقیقات در رابطه با این جنایت فجیع زمانی آغاز شد که زن جوانی که بشدت مضطرب بود با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و در حالی که بریده بریده و به سختی صحبت میکرد از قتل پسر خردسالش خبر داد.
پس از تماس تلفنی این زن بلافاصله گروهی از ماموران کلانتری 11 رشت به محل حادثه واقع در منطقه منظریه رفتند و با جسد غرق در خون پسری خردسال مواجه شدند و در بررسیهای اولیه دریافتند عامل این جنایت پدر مقتول است.
به این ترتیب جعفر ـ پدر امیرحسین ـ دستگیر و تحقیقات بازجوییهای تخصصی در این رابطه آغاز شد.
مادر امیرحسین چه گفت
مادر امیرحسین که از این حادثه بشدت شوکه شده بود در بازجوییهای اولیه به کارآگاهان گفت: «من روانشناس هستم. حدود 5 سال پیش با شوهرم جعفر که یک دکتر داروساز است ازدواج کردم و اوایل هیچ مشکلی نداشتیم و صاحب یک پسر شدیم».
وی افزود: «ما بتدریج با یکدیگر دچار اختلاف شدیم تا این که بالاخره این مشکلات شدت گرفت. من که دیگر نمیتوانستم این شرایط را ادامه دهم روز حادثه با جعفر دعوا کردم و به حالت قهر به خانه خواهرم رفتم».
این زن اضافه کرد: «پس از آن که به خانه خواهرم رفتم جعفر چندین بار با آنجا تماس گرفت و از من خواست به خانه بازگردم، اما من توجهی نکردم تا این که بالاخره تهدیدم کرد اگر به منزل بازنگردم امیرحسین را میکشد من ابتدا به تهدیدهای او توجهی نکردم و هرگز تصور نمیکردم او دست به چنین جنایت فجیعی بزند».
مادر امیرحسین ادامه داد: «سرانجام هنگامی که به خانه مان رفتم با جسد غرق در خون پسرم مواجه شدم. با دیدن این صحنه بشدت شوکه شده بودم و واقعا نمیدانستم چه باید بکنم باور نمیکردم همسرم به خاطر اختلاف با من مرتکب چنین جنایت فجیعی شده باشد».
اعتراف پدر سنگدل
پس از اظهارات مادر امیرحسین، متهم به قتل تحت بازجویی قرار گرفت و به ارتکاب این جنایت دلخراش اعتراف کرد.
جعفر گفت: «روز حادثه من و همسرم بشدت با یکدیگر مشاجره کرده بودیم و او به حالت قهر خانه را ترک کرد. من از این رفتار او خیلی عصبانی شدم. در آن لحظات دچار جنون شده بودم و هیچ کنترلی بر اعمالم نداشتم. خیلی سعی کردم به خودم مسلط شوم برای همین با خانه خواهر زنم تماس گرفتم تا شاید بتوانم همسرم را راضی کنم به خانه بازگردد، اما او همچنان به لجبازیاش ادامه داد و همین مسئله باعث شد بیشتر کلافه شوم».
متهم به قتل ادامه داد: «سرانجام زمانی که متوجه شدم همسرم به این آسانی حاضر نیست به خانه بازگردد تصمیم گرفتم او را تهدید کنم. برای همین بار دیگر به خانه خواهرزنم تماس گرفتم و گفتم اگر این بار خواسته ام اجرا نشود امیرحسین را میکشم. فکر میکردم همسرم با این تهدید و به خاطر پسرمان هم که شده از قهر دست برمیدارد، اما برخلاف تصورم این اتفاق روی نداد. هرچه زمان میگذشت عصبانیت من بیشتر و بیشتر میشد دیگر کاملا دیوانه شده بودم و نمیتوانستم خشمم را کنترل کنم، سرانجام ساعت 4 بعدازظهر هنگامی که فهمیدم همسرم قصد ندارد به خانه بازگردد تصمیم گرفتم تهدیدم را عملی کنم و امیرحسین را بکشم».
این دکتر داروساز در ادامه اعترافات هولناکش گفت: «به سراغ امیرحسین رفتم و در حالی که خون چشمهایم را گرفته بود ابتدا دست و پای او را بستم. امیرحسین مرتب گریه میکرد و با التماس از من میخواست رهایش کنم، اما گریههای او هم باعث میشد عصبانیت من بیشتر شود برای همین به التماسهای فرزندم توجهی نکردم. یک چاقو برداشتم و به جان امیرحسین افتادم و سرش را بریدم».
بنابراین گزارش پس از اعترافات تکاندهنده این پدر بیرحم، وی روانه زندان شد و تحقیقات از او ادامه دارد.
نظر يك روانشناس
در پي قتل پسربچه 5/3 ساله كه پدرش متهم است پس از مشاجره لفظي با همسر خود (مادر كودك)، سر وي را با چاقو بريده است، دكتر شيوا دولتآبادي، روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي در تحليل اين حادثه با تاكيد بر ضرورت بررسي وضعيت رواني پدر فرزندكش و ارزيابي ميزان كنترل هيجانات وي، گفت: مطمئنا اين عكسالعمل وحشتناك و غيرانساني ناشي از رفتارها و هيجانات كنترل نشده پدري، زمينه وقوع اين حادثه را فراهم كرده است.
وي با بيان اين كه اگر مادر اين خانواده حتي احتمال بسيار ضعيف ميداد كه همسرش براي انتقام و نافرماني از وي، دست به چنين اقدامي خواهد زد به نوبه خود مسئوليت سنگين عدم مداخله را بر عهده دارد، خاطرنشان كرد: بر اين اساس مادر كودك به احتمال فراوان هرگز تصور نميكرده كه تهديد خشن همسرش مبني بر كشتن «اميرحسين» 5/3 ساله عملي شود، از اين رو بررسي گذشته اين فرد در برخورد با حوادث مشابه كه منجر به هيجاني شدن وي ميشده از اهميت ويژهاي برخوردار است.
اين كارشناس با اشاره به اين كه برخي از افراد هنگام تحريك عصبي بدون دخالت مغز و منطق و صرفا بر اساس رفتارهاي هيجاني خود دست به اقدامات جبران ناپذيري ميزنند، اذعان كرد: بدين ترتيب عكسالعمل فجيع اين پدر متهم به قتل فرزند نيز ناشي از پايين بودن آستانه تحمل وي براي تحريك پذيري بوده است، چرا كه اين دسته از افراد در اوج عصبانيت از شخصيت اصلي خود دور شده و بر اساس مكانيزمهاي شناخته شده مغز، منطق آنها دستخوش هيجان شده و با ناديده گرفتن عواطف، دورانديشي، دلسوزي و همدلي به شخص افسارگسيختهاي تبديل ميشوند.
وي با تاكيد بر اين كه ما به دنبال محكوم كردن هيچ يك از والدين نيستيم، چرا كه بررسي علت اصلي وقوع حادثه به بررسي سوابق متهم و شرايط ايجاد هيجان كنترل نشده نياز دارد، عنوان كرد: بر اساس عكسالعمل شديد متهم به فرزندكشي ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه اين شخص هنگام حادثه در وضعيت عادي نبوده و حين ارتكاب جنايت هيجاناتش بر رفتارش غلبه كرده و منطق، شعور و تعهدات آدمي را فراموش كرده است.
به گفته دولتآبادي تحصيلات پدر و مادر هيچ نقشي در چگونگي وقوع اين حادثه ندارد.
دكتر دولتآبادي اين رفتار بيرحمانه را به عنوان يك رفتار غيرقابل تصور و از لحاظ روانشناسي بسيار پيچيده توصيف كرد و گفت: اين شخص يك نقشه ذهني براي انتقام جويي چيده است كه در زمان به اوج رسيدن شرايط نامناسب رواني اين نقشه را عملي كرده است.
اين روانشناس به كارگيري كودك به عنوان ابزاري براي «وجه المصالحه» را با حق كودك بر زندگي و برخورداري از شرايط مستقل مغايرت دانست و اظهار كرد: اين عمل هم از لحاظ اخلاقي و هم از لحاظ حقوقي بسيار اشتباه است و در صورت زنده ماندن اين كودكان بيگناه نيز وجود شنيدن اين تهديدات مطمئنا شكلگيري شخصيت وي را با مشكل مواجه ميكند.
|