خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب
هموطن , يكشنبه 30 بهمن 1384 - ساعت 11:21

صاحب گلیم شفاعت کرد که من او را بحل کردم.

 

گلستان سعدی-درویشی را ضرورتی پیش آمد. گلیمی از خانه یاری بدزدید. حاکم فرمود که دستش ببرند. صاحب گلیم شفاعت کرد که من او را بحل کردم. گفتا: «به شفاعت تو حد شرع فرونتوان گذاشت». گفت: «راست گفتی و لیکن هر که از مال وقف چیزی بدزدد قطعش لازم نیاید.
هرچه درویشان راست وقف محتاجان است». حاکم دست از او بداشت پس ملامت کردن گرفت که جهان بر تو تنگ آمده بود که دزدی نکردی الا از خانه چنین یاری. گفت:‌ای خداوند نشنیده‌ای که گفته‌اند: «خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب».




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news55653.html