در نشست خبری سریال «چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» علاوه بر محسن علی اکبری (تهیه کننده)،جواد اردکانی (کارگردان)، شادمهر راستین (فیلمنامه نویس)، سمیرا سیاح و راهیل رستمیان (بازیگران) حضور داشتند و درباره این اثر سخن گفتند.
جواد اردکانی ـ کارگردان ـ در پاسخ به این پرسش که چه دغدغهای منجر به پذیرفتن ساخت سریال « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» شد گفت: اتفاق نسبتا خنده داری که طی این سالها روی داده است این بوده که در 10 الی 15 سال اول انقلاب، حجم بالایی از برنامههای دهه فجر ساخته شد. به محض این که به نسل سوم انقلاب رسیدیم که شناخت و تعریفی از انقلاب نداشتند و باید اطلاعات بیشتری به آنها میدادیم، روال برعکس شد و کمیت و کیفیت کارهای تلویزیونی با موضوع انقلاب اسلامیافت کرد و به جایی رسیدیم که با دیدن کارها، طی 2، 3 سال گذشته این حس تداعی میشد که تلویزیون تنها خواسته کاری را انجام دهد.
شادمهر راستین ـ نویسنده ـ نیز درباره ارزیابی خود از سریالهای که تاکنون با موضوع دهه فجر ساخته شده است، گفت: در حال حاضر در جایی قرارداریم که سریال دهه فجر برای مدیران اولویت دوم دارد.
سمیرا سیاح - بازیگر نقش «نرگس» در سریال «چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» ـ خاطرنشان کرد: من روز قبل از کلید خوردن کار، قرار داد بستم و از قبل در جریان تمرین نبودم، فیلمنامه به قدری برایم جذاب بود که تمام 10 قستم را در عرض دو ساعت خواندم.
راهیل رستمیان که با بازی در نقش «فریبا» نخستین کار تصویری را تجربه میکرد، درباره ایفای نقش در سریال «چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» گفت: از آن جا که اولین بار بود که در سریالی بازی میکردم جلسات طولانی تست را برای من گذاشتند، البته حق هم داشتند. چرا که انتخاب بازیگری که تاکنون تجربهای نداشته در نقش اول یک سریال ریسک محسوب میشود.
وی ادامه داد: شخصیتی که از فریبا در فیلمنامه خواندم بسیار جذاب بود، ضمن این که فیلم نامه به قدری قوی نوشته شده بود که دقیقا توانستم شخصیت فریبا را درک کنم.
محسن علی اکبری ـ تهیه کننده ـ درباره نحوه انتخاب سوژه این سریال توضیح داد: طرح اولیه این سریال با عنوانهای «مدرک جرم» و « تا شقایق هست» از یک سال و نیم پیشنهاد شد. قابلیتهای درون گرایی داشت و به مسائل ریشهای با نگاهی خاص برخورد میکرد. با این حالا طرح بسیار کلی بود و زمانی که آن را به تلویزیون ارایه دادم، فکر نمیکردم روزی این طرح را در قالب سریال بسازیم.
وی ادامه داد: به یک فیلم تلویزیونی فکر میکردم که هزینهای بیش از تله فیلمهای عادی تلویزیون را نیز طلب میکرد.
علیاکبری ادامه داد: با توجه به مباحثی که پیش آمد و شرایط روز جامعه، به این نتیجه رسیدیم که طرح، پتانسیل آن را دارد تا به مجموعهای 10 قسمتی تبدیل شود، میتوانستیم حرفهای بسیار تازهی را به وسیله این طرح مطرح کنیم.
از این روز از آقای راستین خواهش کردیم که بر اساس سیناپس اولیه، فیلمنامه این سریال 10 قسمتی را بنویسند، با ورود آقای اردکانی، نوع دیدگاه تا حدودی تغییر کرد و کاری کاملتر و محکمتر ارایه شد و آقای راستین نیز لطف کرده و بازنویسی مجدد را انجام دادند.
کار به تلویزیون ارایه شده و از روز اول آقای فرجی، مدیر گروه فیلم و سریال شبکه اول، همراهان بود و حتی در بعضی از جلسات فیلمنامه حضور پیدا میکردند. چارچوبهای مدنظر تلویزیون را گوشزد میکردند تا خط قرمزها مشخص شود.
علی اکبری با بیان این که با تهیه سریال «چه کسی به سرهنگ شلیک کرد»، قصد تولید سریال مناسبتی جدیدی را داشتیم، خاطر نشان کرد: میخواستیم با ساخت این سریال حرف جدیدی را مطرح کنیم که شاید به مذاق بسیاری خوش نیاید.
در این سالهای مسائلی در سریالهای مناسبتی دهه فجر مطرح شده که نمیتوانست ریشه حرکت عظیم مردم ایران در سرنگونی رژیم شاهشاهی باشد. مفاسد اقتصادی میتوانست یکی از این مباحث باشد. البته نه با این نگاه که تنها مفاسد اقتصادی منجر به انقلاب مردم شده، بلکه میتوانست به عنوان یکی از این ریشهها مطرح شود.
تهیه کننده «چه کسی به سرهنگ شلیک کرد»، یاد آور شد: زمانی که تصویربرداری این سریال را آغاز کردیم با تلویزیون قرارداد ساخت نداشتیم و شاید تاکنون سابقه نداشته که تهیه کنندهای به اتفاق یک گروه، کاری را شروع کند که هنوز نه قراردادی با تلویزیون دارد و نه پولی تلویزیون به وی پرداخت کرده است.
تنها یک مراوده اخلاقی بین ما و مدیر گروه فیلم و سریال شبکه اول سیما وجود داشت که معلوم نبود ایشان هم در شبکه میماند یا خیر.
علی اکبری در پاسخ به این پرسش ایسنا که آیا از ابتدا مشخص شده بود « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» قرار است،در ایام دهه پخش شود، تصریح کرد: یک ماه و نیم بعد از شروع تصویربرداری این سریال، قرار داد بسته شد و در این قرارداد که در ماه آذر با تلویزیون بستیم تاریخ پخش 12 بهمن 84 درج شده بود، بنابر این پخش سریال « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» برای شبکه و بنده تا حدود زیادی مسجل بود.
در ادامه کارگردان این سریال ضمن سخنانی که در ابتدای این گزارش آمد به ایسنا تصریح کرد: برنامههای تلویزیون در دهه فجر سالها اخیر، بی هیچ دور خیز و طراحی مناسب ساخته شده و به سمتی رفت که قضیه شوخی گرفته شد. بعضی از مدیران تلویزیون نیز علی رغم این که خیلیها انقلابی هستند، اهمیتی که باید برای برنامههای دهه فجر قائل میشدند، را قائل نشدند، این اهمیت ندادن در کارهایی که ساخته میشد، خود را نشان میداد.
به گفته وی اگر نام تهیه کننده سریال « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد»، محسن علی اکبری نبود، ممکن نبود که کاری را کلید بزند که قرار داد نداشت.
اردکانی درباره دلایل خود از پذیرفتن ساخت سریال « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» گفت: احساس وظیفه میکردم که با ساخت این سریال مطالبی را درباره بزرگ ترین پدیده قرن به بچههای خودمان بگوییم، در کنار این احساس نیاز کل طرح ارایه شده نیز واجد ویژگیهای بود که مرا گرفتار کرد.
در این طرح به جای آن که بگوییم «چگونه انقلاب کردهایم»« ( کاری که تاکنون در سریالهای دهه فجر اتفاق افتاده )، به این موضوع پرداخته شد که « چرا انقلاب کردهایم»، پرسشی که طی این سالهای کمتر به آن پرداخته شد. با پاسخ دادن به این چرا، به مطلبی خواهیم رسید که دیگر زمان و مکان را در بر نمیگیرد. به قانون و فلسفهای تاریخی خواهیم رسید که در هر زمان اگر چنین فاکتورهایی جمع شوند ممکن است انقلاب شود، با رسیدن به این قانون، حرفی خواهیم زد که کهنه نیست و به مخاطب خاص و عام خود یک دیدگاه میدهیم که اگر عواملی که شاه را به زمین زد در هر مقطع و مکانی دست به دست هم دهد، مردم حق انقلاب دارند.
این کارگردان فیلمنامه «چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» را محکم خواند و افزود: فیلم نامه اثر به این موضوع میپرداخت که چرا انقلاب کردیم.
اردکانی در پاسخ به این پرسش ایسنا که آیا از نتیجه کار راضی بوده است، تصریح کرد: به تناسب آن چه که در اختیار گروه به لحاظ زمان و بودجه قرارداده بودند، به عنوان کارگردان راضی هستم، اما حرف آخر را مردم و سپس منتقدین میزنند.
سمیرا سیاح بازیگر نقش نرگس در پاسخ به این پرسش ایسنا که آیا از مدت زمان کافی برای ایفای نقش در این سریال برخوردار بوده است، گفت: اگر زمان طولانی تری در اختیار داشتیم، خیلی بهتر میتوانستیم کار کنیم، اما با این زمان کوتاه که داشتم و محدودیتهای که آقای اردکانی به عنوان کارگردان داشتند، کار به بهترین شکل جمع وجور شد.
سمیرا سیاح درباره شخصیت « نرگس» اظهار کرد: این دختر از ابتدا انقلابی نبود. خودش در بخشی میگوید که تصادفی انقلابی شده است، چون از این قبیل شخصیتها خصوصا پس از انقلاب زیاد دور و برمان دیده بودیم.
وی ادامه داد: «نرگس» شخصیت غریب و دوری برایم نبود و به خوبی آن را میشناختم. در نتیجه به راحتی با او ارتباط برقرار کردم.
راهیل رستمیان به این پرسش که آیا فیلم نامه زمانی که به دستش رسید کامل بود،پاسخ مثبت داد و در عین حال گفت: بعد از مدتی تغییراتی در متن ایجاد شد.
ایفاگر نقش فریبا همچنین درباره این که در سریال «چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» تا چه اندازه اجازه بداهه گویی به بازیگر داده میشد، خاطرنشان کرد: نیازی به بداههگویی بازیگران نبود. چرا که دیالوگها به خوبی نوشته شده بودند و قابلیت کار داشت، اما در راحت گفتن دیالوگها دست ما باز بود.
شادمهر راستین نیز درادامه صحبتهایی سیاح گفت: آقای اردکانی تاکید داشتند که فیلم نامه باید پیش از کلیدخوردن سریال، کامل نوشته شده باشد، ضمن این که اگر چیزی غیر ازآن چه فیلمنامه پیشگویی کرده بود، جلو میرفت شاید وجه معمایی داستان به هم میریخت.
در ادامه نشست خبری ایسنا درباره سریال «چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» جواد اردکانی درباره ساخت سریالهای مناسبتی تلویزیون و مشکلات این قبیل کارها تصریح کرد: در حال حاضر بعضی از تایمهای طلایی تلویزیون به مناسبتها تعلق دارد. اما مشکل این است که آیا در تقویم مسوولان شبکهها این مناسبتها یادداشت نشده است؟!
این کارگردان اضافه کرد: زمانی به برنامهسازان پیشنهاد کار میدهند که واقعا هیچ کاری نمیتوان انجام داد. بنابراین کار نابود میشود، اگر درایت آقای علی اکبری نبود، « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» نیز به مشکل دیگر سریالهای مناسبتی دچار میشد.
به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، اردکانی معتقد است: اگر مناسبتها برای مدیران صدا و سیما اهمیت دارد، بالاخره یکی باید مشکل وقت این قبیل کارها را حل کند.
کارگردان «چه کسی به سرهنگ شلیک کرد»، با بیان این که این سریال کار مناسبتی نیست ادامه داد: این مجموعه تلویزیونی به موضوعی پرداخته که مستقل از مناسبت هم میتواند پخش شود. ضمن این که کار را در شرایطی ساختیم که حداقلهای لازم برای ساخت یک کار خوب فراهم بود.
محسن علی اکبری نیز درباره تهیه « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» گفت: بر اساس اعتقادات و ایثارگری یک گروه این مجموعه درباره انقلاب ساخته بی آن که قراردادی بسته شود، هنوز هم ما کلی بدهی به عوامل این سریال داریم و هیچ کس تاکنون اعتراضی نداشته است. ما آن چه میخواستیم بگوییم گفتیم و به اهداف مدنظرمان هم رسیدهایم.
در بخش دیگری از این نشست خبری، شادمهر راستین در پاسخ به پرسش ایسنا درباره تعریف قصه در فضاهای داخلی، تصریح کرد: این سریال از ابتدا ژانر و مخاطبش را هدف قرار داده بود، سریال سرگرم کنندهای نبود که همه سلیقهها را راضی نگه دارد. یکی از ویژگیهای راهاندازی شش شبکه، دادن قدرت انتخاب به مخاطب است. چیزی که درحال حاضر تلویزیون در ایران از مردم گرفته است.
برای این سریال گروهی از مخاطب خاص را پیشبینی کردیم که ببینده سریالهای معمایی هستند .
وی استفاده از تصاویر داخلی و پلاتو را از ویژگیهای کارهای تلویزیونی برشمرد و افزود: یک فیلمنامه نویس خود را باید به روشهای تولید محدود کند، نه این که هر چه در دست دارد بنویسد. هیچ کس قصه معمایی را وسط شهر داد نمیزند، اصطلاحا به این قصه میگویند، « زمزمه» و در فضاهای بسته رخ میدهد، سعی کردیم این ویژگیها را رعایت کنیم.
به اعتقاد این فیلم نامهنویس، تلویزیون یک رسانه است و نه یک هنر که حرفی پیچیده به وسیله آن گفته شود.
شادمهر راستین در ادامه اظهار کرد: ملاک تلویزیون از خوبی یا بدی یک سریال تعداد بازیگرهای شناخته شده است، بنابراین بازیگر در حد تیپ پایین آمده است و به چهرهای مبدل شده که به سریالها مهر تایید میزند.
سمیرا سیاح، در پاسخ به پرسشی درباره استفاده از دیالوگهای پرحجم در سریال « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» گفت: ما اصولا یاد نگرفتیم به حرفها گوش دهیم، این یکی از ایرادهای ماست، در برخی از دیالوگها سوژه اصلی فیلم تعریف میشود و اگر تماشاگر گوش دهد متوجه خیلی چیزها میشد.
در سریال « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» گاه سرهنگ و ضیایی دیالوگهای بسیار طولانی در زندان باهم رد و بدل میکردند، کسانی که در کنار من نشسته بودند هم با طولانی شدن دیالوگها گوش نمیدادند، و من مدام باید به آنها میگفتم این صحبتها را گوش کنید.
بیننده ایرانی مدام یاد گرفته که برنامههای سرگرم کننده و صورتهای زیبا ببیند و عادت ندارند گوش کند.
شادمهر راستین در ادامه صحبتهای سیاح تصریح کرد: ما از تکنیک تکرار چندان در کارهایمان استفاده نکردهایم، دیالوگهای ضعیف و شخصیتهای بی ربط در بسیاری از کارها دیده میشود، البته من هم در همین مکتب درس خواندهام و گرایشهایی به این مسائل دارم، ما ذائقه تماشاگر را از دهه 60 به بعد
پایین آوردیم.
در صورتی که در آن دوره حتی نوجوانان دیالوگهای پرحجم " سر به داران " را حفظ بودند. اما چه اتفاقی در دهه 80 افتاده که ظرفیت شنیدن بینندهها ازبین رفته است؟
سیاح افزود: بسیاری از دیالوگهای پرحجمیکه توسط شخصیت «نرگس» بیان میشد، به منظور اطلاع دادن به مخاطب بود. چندان بازی حسی در این صحنهها نمیدیدم. ضمن این که بخشی از این دیالوگهای طولانی من به صحبت نرگس با فریبا بر میگشت از آن جا که توانسته بودم با دیالوگها ارتباط برقرار کنم مشکلی در بیان آنها نداشتم.
راهیل رستمیان نیز با بیان این که دیالوگها پرحجم در مورد شخصیت «فریبا» صدق نمیکرد، افزود: اکثر دیالوگها فریبا حالت مراودهای داشت. یک بازیگر نمیتواند همواره به یکل شکل باشد و در این صورت دیگر بازیگر نیست. به همین دلیل است که در کشورمان بازیگران خیلی خوب کمتر دیده میشود. چرا معمولا تیپ زیاد داریم و بسیار از بازیگران در نقش خود در جا میزنند.
در ادامه این نشست جواد اردکانی، درباره طراحی لباس و گریم سریال چه کسی به سرهنگ شلیک کرد به ایسنا گفت: اغلب لباسهای سریالهای تاریخی معاصر من درآوردی هستند. به طراحان صحنه و لباس تاکید کردم که در این بخش گرفتار مسائلی نشویم که عدهای از همکارانمان برایمان ساختهاند.
گاهی در طراحی لباسها قصه را به زمانهایی میبریم که ربطی به زمان حال ندارد و در نتیجه همذات پنداری را از تماشاگر میگیریم. در سریال « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» به شدت علاقمند بودم که بیننده از قصه احساس فاصله نکند.
کارگردان « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد » با طرح این پرسش که آیا سال 56 و 57 همه خانم ها کلاه به سر میگذاشتند؟! اذعان داشت: از لباس آدمهای عبوری قصه ناراضیام و باید تاکید بیشتری در این بخش داشتم. شاید به آن دلیل بود که ما آن قدر درگیر آدمهای جلوی دوربین بودیم که کمتر به آدم های عبوری اهمیت دادیم.
به اعتقاد وی، تماشاگر ایرانی بسیار مظلوم است. چرا که بی آن که هیچ ابراز درک و فهمی در اختیارش باشد باید با قصه همراه بشود و از همه چیز سر در بیاورد.
در ادامه این کارگردان درباره بازی داود رشیدی در سریال « چه کسی به سرهنگ شلیک کرد» اظهار داشت: اصرار ما بر این بود که آقای رشیدی همین حد از بازی و همین جنس از بازی را ارائه دهند. چرا که بیننده تنها یکی دو سکانس از قسمت دهم به واقعیت تیمسار طبری پی میبرد.
علی اکبری در پاسخ به این پرسش که برای رسیدن به هدف تا چه اندازه مجاز به تحریف حقایق تاریخی هستیم، گفت: این پرسش را از بزرگی پرسیدم و ایشان هم گفتند که اگر این تحریف در راستای آن حرف و پیام کمکی میکند که باعث میشود مخاطب این قصه را بهتر هضم کند، اشکالی ندارد. ضمن این که در کلیت تحریف نباید وارد شود. اما استفاده از تخیل در جزئیات و فرعیات برای رسیدن به اصل، اشکالی ندارد.
|