پرونده زني كه متهم است شوهر خود را با سيانور به قتل رسانده صبح دیروز در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران مورد رسيدگي قرار گرفت.
در ابتداي جلسه دادگاه نماينده دادستان گفت: متهم رديف اول پرونده به نام «زهرا» معروف به «شيرين» 40 ساله متهم به مباشرت در قتل عمدي شوهرش «حسين» با خوراندن سم سيانور و برقراري رابطه نامشروع با متهم رديف دوم پرونده است. متهم ديگر «عليرضا» 24 ساله متهم به معاونت در قتل عمدي «حسين» و رابطه نامشروع است.
دلداری افزود: در تاريخ 17 اردیبهشت ماه سال جاری فوت مشكوك مردی به نام «حسين» به دادسراي جنايي گزارش داده شد. در گزارش بيمارستان علت فوت بيمار ايست كامل تنفسي و قلبي اعلام شد. بعد از انجام تحقيقات ماموران به خاطر اختلافات شديد خانوادگي همسر مقتول مظنون شدند، اما وی منكر قتل شد و گفت: همسرش بعد از مراجعه به منزل از دوغي كه خودش خريده بود خورد و دچار حالت تهوع شد. 55 روز بعد از جنايت پزشكي قانوني با توجه به معاينه جسد و كالبد شكافي و علت مرگ حسین را مسموميت با سم سيانور اعلام كرد. بعد از اين مسئله دستور دستگيري «شيرين» صادر شد.
نماينده دادستان در ادامه اظهار داشت: بعد از دستگيري متهم رديف اول وي منكر دخالت در قتل شد، اما با توجه به تناقض گوييهايي كه صورت گرفته بود به قسمتي از كارهاي خود اقرار كرد و گفت من قصد کشتن همسرم را نداشتم، چون ميدانستم در ناصرخسرو دارو ميفروشد به آنجا مراجعه كردم و هنگامي كه سيانور به او دادم حالش بد شد براي همين او را به بيمارستان بردم. متهم رديف اول در بازجوييهاي اوليه خود صحبتي از همدستی با فرد دیگری در جنايت نكرد.
وي افزود: ماموران آگاهي براي اين كه مشخص شود متهم دارو را از كجا خريده است حدود 5/1 ساعت به همراه متهم در خيابان ناصرخسرو در جست و جوي فروشنده بودند، اما در نهايت متهم اعلام کرد من با يك ماشين دربستي به اينجا آمدهام و آدرس دقيق را نميدانم.
نماينده دادستان افزود: در این میان «ليلا» فرزند مقتول در اظهارات خود گفت: روز چهلم پدرم، زن جواني به منزل ما مراجعه كرد و مدعي شد كه مادرم زندگي آنها را به هم ريخته است و با همسر سابق او رابطه دارد. من یک روز که مادرم در خانه نبود با تلفن كارتي با تلفن همراه او تماس گرفتم، اما مردي غریبه گوشي را برداشت.دلداری ادامه داد: در نهایت از این طریق مردی به نام علیرضا شناسایی و دستگیر شد و «عليرضا» ماجرا را از ابتداي آشنايي با شیرین توضيح داد و بعد از تحقيقات اقرار كرد كه از روي سادگي با وعدههاي «شيرين» به ناصرخسرو رفتم و سيانور را تهيه كردم. «عليرضا» مدعي شد كه «شيرين» بارها به او گفته بود که از شوهرش متنفر است و میخواهد او را بکشد و برای کشتن او احتیاج به سیانور دارد و اگر سیانور را برای وی تهیه کند از سهمالارث شوهرش برای او یک پژو میخرد.
در ادامه جلسه دادگاه (پدر، مادر و 3 دختر مقتول) به عنوان اولیای دم با حضور در جايگاه اشد مجازات متهم به قتل را تقاضا كردند.
در ادامه جلسه دادگاه شیرین در دفاع از خود گفت: من اتهام قتل عمد را قبول ندارم و اعترافات اوليهام در آگاهي تحت فشار بوده است. من اصلا از اين اطلاع نداشتم كه دارويي كه «عليرضا» براي من گرفته سيانور بود من از او خواسته بودم براي ترك اعتياد همسرم دارو تهيه كند، ما زندگي خوبي داشتيم فقط همسرم به تازگي معتاد شده بود براي همين از او خواستم كه اين دارو را براي من تهيه كند من رابطه نامشروعي با علیرضا نداشتم و رابطه ما فقط براي اين بود كه قرار بود به من كمك كند.
وي درباره چگونگي آشنايياش با متهم رديف دوم گفت: روز آشنايي من با علیرضا، سر مواد مخدر با همسرم دعوا كرده بودم هنگامي كه از منزل بيرون آمدم سوار ماشين علیرضا شدم و آرام گريه ميكردم که او از من پرسيد چه كمكي ميتوانم بكنم، اما من هيچ جوابي به او ندادم. هنگامي كه تلفن من زنگ زد از من خواست تا شماره تماسم را به او بدهم تا مرا كمك كند.
متهم در ادامه دفاعياتش عنوان كرد: «عليرضا» مدعي شد دكتري را میشناسد كه ميتواند اعتیاد همسر مرا ترك دهد. فرداي روز آشنايي علیرضا با من تماس گرفت و گفت دكتر گفته دارويي براي ترك اعتياد وجود دارد و قرار شد آن را براي من تهيه كند و حتي 12 هزار تومان از من گرفت. بعد از اين كه دارو را از او گرفتم به همسرم ماجرا را گفتم و دارو را در كنار داروهاي ديگر در كابينت گذاشتم.
وي ادامه داد: روز حادثه همسرم از منزل خواهرش آمد، حال خوبي نداشت، بعد از چند دقيقه مدام حالت تهوع به وي دست ميداد بعد از چند دقيقه به من گفت دارويي كه در كابينت گذاشته بودي را خوردم و اصلا حالم خوب نيست، براي همين با «عليرضا» تماس گرفتم و از او خواستم تا به منزل من بيايد تا شوهرم را به بيمارستان ببريم.
وي اظهارداشت: هنگامي كه «عليرضا» مقابل منزل ما آمد ماشينش را سر كوچه پارك كرد و با ماشين ما حسین را به بيمارستان برديم.«عليرضا» هنگام رانندگي دستكش سياهي به دستش كرد. او مقابل بيمارستان ماشين را پارك كرد و من به تنهايي همسرم را به بيمارستان بردم و دقایقی بعد برای تهيه دارو رفتم، اما هنگامی که برگشتم، متوجه شدم حسین فوت كرده است. بعد از مرگ همسرم«عليرضا» مدام مرا تهديد ميكرد تا ماجراي تهيه سيانور را به كسي نگويم.
وي در پاسخ به اين سوال قاضي كه چه مدت با علیرضا آشنا بوديد گفت: ما فقط يك ماه بود كه با هم آشنا شده بوديم.
وي در پاسخ به اين سوال كه چرا موبايلت را در اختيار«عليرضا» قرار داده بودي گفت:«عليرضا» به من گفتهبود همسرم علاوه بر مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي با زنان بسياري در ارتباط است و قرار بود كه همسرم را تعقيب كند و كارهاي او را به من گزارش دهد، براي همين تلفنم را در اختيار او قرار داده بودم.
در ادامه جلسه «عليرضا» متهم رديف دوم با حضور در جايگاه اتهام خود را رد كرد و گفت: از ابتداي آشنايي «شيرين» مرا براي كار استخدام كرد و قرار شد هر روز او را به هر كجا كه ميخواهد برسانم، چند روز بعد از آشنايي «شيرين» به 2 دليل، يكي اين كه همسرش از داشتن تلفن همراه مطلع نشود و ديگر اين كه من بتوانم همسرش را تعقيب كنم تلفنش را به من داد، چند روز بعد از حادثه از من خواست كه تلفن را به او پس بدهم و من تلفن را به او پس دادم. چند هفته بعد از آشنايي «شيرين» به من گفت قصد دارم خودكشي كنم همسرم مدام مرا مورد ضرب و شتم قرار ميدهد اينبار اگر بخواهد اين كار را بكند من خودم و دخترم را ميكشم.
علیرضا افزود: «شيرين» از من خواست تا برايش سيانور بخرم چند بار با همديگر به ناصر خسرو رفتيم، اما نتوانستيم سيانور تهيه كنيم. بار سوم كه رفتيم با مردي مواجه شدم كه براحتي مقداري سيانور كه به شكل شكر پنير بود در اختيار من قرار داد و من به «شيرين» دادم. بعد از اين كه سيانور را به او دادم دچار عذاب وجدان شدم، اما نتوانستم «شيرين» را پيدا كنم تا سيانور را از او پس بگيرم. 2 روز بعد ساعت 12 شب «شيرين» با من تماس گرفت و گفت سيانور را به همسرش داده است او از من خواست با هم حسین را به بيمارستان ببريم.
وي در پاسخ به اين سوال قاضي كه چرا شما اينقدر در خريد سيانور مصمم بوديد، گفت: من فكر ميكردم او قصد كشتن خودش را دارد و تحت هيچ شرايطي فكر نميكردم كه او بخواهد كس ديگري را بكشد.
بنابراین گزارش پس از دفاعیات این متهم ختم جلسه اعلام و حکم نهایی بزودی صادر خواهد شد.
|