برکت
آقا خداه بده برکت! هیچ خبر دارید چقدر سایتهای جور واجور موسیقی درست شده است؟ بعضی از این سایتها بیش از 10 هزار ترانه و تصنیف را پخش میکنند. کافی است شما یک کارت اینترنت هزار تومانی بخرید، با یک آدرسی که بسیار آسانتر از آدرس مثلا اداره صدور مجوز فعالیتهای آموزشی ارشاد یا اداره آموزش حین تحصیل معلمان آموزش و پرورش پیدا میشود... و آنگاه بشنوید و بشنوید و بشنوید! در این صورت ممانعت از انتشار آثار ضعیف و سختگیریهای صدور مجوز و بقیه قضایا چه جایگاهی میتواند داشته باشد؟
برای این که مورد اشاره شده در نکته قبلی، این شائبه را پیش نیاورد که ما مخالف صدور مجوز و سختگیری برای ادامه فعالیت برای آثار ضعیف و خارج از عرف و حد و اندازه آثار هنری هستیم باید به یک نکته دیگر هم اشاره کنیم. هدف ما از طرح وجود دهها و صدها سایت جور واجور و رنگارنگ پخش موسیقی جلب توجه عزیزان به تغییر و تحولات شگرف در عرصه ارتباطات و دسترسی آسان و سریع مخاطبان به انواع آثار هنری است که هر شنوندهای میتواند با کمترین امکانات و بیشترین تسهیلات اثر و قطعه مورد دلخواه خود را انتخاب کند و در این شرایط طبیعی است که برد و موفقیت با کسی است که راههای نفوذ و ارتباط وسیع و گسترده را بهتر میداند و با قواعد کار آشناست. البته تاکید کنم که در این "شرایط" یعنی در شرایطی که برابر و عادلانه نیست و هنرمندان و خوانندگان جدی و ارزشمند و به قول رایج این روزها "فاخر" نه به دنبال سایت هستند و نه جنس کار آنها (فعلا) فراخور گنجاندن در سایتهای این چنینی است،
اما به هر حال برای این که در آینده این نوع موسیقیها هم مخاطبان خاص خود را در بین کاربران کامپیوتر و اینترنت پیدا کند باید برای ایجاد چنین فضایی در عرصه ارتباطات اینترنتی فکری شود. این اقدام در وهله اول بهتر است که از سوی متولیان چنین بخشهایی صورت بگیرد و در نهایت بستر مناسبی برای عرضه آثار جدی، هنری و فاخر به وجود بیاید. باز هم در اینباره صحبت خواهیم کرد.
مجمع خوانندگان و چند نکته
شنبه هفته گذشته، چهارمین مجمع کانون خوانندگان موسیقی ایرانی خانه موسیقی در تالار وحدت برگزار شد. قبل از هر چیز بگویم که کرم الهی بیش از 300 نفر خواننده در این روز گردهم آمده بودند و به قول یکی از مسئولان خانه موسیقی این کانون حدود 500 عضو دارد. یعنی ما حدود 500 خواننده موسیقی ایرانی داریم! بله تعجب دارد ما بیش از 500 خواننده داریم ولی ... (ولیاش بماند برای بعد) در هر حال در این روز گروهی از خوانندگان آذری زبان از اردبیل و شهرهای اطراف آن به مجمع آمده بودند و اعتراضات برخی از این دوستان بسیار شنیدنی بود. یکی از این حضرات میگفت که ما تا به حال نشنیده بودیم جایی به نام خانه موسیقی هم وجود داشته است و لپ کلامش این بود که چرا نامزدهای عضویت در هیات مدیره این کانون از قبل تعیین شدهاند و ما طبق آئیننامه انتخابات دیگر نمی توانیم کاندیدای عضویت این هیات مدیره باشیم.
جالب که یکی دیگر از همشهریان این مرد آذری که خود اعتراض دیگری داشت خیلی زیبا و ملیح جواب او را داد. این همشهری با اظهار تعجب از بعضی چیزها میگفت چرا بعضیها که تا امروز صبح، خبر از تشکیل چنین نهادی نداشتند برای عضویت در هیات مدیره یکی از کانونهایش چانه میزنند!؟
بهتر نیست که ما اول درباره نهاد و کانونی که تازه با آن آشنا شده ایم بیشتر بدانیم، مطالعه کنیم و بعد متقاضی شرکت در هیات مدیره آن باشیم؟ دوست دیگری به نکته ظریفتری اشاره کرد. او گفت اینجا موج شاگرد و استادی مانع از انتخاب اعضای جوان در هیات مدیره است. یعنی استادی که سالها شاگردان زیادی را تربیت کرده و به اصطلاح برای خودش «رای» خریده است، اینجا انتخاب میشود و در نتیجه دور از افرادی مثل «علیرضا قربانی» گرفته میشود (البته علیرضا قربانی هم به عنوان عضو علیالبدل اول انتخاب شد و با نفر پنجم هیات مدیره فقط 2 رای اختلاف داشت).
به هر حال انتخابات کانون خوانندگان خانه موسیقی با همه افت و خیزهایش نمادی از قوام و دوام یک نهاد مدنی در عرصه فرهنگ و هنر بود که باید ارزشهای آن را پاس داشت.
هنرمندان برون مرزی
برخی هنرمندان در این فضای غلیظ سیاسی که برای پرونده هستهای ایران به وجود آوردهاند بیکار ننشسته و وارد صحنه شدهاند. از جمله این هنرمندان محمدرضا جعفری (سارو) است که در مرکز شهر ویسبارن آلمان کنسرتی را با همکاری برخی از نوازندگان آلمانی برگزار کرده است. در این کنسرت که سارو هم خوانده و هم نواخته است پلاکاردهایی بر در و دیوار نصب شده که استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای حق مسلم مردم ایران است. شبکههای برون مرزی جامجم گزارش مختصری را از این کنسرت مخابره کردهاند.
افسانه
انتخابات کانونهای خانه موسیقی یکی پس از دیگری در حال برگزاری است؛ امروز کانون پژوهشگران و آخر هفته هم کانون نوازندگان موسیقی ایرانی و... هزاران هنرمند و فعال موسیقی در این یکی دو ماه اخیر نمایندگان خود را انتخاب میکنند و در راس آنها هیات مدیرهای هم تشکیل میشود، اما آخرش چه؟! قصد ما ایرادگیری و عیبجویی و ناامید کردن اعضا و هنرمندان نیست اما واقعا این همه نیرو و انرژی صرف میشود و یک نهاد مدنی با هزار و یک مشکل ریز و درشت پا میگیرد و در نهایت به دلیل نداشتن بودجه (به قول جناب پیرنیاکان که در کانون خوانندگان گفت) عنقریب تلفن و آب و دیگر امکانات اولیه خانه قطع میشود. واقعا این بودجههای میلیاردی که صدای «خادم» (رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر) را درآورد که فقط یک قلم آن صرف 28 میلیارد تومان هزینه در عرض 6 ماه در سازمان فرهنگی و هنری شهرداری بوده است، کجا میرود؟ یک نهاد مدنی با چند هزار عضو معلوم نیست که تا چند ماه دیگر بر دوام است یا به افسانه مبدل خواهد شد.
سپاس
بنیاد رودکی در اقدامی نیکو و پسندیده اثری را اخیرا منتشر کرده که بسیار شنیدنی و جالب است. محتوای اثر که رنگ و بویی تازه و متناسب با فضای فرهنگی و ریشه کهن تمدن و اسطورههای ما دارد، براساس سرودههای حکیم ابوالقاسم فردوسی است، کار آهنگسازی با صادق چراغی و خوانندگی با علیرضا قربانی بوده است.
در کتابچهای که همراه با اثر ارائه شده چند یادداشت کوتاه، شرح و توضیح سازهای ملی و بومی ایران به انضمام عکس آنها، تصویر نوازندگان و یک مقاله پژوهشی و ارزشمند از «محمد پرویزی» با عنوان «درآمدی بر مدرنیته و تجربه موسیقی در ایران» به چاپ رسیده که بسیار خواندنی و قابل تامل است.
فضای کار نیز همانطور که اشاره شد بسیار ایرانی و متفاوت با همه آثاری است که در زمینه موسیقی سنتی ایران ساخته شده است. استفاده از سازهای بومی مثل دونلی، سرنا، دمام، نقاره، بالابان و... در کنار سهتار و تنبک و کمانچه صدایی برخاسته از «خشت و خاک» (نام اثر) ایران را در ذهن شنونده متبادر میکند. باید برای اجرا، ارائه و انتشار این اثر از سازندگان، مجریان و سرمایهگذاران آن قدردانی شود.
باریکتر از مو
در انتخابات مجمع کانون خوانندگان موسیقی ایرانی خانه موسیقی یک خانم خواننده با بیشترین رای به عنوان نفر اول انتخاب شد.این انتخابات بسیار معنادار بود. هرچند که این رای تاثیر و تغییری در آئیننامه تولید، پخش و اجرای صحنهای موسیقی بانوان برجای نگذارد.
|