جلسه محاكمه مردي كه پس از قتل همسرش جسد او را داخل چمدان در بيابان رها كرده بود صبح دیروز در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد.
در اين جلسه كه به رياست قاضي نورالله عزيز محمدي و حضور 4 قاضي مستشار برگزار شد متهم منكر قتل همسرش شد و پدر زنش را به عنوان قاتل معرفي كرد.
* گزارش قتل
ساعت 12 ظهر هشتم بهمن ماه سال 83 مردى جوان كه در حال گذر از حاشيه اتوبان قزوين _ كرج بود به چمدان كرم رنگى برخورد كه پيكر زن جوانى داخل آن بود.
وقتى تيم تجسس پليس به بالاى سر چمدان اعزام شدند و درآن را باز كردند پيكر زن 27 ساله اى را ديدند كه پاهايش را با طنابى بسته بودند و دور گردنش طنابى را گره زده بودند به گونه اى كه مشخص مى كرد او را خفه كرده اند.جسد زن ناشناس به بهشت سكينه برده شد و در شاخه تحقيقى پليس كارآگاهان پى بردند مردى 4 ساعت قبل از كشف قتل چمدانى به كلانترى كمالشهر رفته و خواستار رديابى همسر ناپديد شده اش با نام «سهيلا سعيدى» شده است.
شوهر «سهيلا» با جنايى شدن ماجراى ناپديد شدن وى تحت بازجويى قرار گرفت و گفت: ساعت 6 صبح هفتم بهمن ماه همسرم من را از خواب بيدار كرد تا به سر كار بروم وقتى از خانه خارج شدم «سهيلا» نزد پسرم بود تا این که ساعت 4 بعدازظهر به خانه برگشتم، پسرم تنها بود وقتى پرسيدم كه مادرت كجا است؟ شنيدم كه از وقتى او از خواب بيدار شده است «سهيلا» در خانه نبود، حتى پسرم وقتى براى خوردن صبحانه مى خواست چاى درست كند دستش را سوزانده بود.
* شاهد قتل مادر
18 روز بعد، پليس به شاهد 7 ساله اين جنايت برخورد كه مى گفت به خاطر ترس از پدرش سكوت كرده است و همه جزئيات قتل مادرش را ديده است.
با اعترافات پسر بچه براي متهم پرونده به اتهام قتل عمد كيفرخواست صادر شد و پرونده براي محاكمه به شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده و صبح دیروز محاكمه متهم در اين برگزار شد.
در ابتداي جلسه محاكمه حيدري نماينده دادستان تهران با تشريح پرونده گفت: در اين پرونده حسين معروف به امير متهم به قتل همسرش است كه بنده به عنوان نماينده دادستان براي وي تقاضاي كيفر دارم.
پس از قرائت كيفرخواست قاضي عزيز محمدي از اوليايدم مقتول خواست تقاضاي خود را مطرح كنند. پدر سهيلا با حضور در جايگاه گفت: دامادم چند روز قبل از قتل به خانه ما آمد و گفت، سهيلا قصد خودكشي دارد. هر چه از او در مورد دليل دخترم براي خودكشي پرسيدم او حرفي نزد فقط هنگام خارج شدن از خانه گفت، دخترم معتاد شده است. من براي دامادم تقاضاي قصاص دارم.
در ادامه مادر مقتول نيز با تقاضاي قصاص براي دامادش گفت: امير اگر دخترم را نميخواست او را تحويل ما ميداد نه این که او را به طرز فجيعي به قتل برساند.
با شكايت پدر و مادر مقتول رئيس دادگاه پسر 8 ساله اين زوج را كه شاهد جنايت بود به جايگاه احضار كرد كه او گفت: من همه چيز را خودم ديده بودم. روز حادثه ميهمان داشتيم دوست مادرم همراه همسرش و زوج سالمندي در خانه ما بودند. آنها بعد از شام از خانه ما رفتند. با رفتن ميهمانها پدرم از مادرم خواست براي او ترياك بخرد، اما مادرم قبول نكرد. پدرم ميخواست من را براي خريد ترياك بفرستد كه مادرم اين اجازه را به او نداد.
پدرم خودش ترياك خريد و شروع به كشيدن آن كرد. وقتي ترياكش را كشيد مادرم را هم مجبور به كشيدن ترياك كرد. ماردم سرش درد مي كرد و پس از كشيدن ترياك بيحال شد و شروع به كوبيدن سرش به ديوار كرده از بيني مادرم خون ميآمد.
پدرم با يك طناب قرمز رنگ او را خفه كرد، بعد دستش را با طناب از پشت بست و داخل چمدان گذاشت.
قاضي: در اين موقع مادرت مرده بود؟
پسر مقتول: نه . او چشمهايش باز بود و به من نگاه ميكرد. من پشت ديوار مخفي شده بودم و اين صحنهها را ميديدم.
پدرم بعد از گذاشتن مادرم داخل چمدان به دوستش زنگ زد و از او خواست به خانهمان بيايد. چند دقيقه بعد وقتي دوست پدرم به خانهمان آمد، پدرم چمدان را به او داد و گفت: داخل اين لباسهاي همسرم است آن را در محل خلوتي بيانداز. آن مرد خواست داخل چمدان را ببيند كه پدرم اجازه نداد و گفت داخل آن لباس زنانه است و تو نامحرم هستي.
شاهد قتل ادامه داد:ساعت 3 بامداد پدرم به خانه آمد و خوابيد. صبح هم از خانه خارج شد. با رفتن پدرم خواستم از خانه بيرون بروم كه با در قفل شده روبرو شدم از بالاي ديوار به كوچه رفتم. خودم را به خانه دوستم رساندم و موضوع را براي او تعريف كردم.
قاضي: چرا در ابتدا موضوع را به پليس نگفتي؟
علي: به دليل این که ميترسيدم پدرم من را هم بكشد و در ابتدا طوري نشان ميدادم كه صحنه قتل را نديدهام.
قاضي: در تحقيقات گفته اي پدرت با سيخ دست تو را سوزانده است. او براي چي چنين كاري كرده بود؟
شاهد قتل: وقتي او فهميد من از ماجرا اطلاع دارم با سيخ دست مرا سوزاند تا از ترس موضوع را به كسي نگويم.
با مطرح شدن ادعاهاي پسر اين زوج اتهام قتل عمد به متهم پرونده تفهيم و از او خواسته شد به دفاع از خود بپردازد.
حسين معروف به امير كه داراي دو فقره سابقه كيفري است با رد اتهام خود گفت: من قتل را قبول ندارم. من آزارم به يك موچه هم نمي رسد.
قاضي: فكر ميكني چه كسي همسرت را كشته است؟
متهم: اين قتل كار يك آشنا بوده است. من احتمال ميدهم پدرزنم او را كشته باشد. من كارگرم و از صبح تا شب سر كار بودم و در جريان اين قتل نبودم.
يك بار وقتي به خانه آمدم با يك جفت كفش مردانه مقابل در روبهرو شدم. به داخل خانه رفتم. دوستم مهدي در خانه بود. با مهدي درگير شدم و با چاقو ضربهاي به دست او زدم. همسر با ديدن اين صحنه گفت اشتباه كردم.
از مهدي علت آمدنش به خانهم را پرسيد كه او گفت: با همسرش قهر كرده و به اينجا آمده بود تا همسرم با او صحبت كند شايد به خانه برگردد.
قاضي: اين ماجرا انگيزهاي براي قتل همسرت نبود؟
متهم نه . ما با هم هيچ مشكلي نداشتيم.
بنا بر این گزارش پس از دفاعيات متهم وكيل مدافع او نيز به دفاع از موكلش پرداخت و سپس با ختم جلسه دادگاه قاضي عزيز محمدي و 4 مستشار دادگاه براي صدور حكم وارد شور شدند.
|