در جلسه نقد و بررسي فيلم «به همين سادگي» كه عصر ديروزدر محل دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي برگزار شد، شادمهر راستين، رضا ميركريمي و هنگامه قاضياني حضور داشتند و جهانبخش نورايي منتقد مهمان اين برنامه بود.
در ابتداي اين نشست، شادمهر راستين در مورد ويژگيهاي كار با رضا ميركريمي گفت: طرح اوليه را آقاي ميركريمي در عرض يك سال نوشته بود و من در واقع با سه ميركريمي در مقامهاي فيلمنامهنويس، تهيهكننده و كارگردان روبرو بودم. از وجه تهيهكنندگي او تشكر ميكنم چون اجازه داد فيلمنامه با جزئيات كامل ساخته شود و به اصل قصه وفادار ماند.
جهانبخش نورايي هم در مورد اين فيلم گفت: «به همين سادگي» فيلمي راجع به ريشه و زمان است. زماني كه با ضرباهنگي مدرن، ريشهها را به حاشيه ميراند. زني كه در فيلم هست در درون خود حس شورش دارد ولي در عين حال زني مدير است كه نه تنها خانواده بلكه تمام ساختمان به او نياز دارد.
اما او در فضاي خفقان آوري محصور شده كه اين ميل به شورش، در او بيشتر نمود دارد. نشانهاي هم در اين مورد هست كه يكي از آنها رنگ است.
وي افزود: آپارتمان زن و محيط اطراف او رنگهاي آبي تيره دارد ولي گاهي رگههايي از رنگ به صورتهاي مختلف در آن ديده ميشود. يكي از اين رگههاي رنگ، در بوتيكي است كه دوست زن در آن كار ميكند و اين رنگ او را زني شورشي و ضد مرد معرفي ميكند اما درعين حال، نشان ميدهد كه او زن موفقي نيست و گويا هر كس كه شورش كرده، بدبخت شده است.
نورايي تصريح كرد: فيلم سرشار از نشانههايي است كه با ظرافت در طول فيلم گسترده شده است.
در اين جلسه ميركريمي در پاسخ به سوالي در مورد دليل استفاده از چادر به عنوان حجاب شخصيت اول فيلم، گفت: خواستم چادر را به معناي وسيله حفظ حرمت زن در معناي واقعي آن به كار ببرم. سعي كردم طاهره را شخصيتي ترسيم كنم كه تماشاچي با او همذاتپنداري كند، دوستش داشته باشد و همه اينها را به صورت غير مستقيم نشان دادم چون من فكر ميكنم كه نگاه مستقيم و تاكيد روي اين مقولات غلط است و وقتي ميبينم كه به زن، به صورت كليشهاي نگاه ميكنند، ناراحت ميشوم.
شادمهر راستين در پاسخ به سوالي در مورد روش نگارش فيلمنامه «به همين سادگي» گفت: در اين فيلم گرايش به ادبيات مدرن وجود دارد كه در آن، درام در عرض مسير به راه خود ادامه ميدهد. اين باعث ميشود فيلم تابع شخصيت باشد نه حوادث.
نورايي هم افزود: در اين فيلم، نشانهها و وقايع داستان را پيش ميبرد. يكي از نشانهها چلچراغي در خانه شخصيت اصلي است كه با ديگر وسايل، فرق اساسي دارد و تنها وسيلهاي است كه او را به بند نميكشد و به نوعي منبع الهام او است.
ميركريمي در پاسخ به پرسشي در مورد پايان فيلم گفت: فيلم پاياني خوشي ندارد و در پايان بغضي در گلو ميماند و موضوعي حل نميشود. ولي براي من رسيدن به اين پايان سخت بود.
وي افزود: يكي از راههاي بيان كردن درونيات اشخاص، استفاده از صداي درون است و يكي ديگر، دعا كردن شخصيت و درددل او با خدا است. ما نخواستيم در ديالوگ مشكل او گفته شود يا با اين روشها، تماشاگر درد او را بفهمد، بلكه خواستيم تا انتهاي فيلم، مشكل او مكتوم بماند. فيلم در واقع قسمتي از يك قصه است. ترديد طاهره در مرز ماندن و رفتن ماجرايي است كه طول عمر دارد و پس از مدتي به اين مرحله رسيده كه ما آن را ميبينيم. ما در انتها تنها ميبينيم او زني است كه دل بزرگي دارد و نميخواهد فعلا خانوادهاش را ترك كند ولي مشخص نيست كه او فردا در خانه بماند يا فردا خانه را ترك كند.
«هنگامه قاضياني» بازيگر فيلم «به همين سادگي» نيز ضمن صحبت درباره حضور خود در اين فيلم، اظهار داشت: انسانها داراي كنش هستند و غيرقابل پيشبينياند. گاه يك روز احوالات خاصي بدون هيچ دليلي بر انسان حاكم ميشود و اين فيلم همان احوالات خاص را بيان ميكند، ضمن اين كه تنهايي فقط مختص به زن نيست و ما در اين فيلم يك مرد تنها را هم ميبينيم.
در پايان اين مراسم، لوح تقديري از طرف مسئولان دانشگاه شهيدبهشتي، به عوامل فيلم «به همين سادگي» اهدا شد.
|