عذاب وجدان ،قاتل لیلا را به آگاهی برد
هموطن سلام , دوشنبه 24 مرداد 1384 - ساعت 19:40

مرد شکاکی که پس از به قتل رساندن همسرش در ارومیه به تهران گریخته بود یکسال پس از این جنایت خود را تسلیم پلیس کرد.

 

مرد شکاکی که پس از به قتل رساندن همسرش در ارومیه به تهران گریخته بود یکسال پس از این جنایت خود را تسلیم پلیس کرد.
به گزارش خبرنگار ما، این مرد که حبیب نام دارد نیمه شب 8 تیرماه سال 83 همسر 24 ساله‏اش را که لیلا نام داشت به قتل رساند و پس از آن به تهران گریخت. او که ادعا می‏کند لیلا را به خاطر رابطه پنهانی‏اش با مرد همسایه به قتل رسانده است یکسال پس از این جنایت به خاطر عذاب وجدان به کلانتری 117 جوادیه مراجعه کرد و تسلیم پلیس شد.
این قاتل 35 ساله صبح دیروز وقتی مقابل بازپرس شعبه 7 دادسرای جنایی تهران قرار گرفت گفت: 2 سال ونیم از ازدواج من و لیلا می‏گذشت که متوجه شدم او با مرد همسایه رابطه پنهانی دارد. من در روستای توپراق قلعه شهرستان ارومیه دامداری داشتم و وضع مالی‏ام خوب بود برای همین هرچه لیلا می‏خواست برایش تهیه می‏کردم و نمی‏گذاشتم او در زندگی کمبود داشته باشد.
حبیب ادامه داد: لیلا از آشنایان یکی از کارگران من بود و به واسطه کارگرم با او ازدواج کردم پس از ازدواج خانه‏ای در خیابان ابوذر خریدم و همراه لیلا به آنجا نقل مکان کردم زندگی ما به خوبی و خوشی می‏گذشت و من صبح‏ها به دامداری می‏رفتم و بعدازظهرها را در خانه بودم تا این که متوجه رابطه همسرم با مرد همسایه شدم. چندین بار به لیلا تذکر دادم و او هم رابطه‏اش با مرد همسایه را انکار می‏کرد ولی مدتی بعد وقتی از این رابطه مطمئن شدم از لیلا توضیح خواستم و اوگفت که به خاطر مهربانی‏های مرد همسایه تن به این رابطه داده است.
حبیب گفت: همان شب، در حالی که من بشدت عصبانی بودم و زندگی‏ام را بر باد رفته می‏دیدم منتظر ماندم تا لیلا بخوابد و وقتی او در خواب بود با دستانم خفه‏اش کردم پس از آن هم با چاقو یک ضربه به شکمش زدم و به تهران گریختم. وقتی وارد این شهر شدم مدتی را به دنبال کار گشتم و به عنوان کارگر ساختمانی مشغول به کار شدم. ولی هر شب لیلا را در خواب می‏دیدم و که من هجوم می‏آورد.
هرچه سعی کردم این ماجرا را فراموش کنم تا وقتی آب‏ها از آسیاب افتاد به ارومیه برگردم فایده‏ای نداشت و فکر و خیال لیلا همیشه آزارم می‏داد تا این که تصمیم گرفتم تسلیم پلیس شدم و خودم را در اختیار قانون قراردهم.
بنابراین به کلانتری 117 رفتم و خودم را تسلیم کردم.
پس از اظهارات حبیب،بازپرس حسینی دستور بازداشت او را صادر کرد و این مرد برای انجام تحقیقات پلیسی در اختیار اداره آگاهی قرار گرفت.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news40035.html