راز یک عشق در دادسرا برملاشد
هموطن سلام , دوشنبه 18 مهر 1384 - ساعت 22:32

دعوا بر سر یک دختر فراری بعد از مدت‏ها، عشق یک زن میانسال به پسر 20ساله را برملا کرد.

 

دعوا بر سر یک دختر فراری بعد از مدت‏ها، عشق یک زن میانسال به پسر 20ساله را برملا کرد.
به گزارش خبرنگار ما، چندی پیش ماموران گشت نیروی انتظامی 3 پسرجوان را که در حال دعوا بودند دستگیر کردند. این 3 جوان که محمد، علیرضا و فرید نام دارند در اعترافات خود گفتند دعوا بر سر یک جفت کتانی بود و ما بر سر این که کتانی متعلق به چه کسی است با هم درگیر شدیم.
در همان شرایط که تحقیقات پیرامون این ماجرا ادامه داشت زنی که خود را مادر محمد یکی از 3جوان معرفی می‏کرد مرتب به دادسرا مراجعه می‏کرد تا بتواند محمد را که در بازداشت به سر می‏برد آزاد کند، چند روز بعد زن دیگری به دادسرا مراجعه کرد و به بازپرس پرونده گفت، پسرم محمد بازداشت است و برای پیگیری کار او به اینجا آمده‏ام. بازپرس پرونده که متوجه شده بود یکی از این 2 زن که خود را مادر محمد معرفی می‏کنند دروغ می‏گویند، مدارک آنها را مورد بررسی قرار داد و مشخص شد زن اولی که ناهید نام دارد به دروغ خود را مادر محمد معرفی کرده است. بنابراین، ناهید مورد بازجویی قرار گرفت. او گفت: چند ماه پیش با محمد آشنا شدم و بعد از مدتی از آنجایی که بسیار تنها بودم به او دل بستم و محمد هم به من گفت که عاشقم شده. وقتی از احساس او نسبت به خودم باخبر شدم تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم، قرار بود او پدر ومادرش را آماده کند تا مرا بپذیرند. من خانه و زندگی داشتم و می‏توانستم محمد را خوشبخت کنم، اما می‏دانستم چون 17سال از او بزرگتر هستم خانواده‏اش مقاومت نشان دهند. بنابراین با هم قرار گذاشتیم تا او مدتی در خانه من رفت وآمد کند و بعد با هم ازدواج کنیم در این مدت من یک دختر فراری به نام نازنین را که دختری تنها بود به خانه‏ام آوردم، او نمی‏خواست پیش پدر و مادرش برگردد من هم دلم برایش می‏سوخت، اما بعد از چند روز متوجه شدم بین محمد و 2 دوستش فرید و علیرضا بر سر این که چه کسی با نازنین رابطه داشته باشد دعواست و آنها مرتب با هم بحث دارند. نازنین دختر بسیار آرام و خوبی بود و من نمی‏خواستم آسیبی به او برسد و از محمد خواستم دست از سر او بردارد تا این که روزحادثه متوجه شدم این 3 پسر دوباره با هم دعوا کرده‏اند. محمد از دادسرا با من تماس گرفت و گفت چه اتفاقی برایش افتاده است، وقتی برای پیگیری کارهایش به دادسرا آمدم نمی‏ توانستم خودم را نامزد او معرفی کنم، چون از چهره‏ام مشخص بود چقدر از او بزرگتر هستم، بنابراین تصمیم گرفتم خودم را به جای مادر محمد جا بزنم. پس از اعترافات ناهید، نازنین دختر فراری به کانون اصلاح و تربیت فرستاده شد و تحقیقات از ناهید ادامه دارد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news46204.html