پنجشنبه 21 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

اخبار داخلی هموطن آنلاين پيروزي بر خرچنگ

 
 

دوشنبه 14 بهمن 1387

پيروزي بر خرچنگ

 
 

باورش سخت بود، اما از دام سرطان گريخته بود و مي‌خواست بار ديگر طعم زندگي توام با سلامت را بچشد...

وقتي برگه آزمايش را به خاطره دادند، چند قطره اشك از كنار چشم‌هاي خسته‌اش روي گونه‌هايش چكيد. به نتيجه آزمايش‌ها اعتماد نداشت، اما اين آخرين آزمايشي طولاني‌اي بود كه از نظر پزشكي معادل مرگ قطعي سلول‌هاي سرطاني در بدن او بود.
2 سال گذشته براي خاطره به كابوسي مي‌ماند كه هر لحظه‌اش چون يك عمر گذشته بود؛ 2 سالي كه او با مرگ دست و پنجه نرم كرده و دائما انتظار شكست در جدال با سلول‌هاي سرطاني را مي‌كشيد، اما جنگيد و پيروز شد.
عيد سال 86 بود كه خانواده پرجمعيت خاطره براي تعطيلات به مشهد رفته بودند. خانه پدري شلوغ بود. 13 روز تعطيلي مثل برق و باد گذشت و هنوز 13 نشده بود كه هر كس پي كار خودش رفت. خاطره ماند و همسر و تنها فرزندش كه دختر 2 ساله خوش‌زباني به اسم دنيا بود.
خاطره كه 7 ماه از بارداري‌اش مي‌گذشت از بانك محل خدمتش مرخصي قبل از زايمان گرفته بود. اولين روز كاري سال جديد به پزشك معالجش مراجعه كرد تا علت كسالت و بي‌حالي مدامش را جويا شود. پزشك مشكل خاصي نمي‌ديد، اما براي اطمينان انجام چند آزمايش را تجويز كرد. شب‌ها بشدت عرق مي‌كرد، اشتها نداشت و بيشتر مواقع بي‌حال بود.
چند روز بعد كه با جواب آزمايش برگشت، دكتر با تجويز چند آزمايش جديد نشاني پزشك ديگري را به او داد و تاكيد كرد پس از انجام فوري آزمايش‌ها به پزشكي كه معرفي كرده بود، مراجعه كند.
پزشك جديد كه متخصص انكولوژي (خون) بود پس از بررسي آزمايش‌ها چند دقيقه‌اي با فردين، شوهر خاطره خلوت كرد. فردين در راه خانه ساكت بود. همان شب اسباب و وسايلشان را جمع كردند و صبح زود راهي تهران شدند.
عصر همان روز بلافاصله پس از رسيدن به تهران نزد پزشك ديگري رفتند كه رضا، يكي از برادر‌هاي خاطره پيدا كرده بود.
ملاقات با دكتر تنها چند دقيقه طول كشيد. دفترچه خاطره مملو از آزمايش‌هاي تجويز شده براي تشخيص نهايي بود. روز بعد كه دوباره به ملاقات دكتر رفتند دوباره جلسه خصوصي بدون حضور خاطره شكل گرفت. دكتر كه مردي پنجاه و چند ساله با موهايي جوگندمي بود مختصر و مفيد و بدون هيچ حاشيه‌اي از ابتلاي خاطره به سرطان خون حاد (AML) خبر داد. پيش‌بيني دكتر اين بود كه خاطره حداكثر دو سه ماه فرصت دارد.

***
اگرچه علم پزشكي به دستاوردهاي قابل توجهي در درمان سرطان دست يافته، اما تا آنجا كه به شناسايي علل بروز سرطان و پيشگيري از آن مربوط مي شود، دانش بشر طي دهه‌هاي اخير پيشرفت چنداني نداشته است.
به رغم تلاش‌هاي مداوم و خستگي‌ناپذير محققان هنوز هم تنها تعريفي كه از سرطان ارائه مي‌شود، از چند خط توضيح كلي فراتر نمي‌رود. سرطان را رشد، تكثير و اشاعه غيرطبيعي سلول‌هاي بدن تعريف مي‌كنند كه به دليل ناهنجاري‌هايي كه به وجود مي‌آورد، بيمار را به سمت مرگ سوق مي‌دهد.
با اين حال، سرطان همچنان مي‌تازد و قرباني مي‌گيرد. سازمان بهداشت جهاني (WHO) دسامبر سال گذشته ميلادي (2008) با انتشار بيانيه‌اي از دو برابر شدن تعداد آمار مبتلايان به سرطان تا پايان سال آينده ميلادي (2010) خبر داد.
براساس پيش‌بيني‌هاي اين سازمان، قبل از آن كه سال 2010 ميلادي به پايان برسد، سرطان با پيشي گرفتن از نارسايي‌هاي قلبي به مهم‌ترين علت مرگ و مير انسان تبديل خواهد شد. متاسفانه ايران هم از اين موج نوظهور اشاعه سرطان بي‌نصيب نمانده است تا آنجا كه به گفته اردشير قوام‌زاده، انكولوژيست و رئيس گروه تحقيقات پيوند مغز استخوان بيمارستان شريعتي هر ساله 100هزار مورد جديد سرطان در كشور حادث مي‌شود كه اين آمار بسرعت در حال افزايش است.
در غياب نهادي منسجم براي ثبت و ضبط آمار ابتلا به سرطان در كشور اطلاعات چنداني از موفقيت شيوه‌هاي درماني، پراكندگي جغرافيايي مبتلايان به سرطان و انجام تحقيقات بومي در اين حوزه در دست نيست. به همين سياق، اطلاعات دقيقي درباره تعداد كساني كه در هر سال به اين عارضه مبتلا مي‌شوند و شمار آنان كه در جنگ با سرطان به موفقيت دست پيدا مي‌كنند، وجود ندارد.
اگرچه نام سرطان به خودي خود دلهره‌آور است، اما خوشبختانه بيشتر سرطان‌ها خوش‌خيم هستند و بيماراني هم كه با سرطان‌هاي مرگ‌آور و بدخيم دست و پنجه نرم مي‌كنند، باز هم شانس زنده ماندن دارند. نتيجه‌بخش بودن 70 درصد درمان‌ها در كشور گواهي بر درستي اين ادعاست.
هرچند انتشار خبرهاي ضد و نقيض كه از خاصيت ضدسرطاني فلان ماده و اثرات سرطان‌زاي ديگري حكايت دارند، اعتماد مردم را به تحقيقاتي كه در مورد علل بروز سرطان انجام مي‌شود از بين برده‌اند، اما شك نكنيد كه اجتناب از زياده‌روي در مصرف غذاهاي سرخ شده و پرچرب، افزايش مصرف شير و سبزيجات، به حداقل رساندن استرس و اعتقاد مذهبي نقشي بسزا در كاهش ابتلا به سرطان ايفا مي‌كنند.

***
اولين مراجعه خاطره به يكي از متخصص‌هاي قديمي‌ و اسم و رسم‌دار پايتخت، چندان اميدبخش نبود. پزشك ميانسال پس از بررسي سطحي نتايج آزمايش‌ها با همسر و برادر خاطره خلوت كرد. به قدري با بي‌تفاوتي درباره بيماري خاطره و سرنوشت او صحبت مي‌كرد كه گويي درباره گياهي بي‌جان صحبت مي‌كند. توصيه‌هاي دكتر مختصر و مفيد بود: «برگردين مشهد. بذارين دور و برش شلوغ باشه و از بودن با بچه‌ها و فاميلش لذت ببره»! در برابر اصرار رضا و فردين در مورد فرصت خاطره براي ماندن افزود: در خوشبينانه‌ترين حالت 3 2 ماه دوام مي‌ياره، پس خودتون رو خسته نكنين.
كم مانده بود مطب را روي سر دكتر خراب كنند اما آنقدر گرفتاري داشتند كه جايي براي درگيري نمانده بود. دكتر محترم حتي حاضر نشد پزشك ديگري را براي شروع روند درمان خاطره معرفي كند. يكي از آشناها اسم و آدرس انكولوژيست (متخصص خون) ديگري را داد. كمتر از يك ساعت بعد در مطب او بودند. دكتر كه دهه ششم عمر خود را پشت سر مي‌گذاشت، مطب شلوغي داشت. از ديد فردين و رضا اين اميد‌بخش بود.
تعرفه وزارت بهداشت يعني چه؟! 40 هزار تومان براي 15 دقيقه گفتگوي تلگرافي با آقاي دكتر پرداختند. او هم آنقدر سرطاني ديده بود كه خاطره بين آنها گم بود. پرونده را ديد و با يادآوري اين كه سرطان بيماري پرهزينه‌اي است براي به عهده گرفتن مسووليت درمان او اعلام آمادگي كرد.
صبح روز بعد بود كه پس از پرداخت وجهي قابل توجه، خاطره را در بيمارستاني خصوصي بستري كردند. بچه دومش كه پسري نحيف بود با عمل سزارين به دنيا آمد. 8 ماهه بود. ريه‌هايش شكل نگرفته بود و بايد مدتي در دستگاه انكوباتور تحت نظارت قرار مي‌گرفت. او را به بيمارستان ديگري بردند كه به گفته پزشك معالج امكانات بهتري براي مراقبت از نوزادان داشت. روند شيمي‌درماني خاطره از روز بعد شروع شد. گويي نزديكان خاطره را وارد تونل وحشت كرده بودند. بخشي كه خاطره در آن بستري بود مملو از بيماران سرطاني بود. روزي نبود كه جسدي از بيمارستان خارج نشود. فضاي بخش گرفته و حزن‌آلود بود.
نسخه‌هاي خاطره قيمت‌هاي نجومي داشتند. براي تهيه داروها بايد به چند داروخانه و گاه ده‌ها داروخانه سر مي‌زدند. تهيه پول داروها يك مصيبت و پيدا كردن داروها مصيبت ديگري بود. داروخانه‌هايي كه داروهاي خاصي را ارائه مي‌كنند اغلب شلوغ بودند و تهيه داروها به وظيفه‌اي سنگين، وقت‌گير و دردسرساز تبديل شده بود.
دكتر محترم پيش از هر چيزي به پول فكر مي‌كرد. هيچ وقت حاضر نبود كمي وقت بگذارد و لااقل به سوالات بي‌شمار خاطره و اطرافيانش كه مي‌خواستند از روند درمان اطلاع پيدا كنند، پاسخ دهد. پرستارهاي بخش مي‌گفتند آقاي دكتر از محققان برجسته سرطان كشور است، از آسمان به زمين آمده و در كار خود بي‌همتاست، اما برادر خاطره پس از جستجوي طولاني در اينترنت حتي يك مورد را نيافته بود كه مويد اين ادعاها باشد.
آقاي دكتر به قدري سرگرم پول درآوردن بود كه حتي وقتي براي آگاهي يافتن از شيوه‌هاي جديد درماني نداشت. هر از گاهي راهي ديار غربت مي‌شد. مي‌گفتند هر دو سه ماه عازم آمريكا مي‌شود، اما اين سفرها نه براي شركت در كلاس‌هاي بازآموزي يا دوره‌هاي تحقيقاتي كه براي ديدار با فرزندان بود كه در ينگه دنيا زندگي مي‌كردند.
روزها شب مي‌شد و شب‌ها روز. با طولاني شدن روند درمان قدرت مالي خانواده خاطره تحليل مي‌‌رفت، او به دليل تكرر دوره‌هاي شيمي‌درماني و استفاده از دوزهاي بالا ضعيف‌تر و ضعيف‌تر مي‌شد و دوست و فاميل كم‌كم او را كه ماه‌ها بود در بيمارستان بستري بود از ياد مي‌بردند.
در غياب نهادي منسجم براي ثبت و ضبط آمار ابتلا به سرطان در كشور اطلاعات چنداني از موفقيت شيوه‌هاي درماني در دست نيست شيمي‌درماني وحشتناك‌ترين شيوه درمان است. فشار رواني بستري طولاني‌مدت در بيمارستان، ترس از نتيجه‌بخش نبودن درمان و نگراني از خسته شدن اطرافيان موجب مي‌شود بيمار شرايط روحي نه‌چندان خوشايندي را تجربه كند.
6 ماه (6 دوره) از شروع درمان خاطره گذشته بود، اما آقاي دكتر هنوز هم تعريفي براي برنامه درماني خود نداشت. چون بوف دائما از احتمال مرگ خاطره مي‌گفت. همه به تنگ آمده بودند. عاقبت پس از اين كابوس 6 ماهه وقتي آزمايش خون و نمونه‌برداري از مغز استخوان نويدبخش توقف فعاليت سلول‌هاي سرطاني بود، خاطره و تمام خانواده جان تازه‌اي گرفتند.

***
هرچند وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مطابق قانون متولي ساماندهي بخش درمان در كشور است، اما فقدان نظارت جدي باعث شده بيماران و پزشكان به يك اندازه در چرخه‌اي معيوب گرفتار آيند.
شايد بارها به پزشك مراجعه كرده باشيد و اصرار برخي پزشكان براي مثلا مراجعه به فلان داروخانه براي تهيه اقلام تجويز شده يا رفتن به فلان آزمايشگاه براي انجام آزمايش‌ها را تجربه كرده باشيد. واقعيت اين است كه داروهاي داروخانه سفارش‌شده يا عملكرد آزمايشگاه مورد تاييد آقا يا خانم پزشك در خوشبينانه‌ترين حالت تفاوت چنداني با ساير داروخانه‌ها و آزمايشگاه‌ها ندارد!
اين قصه سر دراز دارد. تعرفه‌هايي كه رعايت نمي‌شوند، ‌بيمارستان‌هايي كه تخت‌هايشان را با هر ترفندي پر نگه مي‌دارند و البته اگر مريض پول نداشته باشد برخلاف نص صريح قانون از پذيرش بيمار و درمان او اجتناب مي‌ورزند.
دوست پزشكي كه دست بر قضا كارمند يكي از شركت‌هاي داروسازي خارجي در كشور است از ترفندهاي عجيب و غريب براي فروش دارو مي‌گويد؛ از زد و بندهاي پشت پرده براي واردات دارو به كشور و شيوه‌هاي تهاجمي فروش كه سالانه ميلياردها تومان به جيب افراد حقيقي و حقوقي دست‌اندركار صنعت پرسود درمان سرازير مي‌كنند.
شايد حتي به مخيله‌تان هم خطور نكرده باشد كه صنايع دارويي پس از صنعت جنگ‌افزارسازي سودده‌ترين كار در دنياست. اين صنعت از وجوه زيادي حتي از صنايع جنگ‌افزارسازي هم سودده‌تر است، چرا كه با بروز بحران‌هاي مالي و اقتصادي ممكن است معاملات تسليحاتي كاهش يابد، اما روند درمان را كه نمي‌توان متوقف كرد.
وقتي كمتر از يك سال پس از پايان دوره‌هاي شيمي‌درماني نشانه‌هاي بيماري دوباره در خاطره هويدا شد، گويي دنيا را روي سرش خراب كرده بودند. ديگر طاقت شيمي‌درماني را نداشت. پزشك ديگري را به او معرفي كردند.
پزشك جديد جوان بود. با دقت به همه حرف‌هاي خاطره گوش كرد و با حوصله به سوالاتش پاسخ گفت. او برخلاف پزشك قبلي هيچ اعتقادي به شيمي‌درماني نداشت. 2 مرحله شيمي‌درماني و بلافاصله پيوند مغز استخوان.
همه چيز تند و سريع رو به راه شد. تنها مركز پيوند مغز استخوان ايران در بيمارستان شريعتي تهران داير است، انجام اين عمل براي اتباع ايران رايگان بوده و هزينه آن توسط دولت پرداخت مي‌شود، در حالي كه همين عمل در همين بيمارستان براي خارجي‌ها 70 ميليون تومان آب مي‌خورد.
پزشكان اين مركز در واقع خود را وقف بيماران سرطاني كرده‌اند و به طور مستقيم وجهي از بيماران دريافت نمي‌كنند.
خاطره، نزديك به 18 ماه با سرطان جنگيده بود و به رغم خستگي و دلزدگي براي آخرين كارزار با سرطان عجله داشت. عمل پيوند مغز استخوان 6 ساعت طول كشيد و پس از آن 28 روز را در اتاق ايزوله تحت‌نظر بود.
روزهاي آخر دائما دلهره داشت. باورش سخت بود، اما از دام سرطان گريخته بود و مي‌خواست بار ديگر طعم زندگي توام با سلامت را بچشد؛ چيزي كه ما هر روز مزه‌مزه مي‌كنيم، اما واقعا طعمش را نمي‌دانيم.
رضا سادات

 
 

استرس ‌شغلي،‌ ويروسي ‌مخرب ...
ايران داراي بيشترين تالابهاي قرمز كنوانسيون رامسر
تصويب طرح جامع ترافيك تهران

 
   
 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار