 سحر كمالي نفر _ شركتهاي هرمي از چند دهه قبل به صورت مستقيم يا با واسطه و حتي آنلاين مشغول به كار شدهاند. اين شركتها به شيوهاي موثر مشتريان را توجيه ميكنند تا ابزار مورد نظر خود را بفروشند و از هر يك از مشتريان نيز خواسته ميشود تا بتواند دو يا چند مشتري براي اين كالا يا خدمات پيدا كند. در واقع دغدغه فروش براي تامين سپرده اوليه به مشتريان انتقال مييابد.
شركتهاي هرمي در جهان به عنوان بازاريابي چندسطحي يا بازاريابي شبكهاي معروف است و بيش از 80 سال سابقه دارد. قديميترين موارد اين نوع بازاريابي در روسيه تزاري توسط يك دوچرخهفروش انجام شده است. اين ماجرا را ياكووايسيدوروويچ پرلمان رياضيدان روس كه از اوايل قرن بيستم تا اواخر جنگ جهاني دوم زندگي ميكرده، با عنوان «دوچرخههاي ارزان» نقل كرده است.
خريداران، نقش بازارياب را بازي ميكنند و براي رسيدن به پورسانت ميبايست به دنبال مشتري بگردند. اين به نفع شركت است زيرا با اين كار هزينه بازاريابي و تبليغ براي شركت كاهش مييابد ولي در عوض اين هزينه در بين تعداد زيادي بازارياب غيرحرفهاي تقسيم ميشود.
اكثر اين گونه شركتها براي تامين مخارج، كالاهايشان را گرانتر ميفروشند.
اگر شركتي بخواهد با روش بازاريابي چندسطحي كالاهايش را بفروشد بايد هزينه پورسانتها را از جايي تأمين كند و هزينه اضافي از بازاريابهايي گرفته ميشود كه با آرزوي رسيدن به پورسانت، به شركت خدمت ميكنند ولي طبق محاسبات علمي، درصد بالايي از آنها قطعا به پورسانت وعده داده شده نخواهند رسيد.
اگر با يافتن دو مشتري اول، به فرد پورسانت داده شود، قطعا بيش از 50 درصد مشتريان، پورسانتي دريافت نميكنند. در شركتهاي موجود، درصد كساني كه پورسانت دريافتيشان از اضافه قيمت اوليه كمتر است به بيش از 90 درصد ميرسد.
دليل گرايش افراد به اين نوع بازاريابي اين است كه به افراد گفته ميشود كه ميتوانند در مدتي كوتاه دو يا چند مشتري جديد براي محصولات پيدا كنند و آن افراد نيز در مدت كوتاهي به اين هدف ميرسند. در نتيجه افراد اميدوارند كه اين شبكه دودويي با رشدي كه دارد، مثلاً بعد از 10 مرحله، منجر به ورود بيش از 1000مشتري شود كه باعث خواهد شد پورسانت قابل ملاحظهاي به شروعكننده اين شبكه برسد.در واقع طمع پورسانت، افراد را به اين كار ميكشاند.
مشكل كجاست؟
رشد اين شبكهها در طول زمان با افزايش تعداد مشتريان، كند و كندتر ميشود. يك شبكه دودويي در لايه بيستم به بيش از يك ميليون عضو و در لايه سي و سوم به بيش از 8 ميليارد عضو جديد نياز دارد! در نتيجه دير يا زود زماني ميرسد كه ديگر نميتوان در زمان معقول براي شركت مشتري پيدا كرد.
اينجاست كه درصد بسيار بالايي از اعضاي اين شبكه ضرر ميكنند. اين در حالي است كه شركت و تنها درصد كمي از مشترياني كه زودتر وارد شبكه شدهاند، به سودي بسيار رسيدهاند.
اين نكته نيز قابل توجه است شركتي كه در هر مرحله بيش از 90 درصد مشتريانش در انتظار سود هستند، اگر يك ميليون عضو داشته باشد 900 هزار نفر آنها در انتظار سود هستند و اين انتظار در صورتي به پايان ميرسد كه تعداد كل مشتريان 10 ميليون نفر شود و در اين حالت تعداد كساني كه در انتظار سود هستند به 9 ميليون نفر رسيده است! يعني تعداد اين افراد 10 برابر شده است. اين روند دير يا زود متوقف خواهد شد و واضح است كه هر چه زمان توقف، ديرتر باشد، تعداد ضرركردهها بيشتر خواهد بود.
در اكثر كشورهاي پيشرفته اين نوع بازاريابي قانوني شده است و در كشورهاي كانادا، آلمان، انگلستان و آمريكا آزاد است و به طور كلي حدود 50 كشور در تمام جهان كه اغلب از كشورهاي توسعه يافته هستند و از جمله كشورهاي در حال توسعه نيز كه در اين رشته فعال است، ميتوان به فيليپين اشاره كرد.
از جمله معروفترين اين شركتها نيز ميتوان به گلدكوئيست، گلد ماينر و گلدكوين اشاره كرد.
البته گفتني است كه معروفترين شركتهاي هرمي بينالمللي به فروش اشكال گوناگوني از طلا مانند سكه يا زيورآلات ميپرداختهاند، اما در حال حاضر اين گونه شركتها در بسياري از كشورهاي جهان فعالند و به صورت آنلاين از طريق اينترنت و كارت اعتباري با بازاريابهايي كه هرگز آنها را نميبينند، كار ميكنند و هويت واقعيشان در اكثر موارد مخفي ميماند. از سوي ديگر، جنس كالا صرفا از طلا نيست بلكه از گوشي تلفن همراه گرفته تا لوازمالتحرير و سي دي و كالاهاي ديگر را شامل ميشود.
در كشور ايران كه اين بازاريابي در واقع بازي با پول و بدون محصول است، غيرقانوني شناخته شده است. |