چهارشنبه 18 دي 1387

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهی در هموطن 
نسخه موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
بازار کامپیوتر در یک نگاه
:: نکته آموزشی ::
ارتقا کارایی هارددیسک‌ها با تکنولوژی NCQ

اخبار خارجی فرهنگ و هنر «سه در چهار»؛ يک طنز ملموس ايراني

 
 

مهر , جمعه 11 مرداد 1387

«سه در چهار»؛ يک طنز ملموس ايراني

 
 

مجيد صالحي بازيگر نام آشنا فيلم‌ها و مجموعه‌هاي طنز تلويزيون و سينما در جديدترين مجموعه‌اي که کارگرداني کرده قصد دارد طنز خاص خود را در متن و اجرا وارد کند و با در نظر داشتن اين هدف به موفقيت نسبي رسيده است.

مجموعه "سه در چهار" مجيد صالحي که روزهاي زوج از شبکه يک پخش مي‌شود، رويکردي دارد به نوعي طنز ملموس و برخاسته از مناسبات ايراني که نقطه قوت بالقوه کار را در ميان اوج و فرود کيفي به خود اختصاص داده است.
مجيد صالحي بازيگر نام آشنا فيلم‌ها و مجموعه‌هاي طنز تلويزيون و سينما در جديدترين مجموعه‌اي که کارگرداني کرده قصد دارد طنز خاص خود را در متن و اجرا وارد کند و با در نظر داشتن اين هدف به موفقيت نسبي رسيده است.
پرونده بلندبالاي صالحي در حوزه بازيگري سينما و تلويزيون مشخص و قابل پيگيري است. او با روي آوردن به کارگرداني و دستياري و مشاوره با رضا عطاران در مجموعه‌هايش به نوعي بر مسير موفقيت اين همکار قديم خود گام گذاشته است. مسيري که عطاران را از بازيگري طنز تلويزيوني به نويسندگي و کارگرداني در رسانه ملي و بازيگري در سينما پيش برد.
صالحي اولين مجموعه خود را نيز در اين تعامل با عطاران ساخت. به اين مفهوم که موفقيت مجموعه طنز آيتمي "قطار ابدي" به کارگرداني رضا عطاران شرايطي فراهم کرد تا همان گروه توليد اين بار مجموعه‌اي با ساختار مشابه به نام "آشتي کنان" را به کارگرداني مجيد صالحي روي آنتن بفرستند.
هر چند صالحي بر نقاط قوت و امتياز "قطار ابدي" حرکت کرد ولي آشنايي زدايي‌هاي متعدد "آشتي کنان" نتوانست با مخاطب ارتباط تنگاتنگ برقرار کند ولي نمره قبولي صالحي را در حيطه کارگرداني گرفت. اشاره به اين پسزمينه بيشتر از وجهي اهميت پيدا مي‌کند که وي در تازه‌ترين مجموعه خود رويکردي دارد به نوعي طنز ملموس و برخاسته از مناسبات ايراني که نقطه قوت بالقوه کار در ميان اوج و فرود کيفي "سه در چهار" است.
مجموعه "سه در چهار" بر محور زندگي و رابطه تنگاتنگ دو باجناق شکل گرفته است. عليرضا مسعودي نويسنده مجموعه که تجربه نگارش مجموعه‌هايي چون "ارث بابام"، "قرارگاه مسکوني" و ... را دارد با بهره گرفتن از کاراکترهايي آشنا و ملموس براي خودش در مقام نويسنده و مخاطب عام که اين طبقه اجتماعي را خوب مي‌شناسد، به طراحي ماجراها پرداخته است.
نزديک بودن زمان نگارش و ساخت و پخش و در عين حال ارجاع دادن به معضلات و مشکلات اجتماعي روز در قالب طنز اين امکان را فراهم کرده تا "سه در چهار" روايتگر قصه آدم‌هايي به شدت معمولي با مسائلي تکراري و چه بسا کليشه‌اي باشد. پس به نظر مي‌آيد آنچه مي‌تواند اين فضا و کاراکترهاي آشنا را به تکراري محض نکشاند، زاويه نگاه به آنها و انتخاب طنزي است که بتواند از اين فضا بهره کافي ببرد.
هر چند کاراکترهاي اين مجموعه با انتخاب بازيگران بيش از هر چيز يادآور تيپ‌هايي آشنا از خودشان هستند ولي مجموع پتانسيل فضا و شرايط موجب شده اين تازگي در روابط و مناسبات تا حدي وارد شود. اين مجموعه با انتخاب تم بيکاري در جامعه امروز به نوعي اين معضل را در سطوح مختلف مورد توجه قرار مي‌دهد.
به اين ترتيب در طراحي کاراکترهاي مختلف تلاش شده اين وجه با نگاهي چند سويه به عنوان سر منشأ همه مشکلات فرد، خانواده و جامعه قلمداد شود. از پدر خانواده تا پسر جوان، داماد خانواده و ... به اين ترتيب کنار هم قرار گرفتن خانواده اين دو باجناق در چنين بستري مي‌تواند هم به واقعيت‌هاي اجتماع ارجاع دهد و هم با قالب طنز وجه سياه و منفي آن را تعديل کند.
نقطه اوج و در واقع مقطع طلايي مجموعه "سه در چهار" از جايي شکل مي‌گيرد که شرايط چيده شده خانواده دو باجناق را وادار به همخانه شدن مي‌کند. اين گونه است که قرار گرفتن کاراکترهاي متعدد در کنار هم موقعيتي مناسب براي بروز تضاد و تقابل ميان آنها فراهم مي‌کند.
انتخاب اين طبقه اجتماعي خاص کمک کرده تا با همخانه شدن اين دو خانواده به نوعي حريم‌هاي آنها هم يکي شود و نويسنده و کارگردان امکان مانور روي رفتار و حريم‌هاي شخصي را داشته باشند. البته اين امکان قابليت افتادن به ورطه شوخي‌هاي سطحي و چه بسا مبتذل و حتي تکرار بر مسيرهاي آشنا را دارد که هر از گاهي هم خودنمايي مي‌کند اما وجوه تازه نيز براي ارائه به مخاطب سخت‌پسند دارد.
انتخاب يک خط روايت داستاني براي کليت مجموعه و توقف در مقاطعي خاص که احساس شده قابليت مانور دادن بيشتر را دارد، کمک کرده تا "سه در چهار" يک روند تخت نداشته و فضاهاي تازه براي ارائه به مخاطب داشته باشد. اين گونه است که يک مقطع طلايي مي‌شود و بازخورد بيشتر دارد و در مقطع ديگر اين اتفاق نمي‌افتد.
به عنوان مثال موقعيت تأسيس شرکت خدماتي تا جايي خوب جواب مي‌دهد و صف آرايي مردان و زنان در مقابل هم و کنش و واکنش‌هاي آنان در موقعيت قدرت مي‌تواند در قالب طنز جاي بگيرد. اما در مقابل در مقاطعي چون همکاري با مهندس و گول خوردن همه افراد اين دو خانواده، طنز هم نمي‌تواند جوابگوي اين نگاه سهل‌انگارانه باشد.
در اين بخش تلاش شده طنز و شوخي‌هاي مجموعه با مانور روي معضلات تا حدي طرح اين مضامين را متعارف کند تا پيام‌هاي اخلاقي و هشداردهنده کمي به عمق بروند. اما به نظر مي‌آيد در طراحي برخي از شوخي‌ها به سطح هوش و بازخورد فرد در جامعه کمتر توجه شده است.
به عنوان مثال چطور مي‌توان انتظار داشت دو باجناق با اين همه پيراهني که پاره کرده‌اند و اطلاعاتي که به راحتي از صفحه حوادث روزنامه‌ها تا حرف‌هاي خاله زنکي در و همسايه به دست مي آيد، به اين شيوه از مهندس رودست بخورند و بدل به عاملان فروش مواد مخدر شوند؟
اين کوته‌فکر نگاه داشتن کاراکترها در برخي موقعيت‌ها را حتي با رويکرد طنز و هجو و اغراق هم نمي‌توان پذيرفت چون از ابتدا کدي براي اين شيوه نگاه به مخاطب داده نمي‌شود. جالب اينکه به نظر مي‌آيد اين سهل‌نگري کافي نبوده که مثلاً در سکانسي که نيروي انتظامي براي دستگيري رحمان (محمد کاسبي) آمده او اصلاً دستگيرش نمي‌شود جرم کرده و شيشه و کريستال را با شکلات خوري کريستال روي ميز اشتباه مي‌گيرد!
اين همان شوخي بامزه در مجموعه "مرد هزار چهره" مهران مديري است که با فرمولي خاص و با نوع نگاه و طنز حاکم بر کار جواب داد. جايي که مادر شصتچي در اشلي اغراق شده از کليشه مادر هميشه نگران ايراني، وقتي شيشه شکسته را گوشه اتاق پسرش پيدا مي‌کند براي معتاد شدن او و شيشه کشيدن او زار مي‌زند. اما اين کجا و آن کجا؟
در مجموعه‌هاي طنز اين چنيني همواره در مقاطعي همراه با ورود قصه فرعي و کاراکترهاي جديد، امکان تغيير فضا و حال و هواي کلي کار وجود دارد که خود يک امتياز است. در "سه در چهار" نيز در مقاطع اخير ورود داماد يکي از باجناق‌ها از عسلويه با نام امير همين کارکرد را پيدا کرده است.
مجيد صالحي خود با حضور در اين نقش که ريزه‌کاري‌هايي متفاوت با ديگر کاراکترهايش دارد نقش يک داماد ديپلمه خالي‌بند و ترسو را ايفا مي‌کند که چهره پردازي هم به متفاوت‌نمايي او کمک کرده است. شخصيتي که کنش و واکنش‌هايي جديد را وارد روابط آشناي اين دو خانواده کرده است. شوخي با تشابه اسم داماد دو خانواده نيز از آن موتيف‌هاي بامزه است که مانند شوخي با نام فاميل (موزي) توانسته خوب جواب بدهد.
مجموعه‌هاي طنز اين چنيني به گونه‌اي اجتناب ناپذير داراي افت و خيز در کشش و جذابيت و درگير کردن مخاطب هستند. "سه در چهار" هم از اين قاعده کلي مستثني نيست اما با يک ارزيابي کلي مي‌توان گفت توانسته در مخاطب عادت پيگيري ايجاد کند و نمره قبول براي عواملش بگيرد.
مجموعه طنز "سه در چهار" به کارگرداني مجيد صالحي از بيستم خرداد با پخش در ساعت 22 روزهاي زوج آغاز به کار کرد. اين مجموعه طنز دومين تجربه کارگرداني صالحي پس از مجموعه طنز آيتمي "آشتي‌کنان" است که به تهيه‌کنندگي حسن روستايي بر اساس فيلمنامه عليرضا مسعودي در گروه خانواده شبکه يک توليد شده است.
داستان "سه در چهار" درباره دو باجناق است که در رقابت با هم تصميم مي‌گيرند يک شرکت خدماتي تأسيس کنند و اين مسئله آنها را درگير ماجراهايي بامزه مي‌کند. محمد کاسبي، شهره لرستاني، علي صادقي، مهران رجبي، ناديا دلدارگلچين، آناهيتا افشار، مريم سلطاني، شهرام قائدي، اشکان اشتياق و شمسي فضل‌اللهي در اين مجموعه بازي مي‌کنند. رضا عطاران مشاور کارگردان و محمدحسين لطيفي مشاور پروژه هستند.

 
 

سه در چهار در صدر برنامه های تلویزیونی

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
بودجه 88 در تنگناي زمان
:: فناوری اطلاعات ::
بایدها ونبایدهای نظام رده‌بندي بازي‌هاي كامپيوتري
:: روی خط جوانی ::
غلبه بر اضطراب امتحان...
:: ورزش ::
20 دی؛ مصاف فوتبال ایران و چین
:: فرهنگ و هنر ::
عاشورا سرشار از حادثه و اتفاق
:: حوادث ::
فرجام تلخ ازدواج با مزاحم تلفني

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  معرفی ما  ::  نقشه سايت  ::  آگهی در هموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۸۷ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار