شنبه 23 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث ازدواج با تهديد، به طلاق اجباري منجر شد

 
 

اعتماد , چهارشنبه 6 آذر 1387

ازدواج با تهديد، به طلاق اجباري منجر شد

 
 

اين دختر و پسر که سعيده و آرش نام دارند با بيان اينکه مدتي است همديگر را مي شناسند و به هم علاقه شديدي دارند گفتند با هم پيمان بستند که با فرد ديگري ازدواج نکنند.

جواني که با تهديد دختر مورد علاقه اش به اسيدپاشي، وي را به عقد خود درآورده بود مدتي پس از آغاز زندگي با او همين کار را براي جدايي از وي تکرار کرد.
چندي قبل دختر و پسر جواني که قصد داشتند با هم ازدواج کنند به دادگاه خانواده مراجعه کردند و با اعلام اينکه پدر دختر به اين وصلت رضايت نمي دهد از دادگاه درخواست صدور مجوز ازدواج کردند. اين دختر و پسر که سعيده و آرش نام دارند با بيان اينکه مدتي است همديگر را مي شناسند و به هم علاقه شديدي دارند گفتند با هم پيمان بستند که با فرد ديگري ازدواج نکنند. در پي درخواست اين دو جوان دادگاه تحقيقات خود را در اين باره آغاز اما پس از مدتي اعلام کرد به علت اينکه پسر شرايط خوبي ندارد و بيکار است، اجازه ازدواج نمي دهد. حدود يک سال از اين ماجرا گذشت تا اينکه دختر جوان اين بار همراه پدرش به دادگاه مراجعه کرد. او که بسيار آشفته به نظر مي رسيد به قاضي گفت؛ يک سال قبل وقتي من موضوع ازدواج با آرش را با شور و اشتياق براي پدرم تعريف کردم فکر مي کردم او با ازدواجمان موافقت مي کند اما پدرم سرسختانه مخالفت کرد و گفت آرش فرد مناسبي براي من نيست و من بايد به رابطه ام با او پايان دهم. از آن به بعد مدتي دچار مشکلات روحي شديد شدم. من نمي توانستم تحت هيچ شرايطي از ازدواج با آرش چشم پوشي کنم. وقتي دادگاه هم به ما اجازه ازدواج نداد آرش به شدت عصباني شد و گفت تحت هر شرايطي من را به دست خواهد آورد. چند روز از اين موضوع گذشت تا اينکه روزي پدرم سراسيمه به خانه آمد و گفت نظرش تغيير کرده و فوراً بايد به يک محضرخانه برويم و من به عقد آرش دربيايم. او گفت آرش تهديد کرده در صورتي که اين کار زودتر انجام نشود با اسيد صورت مرا مي سوزاند. من هم که ته دلم خوشحال بودم فرداي آن روز به اتفاق پدر و مادرم به محضر رفتم و به اين ترتيب زندگي مشترک من و پسر مورد علاقه ام آغاز شد. چند ماهي بيشتر از رفتن من به خانه بخت نگذشته بود که فهميدم آرش مرد زندگي نيست و همه حرف هايش دروغ بوده است. او نه تنها سر کار نمي رفت بلکه همه وقتش را به ولگردي و کارهاي خلاف مي گذراند.او شب ها با دوستانش بيرون مي رفت و وقتي نيمه هاي شب به خانه مي آمد به دروغ مي گفت از سر کار آمده است. رفتارهاي همسرم برايم غيرقابل تحمل شده بود اما چون اصرارهاي خودم منجر به اين ازدواج شده بود ديگر راه برگشتي نيز به خانه پدرم نداشتم.از سويي مدتي است متوجه شده ام او با زن ديگري نيز در ارتباط است. چند روز قبل وقتي در اين باره با او صحبت کردم آرش اين ماجرا را تاييد کرد و گفت به زودي مرا طلاق خواهد داد. من به او اعتراض کردم و روزي را که او با تهديد از من خواستگاري کرد به يادش آوردم اما او گفت بايد از هم جدا شويم و اگر حاضر به طلاق نباشم صورتم را با اسيد مي سوزاند.به دنبال اظهارات سعيده قاضي صداقتي رسيدگي به پرونده را به وقت ديگري موکول کرد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
دیار مادری به زویدی در سیما
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار