 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
قاليباف: داوطلب رياست جمهوري نيستم
|
| | | |
 | فراموش نکنيد که تحقق عملي شعارهاي انقلاب هنوز هم مطالبه اصلي مردم از نظام است. | "محمدباقر قاليباف" كه از وي به عنوان يكي از نامزدهاي احتمالي انتخابات رياست جمهوري و رقيب اصلي "محمود احمدي نژاد"در درون اردوگاه اصولگرايان ياد مي شد، بطور رسمي از عدم حضور خود در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري خبر داد تا راه براي اجماع اصولگرايان بر سر نامزدي "محمود احمدي نژاد" هموار شود.
به اين ترتيب، به نظر مي رسد انتخابات 22 خردادماه صحنه رقابت ميان دو مدعي اصلي كرسي رياست جمهوري يعني احمدي نژاد و "ميرحسين موسوي" نخست وزير دوران دفاع مقدس باشد، اگرچه "مهدي كروبي" نيز همچنان در عرصه حضور دارد.
قاليباف، شهردار تهران در مصاحبه اي با خبرگزاري مهر كه امروز شنبه انتشار يافت، با اشاره به اينکه "براي اداره بهينه کشور مدل و برنامه مدون دارم"، تاکيد کرد: " حضورم در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر تحليل و تکليفي استوار بود که در موقعيت فعلي وجود ندارد. بنابر اين، با جمع بندي شرايط موجود فعلا داوطلب دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نيستم."
مشرح گفت وگو با قاليباف كه در روز 12 فروردين، روز "جمهوري اسلامي" انجام شده، در باره روند تحقق اهداف انقلاب اسلامي ، مهمترين مسائل سياسي روز و بويژه انتخابات دهم رياست جمهوري چنين است:
* امروز 12 فروردين 88 است و30 سال از انقلاب شکوهمند اسلامي را سپري کرده ايم. تحليل شما از اين سه دهه و چگونگي تحقق اهداف والاي انقلاب اسلامي چيست؟
قاليباف: اجازه بدهيد در ابتدا درگذشت يار با وفاي حضرت امام را به بيت شريف ايشان و همه ملت عزيزمان تسليت بگويم. معتقدم هرگز نبايد از نقش موثر همسر مکرمه امام راحل در فرايند مبارزات امام تا پيروزي انقلاب اسلامي و بعد از آن چشم پوشيد و اين وظيفه دستگاههاي پژوهشي و فرهنگي است که حق ايشان و تاريخ انقلاب را در اين زمينه ادا کنند.
جايگاه افتخارآفرين جمهوري اسلامي ميوه ايستادگي بر اصول متعالي از يکسو و مهارت استفاده از ظرفيت هاي شگرف فقه پويا و اصلاح روشها و نوآوري هاي مبتکرانه در تناسب با زمان و مکان از سوي ديگر بوده است.اما در پاسخ به سوالتان بايد بگويم «جمهوري اسلامي ايران» که اينک به شجره اي طيبه و الگويي الهام بخش و عزتمند در سراسر جهان تبديل شده نتيجه ايمان و ايثار ملتي بزرگ ، فداکاري شهدا و ايثارگران ، راهبري پيوسته و داهيانه خميني عزيز (ره) و سپس ولي فقيه زمان حضرت آيت الله خامنه اي دام ظله العالي است. اين جايگاه افتخارآفرين ، همچنين ميوه ايستادگي بر اصول متعالي از يکسو و مهارت استفاده از ظرفيت هاي شگرف فقه پويا و اصلاح روشها و نوآوري هاي مبتکرانه در تناسب با زمان و مکان از سوي ديگر بوده است.
اما فرايند تحقق اهداف انقلاب اسلامي در سه دهه گذشته قابل بحث است. دهه اول دهه استقرار نظام سياسي جديد ، دهه دوم دهه تثبيت و دهه سوم دهه پيشرفت و شکوفايي بوده است ، اما به دلايلي که در جاي خود قابل تحليل است ، ظرفيت ها و فرصت هاي زيادي را بويژه در دهه سوم از دست داديم. شايد نام گذاري دهه چهارم به «دهه پيشرفت و عدالت» از سوي رهبر معظم انقلاب به نوعي اهتمام به احياي اين فرصت ها و ظرفيت هاست.
من ضمن آنکه دستاوردهاي انقلاب را بسيار عظيم و با ارزش مي بينم در جاي خود نگاه آسيب شناسانه را هم لازم مي دانم.
* در آن نگاه آسيب شناسانه تحقق شعارهاي انقلاب در عرصه اجتماعي را چگونه مي بينيد؟
- فراموش نکنيد که تحقق عملي شعارهاي انقلاب هنوز هم مطالبه اصلي مردم از نظام است و اگر بحثي در زمينه ميزان تحقق شعارها و اهداف انقلاب هست بايد پاسخ آن را بيشتر در ارزيابي عملکرد ما مسئولين جستجو کرد تا مردم. بنده معتقدم دو گروه در خصوص اين شعارها و آرمانها به انقلاب و به مردمي که صاحب آن هستند ، جفا کردند. گروه اول کساني هستند که به دنبال تجديد نظر در شعارها و آرمانهاي اوليه هستند و از بيان آنها و حتي ذکر سوابق انقلابي خود ابا دارند. در حاليکه اين شعارها اصيل و تحقق آنها مطالبه مهم مردم است. گروه دوم نيز کساني هستند که شعارهاي انقلاب را سر مي دهند اما بررسي گذشته و عملکرد فعلي آنها نشان مي دهد که با ادعاهاي بي عملشان ظلم مضاعفي به انقلاب مي کنند.
بايد پايبند به شعارها بود اما مهمتر از آن ، تحقق بخشيدن به آرمانها است. من خسارت عمل به آرمانها را چنانچه بدون بيان شعار باشد ، کمتر از تکرار شعارها بدون کارآمدي و صداقت مي دانم.
* ريشه آفت ها و آسيب هايي که از آن سخن مي گوئيد را بيشتر فرهنگي مي دانيد يا سياسي؟
- ريشه اين مشکلات را فرهنگ مديريتي يا انديشه راهبردي مديران کشور مي دانم. من چنانچه قبلا هم گفته ام نگران نفوذ و گسترش دو جريان فکري در فرهنگ مديريتي کشور هستم. يکي رواج اباحه گرايي و نفي توانمندي انگاره هاي ديني در اداره امور مردم و ديگري قدرت يافتن جمود و تحجر ، عقل گريزي و تجربه ستيزي و چه بسا تلاش براي ارزش نماياندن اين رفتارها . عملکرد اين دو طيف در مقاطع مختلف کار را به جايي رساند که از يک طرف عده اي از نخبگان عدم حضور دين در متن سياست ها و مديريت ها را تنها فرمول موفق حل مشکلات مي دانستند و طيف دوم هم متاسفانه با عملکرد خود عده اي ديگر را به اين نتيجه رساند که گويا دين نمي تواند در حل مشکلات و اداره جامعه کارآمد باشد.
بنابر اين عملکرد هر دو طيف داراي نتيجه واحدي بوده و همانند دو لبه قيچي عمل مي کنند. در حاليکه هدف اجتماعي جمهوري اسلامي تحقق «شهروند ارزشي و برخوردار» بوده که فرمول عملي آن نيز در قانون اساسي و ساختار تعريف شده براي اداره امور کشور بيان شده است. به هر حال زيبنده نيست که با اين همه ظرفيت ها و امکانات ، هنوز نتوانسته ايم حيات طيبه را براي شهروند ارزشي و برخوردار به طور کامل محقق کنيم . اين همان ايده «زندگي خوب برازنده هر ايراني» است که در دوره قبل مطرح کرديم.
* گفتيد که بيشتر دغدغه فرهنگ مديريتي کشور را داريد و فاصله گرفتن آن با آرمانهاي اصيل انقلاب توسط دو طيف مختلف اباحه گرا و متحجر را علت عدم تحقق کامل اهداف و شعارهاي انقلاب مي دانيد. منظورتان از تاکيد بر "انديشه راهبردي مديران کشور" چيست؟
- منظورم اصالت يافتن راهبرد «خدمت صادقانه و کارآمدي خردمندانه» بر افراد ، گروهها و مسئوليت ها است. يعني اگر انقلاب اسلامي تحقق «شهروند ارزشي و برخوردار» را هدف خود قرار داده و بدنبال تامين زندگي خوب براي شهروندان است ، خدمت و اهتمام به حضور و رضايتمندي مردم را نيز راه تحقق آن دانسته و لوازم آن را در قانون اساسي نيز پيش بيني کرده است.
به عبارتي خدمت نبايد ابزاري براي کسب و توسعه قدرت باشد. بر اساس اين انديشه راهبردي ، مهم نيست که ما کجا و در چه پستي هستيم ، بلکه مهم اين است که در هر موقعيتي که هستيم کار و خدمت صادقانه به مردم را به بهترين شکل ممکن انجام دهيم و همه ظرفيت هاي موجود مادي ، معنوي و انساني را با کارآمدي خردمندانه به سمتي هدايت کنيم که مردم احساس برخورداري و رضايت بيشتري بکنند.
در حقيقت ترجمه راهبردي بودن خدمت در انديشه يک مدير ، اين است که دستيابي و يا استمرار قدرت به قيمت ضعيف تر شدن و يا نارضايتي مردم مشروعيت و مقبوليت ندارد. شايد بهترين کلام در اين زمينه را شهيد مظلوم دکتر بهشتي بيان کرده باشند که "ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت". اين شيفتگي براي خدمت به مردم ، همان راهبردي بودن انديشه خدمت در فرهنگ مديريتي انقلاب اسلامي است که من بارها از آن تحت عنوان مديريت جهادي و بسيجي ياد کرده ام. لذا اگر منحني نقاط قوت و ضعف کارنامه انقلاب اسلامي ترسيم شود ، نقاط قوت فراوان عملکرد انقلاب قطعا در موقعيت هايي است که خدمت راهبرد اصلي مسئولان و متوليان بوده است.
* به مسائل سياسي روز بپردازيم. به نظر شما کداميک از دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب توانايي بيشتري براي تحقق راهبرد مورد نظر شما را دارند؟
- البته در نحوه طرح سوال اشتباهي رايج وجود دارد؛ چرا که هيچ يک از جريانهاي موجود سياسي به تنهايي قادر به تحقق آرمانها و شعارهاي انقلاب نيستند. پايايي انقلاب اسلامي نتيجه اصولگرايي و پويايي آن محصول اصلاح طلبي است. معتقدم درک مفهوم اصولگرايي و اصلاح طلبي براي مديريت کشور داراي اهميت راهبردي است و مهمترين شاخص هاي آن را مي توان در فرمايشات صريح رهبر معظم انقلاب يافت. مرور مولفه هاي اصولگرايي و اصلاح طلبي از منظر ايشان اهميت اين تاکيد معظم له که "راه صحيح ، اصولگرايي اصلاح طلبانه است" را به عنوان "فرمول حل" مشکلات روشن مي کند.
بر اين اساس، اصولگرايي جرياني مقابل هر يک از جريانهاي سياسي نيست و تقسيم بندي گروههاي سياسي به اصولگرا و اصلاح طلب اشتباه است. چرا که هر کس و هر جرياني که به مباني انقلاب پايبند باشد ، هر نامي که داشته باشد يک اصولگرا است.
اصلاح طلبي نيز مهمترين مشخصه و ظرفيت پوياي فقه اسلامي است. انقلاب اسلامي خود يک حرکت اصلاحي بود و هر حرکتي که در جهت تحکيم پايه هاي انقلاب و اعمال قانون اساسي مترقي و مدرن ما انجام شود بي شک يک حرکت اصلاحي است. لذا هر کاري که ار لحاظ علمي ، عملي ، ديني ، اخلاقي ، اجتماعي و سياسي در جهت پيشرفت مردم باشد يک حرکت اصلاحي است که مردم از آن استقبال مي کنند.
مهمترين شاخص هاي اصولگرايي ايمان به هويت اسلامي ، ولايت پذيري ، عدالت طلبي ، آزادي خواهي و آزاد انديشي ، حفظ استقلال همه جانبه کشور ، تقويت روح خود باوري و اعتماد به نفس ملي، شکوفايي اقتصادي و رسيدگي به رفاه و زندگي مردم است.
مهمترين شاخص هاي اصلاح طلبي هم ايمان و التزام عملي به همه اصول قانون اساسي ، نوآوري و ابتکار در جهت تحکيم و تعميق و تقويت آن ، مبارزه همه جانبه با فقر و فساد و تبعيض، پرهيز از افراط و تفريط در همه زمينه ها ، استفاده از ظرفيت و توانمندي طيف هاي مختلف فکري معتقد به مباني انقلاب و نيروهاي کارامد براي اداره امور کشور است. بنابر اين تبعيت از ولي فقيه بر مبناي شرع و قانون اساسي ضرورت اصولگرايي و اصلاح طلبي است.
لذا باور ما اين است که آنچه مقتضاي اصولگرايي اصلاح طلبانه و يا اصلاح طلبي اصولگرايانه است ؛ تداوم انديشه ها و آرمانهاي حضرت امام (ره) ، پيروي عملي از مجموعه فرامين رهبر معظم انقلاب ، قانون پذيري و تکيه بر خرد جمعي در اداره امور است. رويکردي که ظرفيت هاي لازم و کافي براي بقا ، بالندگي و تعالي جامعه و توسعه پايدار کشور را در بر دارد و قادر است تا نيازها و آرمانهاي اصيل نسل هاي ايران اسلامي را تامين نمايد.
همچنين ما بايد بتوانيم از تمام تجربه هاي غير منافي با عقل و شرع براي اداره خوب جامعه استفاده کنيم چرا که در ستيز بودن با تجربه هاي مثبت ديگران عقلاني نيست.
* در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري هستيم. تحليل شما از شرايط اين انتخابات و الزامات آن چيست؟
- در برهه حساس ديگري هستيم و علاوه بر الزامات دهه چهارم انقلاب ، دهه «پيشرفت و عدالت» ، شرايط مختلف داخلي و پيراموني همه ما را در معرض امتحان قرار داده است. انتخابات رياست جمهوري به عنوان مهمترين شاخص اداره امور کشور به اتکاء آراي عمومي در پيش است و طبعا مهمترين وظيفه همگاني حفظ و حراست از اصول انقلاب اسلامي ، تحقق آرمانهاي امام راحل (ره) و پيروي از کليه رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب به منظور تحقق حضور حداکثري و آگاهانه و آزادانه مردم براي انتخاب است.
از سوي ديگر، احترام و التزام به خواست مردم تکليفي شرعي و وظيفه اي قانوني است. چرا که «انتخاب» هديه انقلاب اسلامي به ملت ايران است و فراتر از آن در اصل 56 قانون اساسي انتخاب يک «حق خداداد» براي مردم است و خداوند متعال انسان را حاکم بر سرنوشت اجتماعي خويش خواسته است.
در نگاهي کلي، بر اين باورم که مهمتر از حضور افراد و جريانهاي سياسي در صحنه رقابت و کسب قدرت ، پايداري نظام جمهوري اسلامي ، همبستگي ملي و اصل مشارکت عمومي است. نکته اي که دشمن آن را هدف گرفته و هوشياري کليه دلسوزان را ضروري مي سازد.
* با توجه به انتساب شما به جريان اصولگرايي و مطرح شدنتان به عنوان يکي از مهمترين کانديداهاي انتخابات آينده ، وضعيت رقابتي را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
- تاکيد مي کنم با تعريفي که رهبر معظم انقلاب از اصولگرايي و اصلاح طلبي دارند ، تلاش مي کنم اصولگرايي اصلاح طلب و متعهد به راهبرد «خدمت صادقانه و کارآمدي خردمندانه» باشم .
بديهي است که خود محوري و به انحصار طلبيدن جريان گسترده اصولگرايي گام زدن در جهت مخالف اين جبهه است. مهمترين آفت اصولگرايي نگاه فصلي ، ابزاري و انحصار طلبانه به آن است و هيچ اصولگرايي مصلحت جمعي را فداي سليقه فردي نمي کند.
از نظر من، اصولگرايي واقعي محيطي پرنشاط براي رقابتي تمام عيار و سالم است. رقابت سليقه هاي مديريتي نه اختلاف ، بلکه زمينه ساز پايداري اقبال مردم به اصولگرايي است و لذا رو در رو قرار دادن چهره هاي اصولگرا جهت گيري به سمت خواست جريانهاي غير ارزشي و غير مردمي است.
همچنين از بين بردن اعتماد مردم به نيروهاي امتحان پس داده کشور و محروم کردن جامعه از ظرفيت مديريتي نخبگان توانمند و وفادار به نظام ، آنهم با انگ و تخريب ، در نقطه مقابل «پيشرفت و عدالت» و اصولگرايي است. حمايت و تقويت ارکان نظام و دولت جمهوري اسلامي نيز وظيفه اي شرعي و همگاني است اما نبايد تفاوت مشي ، روش و نظر را مخالفت وانمود و يا از آن ابزار تفرقه ساخت.
* با توجه به مطالب مختلفي که در خصوص کانديداتوري جنابعالي مطرح مي شود صريحا بفرمائيد آيا بايد نام محمد باقر قاليباف را در فهرست قطعي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري آينده نوشت يا خير؟
- با توضيحاتي که دادم جواب شما روشن است. بنده هيچگاه داوطلب مقام و مسئوليت نبوده ام و همواره بر اساس وظيفه عمل کرده ام. کارنامه عملکردم نيز در پيشگاه ملت شريف ايران روشن است. لذا اگر چه براي اداره کشور و تحقق جامعه ارزشي و برخوردار يا به عبارتي زندگي برازنده ايرانيان مدل طراحي شده و برنامه مدون دارم ، اما حضورم در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر تحليل و تکليفي استوار بود که در موقعيت فعلي وجود ندارد. بنابر اين با جمع بندي شرايط موجود فعلا داوطلب دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نيستم.
من مي خواهم يکبار ديگر مانند دوران دفاع مقدس و به ياد دوستان و همرزمان شهيدي نظير شهيد باکري ، شهيد خرازي ، شهيد کاوه و شهيد کاظمي ثابت کنم که فرزندان امام و انقلاب شيفته خدمتند نه تشنه قدرت. و تنها موقعي زير بار سنگين مسئوليت مي روند که راه ديگري براي اداي دين خود نداشته باشند.
فقط اميدوارم کساني که در برابر تلاش شهرداري تهران براي خدمت بيشتر و بهتر به شهروندان به اتهام انتخاباتي بودن مقاومت مي کردند ، پاسخ خود را گرفته باشند.
* بدين ترتيب شما پاسخ سوالات بي شمار ديگري را هم داديد و فقط ما مي توانيم بپرسيم که مهمترين برنامه شهرداري تهران براي آينده چيست؟
- در يک کلام گفتم : « خدمت صادقانه و کارآمدي خردمندانه ». ضمن ادامه روند پر شتاب فعاليت هاي جاري ، در چهارچوب ارزش گرايي ، عقلانيت ، اعتدال و کارآمدي برنامه هاي مفصل ديگري نيز داريم که جزئيات آن ان شاء الله به تدريج بيان خواهد شد. | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|