 كتايون مصري _ تحقيقات ملي نشان ميدهد كه آمادگي جسماني و سلامت قلبي و تنفسي دختران در ايران پس از مرحله كودكي و نوجواني نسبت به پسران رو به ضعف ميرود و اين امر نشانگر آن است كه زنان و دختران با افزايش سن از ميزان تحرك خود ميكاهند ، اين مساله باعث شده تا مسوولان بخش ورزش بانوان در سازمان تربيتبدني و حتي وزارت آموزش و پرورش، نسبت به اثرات ضعف حركتي زنان و دختران ابراز نگراني كنند.
كارشناسان ورزش بانوان در سازمان تربيت بدني معتقدند كه هسته اوليه عادت به ورزش در مدارس تشكيل ميشود و فعاليت هاي ورزشي در مدارس دخترانه بايد طبق ساعت و برنامه مشخص اجرا شود تا در آينده شاهد ناهنجاري و مشكلات جسمي و روحي در دختران نباشيم.
اما اينكه چرا به رغم توصيه كارشناسان هنوز نگراني از ضعف حركتي دختران ابراز ميشود، نهتنها ناشي از آموزههاي فرهنگي جامعه كه به ورزش براي پسران از كودكي اهميت بيشتري قائل است كه نشات گرفته از بافت فيزيكي مناسب در مدارس دخترانه و نبود سالنهاي ورزشي در مدارس و حتي اغلب دانشگاههاست.
استتار مدارس دخترانه ، راهي براي جبران مافات
طرح محرمسازي مدارس دخترانه كه به تازگي به طرح شادابسازي مدارس دخترانه تغيير نام داده، هر چند ابتدا با هدف اعطاي آزادي بيشتر به معلمان و دانشآموزان مطرح شد، اما بيشترين هم خود را بر ايجاد فضاي مطلوب براي جستوخيز و تحرك دختران بخصوص در زنگ ورزش قرار داده است. اگر چه برخي هم از استتار مدارس دخترانه و تقسيم آن به اندروني و بيروني انتقاد كرده و نسب به آثار رواني آن بر دانشآموزان دختر هشدار دادهاند، اما آموزش و پرورش معتقد است كه اجراي اين طرح به تحكيم بنيادهاي اعتقادي دختران، التزام منطقي آنها به حجاب و ارتقاي سطح سلامت، جسماني و رواني دانشآموزان كمك ميكند. چنانچه مهري سويزي، مديركل امور بانوان وزارت آموزش و پرورش ميگويد: طرح شادابسازي مدارس دخترانه از سال 84 مطرح شده كه در صورت اجراي آن، دختران ميتوانند در مدارسي كه كاملا استتار شده بدون حجاب تردد كنند.
به هر حال آموزش و پرورش قصد دارد، امسال اجراي شادابسازي يا استتار مدارس دخترانه را به طور جديتري پيگيري كند، اما اين كار 10 تا 15ميليون تومان براي هر مدرسه هزينه دارد. سويزي ابراز اميدواري ميكند كه فعلا در هر استان 2 تا 3 مدرسه، مشمول اين طرح شوند.
ورزش همگاني خارج از استاندارد
هر چند محرمسازي مدارس دختران با توجه به محدوديتهاي موجود ميتواند راهي براي تحرك و جستوخيز دختران باشد، اما در سطح جامعه هم زنان به طور محسوسي كمتر از مردان تحرك دارند و حتي ورزش ميكنند كه شايد توسعه ورزش همگاني به طور قابل توجهي به رشد و افزايش تحرك و ورزش در زنان منجر شود. رضا قراخانلو، عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس و رئيس سابق كميته ملي المپيك ايران در تازهترين تحقيق خود كه از سوي انجمن جامعهشناسي ايران منتشر شده است، ميگويد: «موقعيت ورزش در شرايط فعلي با نقايص بسياري روبهروست. بين 10 تا 15 درصد مردم در كشور به ورزش همگاني ميپردازند كه اين آمار در كشورهاي توسعهيافته به 80 درصد ميرسد. در واقع ورزش همگاني در ايران نسبت به گذشته پيشرفت داشته، ولي تا وضعيتايدهآل فاصله زيادي داردو به همين دليل لازم است مديريت و توسعه آن، مورد توجه قرار گيرد.» او ميگويد: «هرچند اخيرا از سوي شهرداري تهران اقدامات خوبي انجام شده ولي كافي نيست. در اين زمينه نبود امكانات بخصوص براي زنان در توسعهنيافتگي ورزش همگاني موثر است.»
به گفته برخي استادان رشتههاي ورزشي، بودجهبندي در ورزش كاملا سليقهاي و آميخته با ميل مسوولان و مديران است. محمد احساني، يكي از همين استادان ميگويد: بودجه ورزشي همگاني در سال گذشته حدود 6 ميليارد تومان بود كه تقريبا يك صدم درصد از مجموع 600 ميليارد تومان بودجه ورزش كشور را شامل ميشود، علاوه بر سياستگذاري نامناسب در ورزش همگاني كه بر سطح عمومي ورزش بانوان تاثير دارد، وجود برخي تنگناها بمانند گراني كلاسها و لوازم ورزشي، كمي باشگاههاي خاص زنان و محدوديت ساعات ورزش در باشگاه براي زنان، اولويتدهي خانواده به ورزش فرزندان پسر به ازاي كنارهگيري مادر و دختران جوان از ورزش بويژه در شهرهاي كوچك و از همه مهمتر نبود نياز به ورزش در زنان و اكتفا كردن به فعاليتهاي روزمره منزل به جاي ورزش منظم در زنان از جمله دلايل ناديده گرفته شدن تحرك ورزشي در زنان و پيامدهاي پس از آن است.
زنان مسن فراموش شدهاند
وقتي از ورزش و حركات منظم ورزشي در زنان صحبت ميشود، بيشتر افراد اين حركات را به دختران يا در نهايت زنان جوان محدود ميكنند؛ در حالي كه انجام حركات ورزشي در زنان ميانسال و مسن اثري حتي بيش از ديگران دارد كه در بيشتر موارد ناديده گرفته ميشود.
صبح يك روز بهاري، در يكي از ميادين محلات شرق تهران؛بيش از 24 نفر از زنان محله جمع شدهاند و نرمش ميكنند، بعضي هم دور ميدان ميچرخند و پيادهروي ميكنند، چند نفري هم با وسايلي كه شهرداري در ميدان قرار داده، نرمش ميكنند.
خانمي كه 47 ساله و خانهدار است، ميگويد: «تا وقتي بچهها مدرسه ميروند، ميتوانم صبحها اينجا بيايم و ورزش كنم. اگر مدارس تعطيل شود ديگر نميتوانم، از طرفي كمردرد شديدي دارم و دكتر گفته حتما بايد ورزش كنم.»
ديگري 54 ساله است و به قول خودش، غصه هيچكس را ندارد. به تندي راه ميرود اما از كفش مناسب خبري نيست؛ وقتي به او ميگويم پاشنه اين كفش به كمرتان فشار ميآورد؛ تازه ميفهمد كه اين كفش براي ورزش مناسب نيست.
سميه رفيعي، ميانسال است و با حسرت ميگويد: «آنوقت كه بايد ورزش ميكرديم، نميدانستيم حالا هم كه دوست داريم ورزش كنيم، درد آرتروز و زانو نميگذارد.» ادامه ميدهد: «4 تا بچه دارم كه حالا همه ازدواج كردهاند، آنقدر درگير خونه و بچهها بودم كه وقت ورزش كردن را نداشتم اما شوهرم صبح به صبح ورزش ميكرد، حالا هم هيچ مشكلي ندارد. تورو خدا به خانمهاي جوان بگو، همانقدر كه به فكر بچهها هستند، به آينده و سلامت خودشان هم فكر كنند.»
نوزادي رنجور به نام ورزش قهرماني
ورزش قهرماني آن هم در حوزه زنان را ميتوان به موجود ناتوان و رنجور تشبيه كرد كه بهرغم حركتهاي مثبت هنوز از پوسته ناتواني خارج نشده است. سهم بسيار كم بانوان در اين ورزش، كاملا مشهود است؛ در حالي كه سهم زنان در بسياري از كشورهاي توسعه يافته به بيش از 50 درصد از ورزشكاران قهرماني برآورد ميشود هنوز در بسياري از فدراسيونهاي ورزشي، زنان سهمي ندارند و آنجا كه سهمي تعريف شده زنان در موقعيت فرودست هستند.
براساس بخشنامه سازمان تربيت بدني 30 درصد بودجه اين سازمان به زنان اختصاص دارد؛ در حالي كه گفته ميشود فدراسيونها قادر به تامين هزينههاي ورزشكاران زن نيستند. از سويي، مشكل بزرگ ورزش بانوان در سطح تيمهاي حرفهاي نداشتن اسپانسر است كه چون مسابقات آنان پخش تلويزيوني ندارد، كمتر باشگاه يا كارخانهاي حاضر به سرمايهگذاري در اين حوزه است. بسياري از باشگاههاي بزرگ به همين دليل با تنگناهايي روبهرو هستند.
بنابراين ورزش بانوان چه در حوزه مدارس و دانشگاه و چه در حوزه ورزش همگاني و قهرماني با مشكلاتي روبهروست كه حل اين مشكلات به برنامهريزي بيشتر و دقيقتري نيازمند است، با توجه به مردانه بودن فضاي سياستگذاري ورزش كشور، توجه به اين گونه برنامهريزيها همچنان مبهم است. |