 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , پنجشنبه 18 تير 1388 |
|
صرع به تاريخ ميپيوندد
|
| | | |
 | تجربه و تاريخ ثابت كرده است ميتوان همچون گذشته اما اين بار براي هدفي بسيار مهمتر و احتمالا پيچيدهتر سراغ دنياي حيوانات و اين بار دقيقا حشرات رفت. | 
انسانها از لحاظ گوناگوني با حشرات شباهت دارند. اين شباهت كه بيشتر به ساختارها و اختلالات مغزي آنها بازميگردد اكنون به ابزار جديد و اميدواركنندهاي براي دانشمندان در توسعه دانش پزشكي نوين تبديل شده است.
دانشمندان بتازگي به اين نتيجه رسيدهاند كه شباهت قابل توجه در اختلالات مغزي بين حشرات و انسانهايي كه از بيماريهايي نظير ميگرن، حملات مغزي و صرع رنج ميبرند، ميتواند مقدمه اميدواركنندهاي براي ارائه شيوهاي مناسب در گسترش درمانهاي جديد دارويي و در نهايت غلبه بر چنين بيماريهايي در نظر گرفته شود.
دانشمندان از مدتها پيش به توانايي خيرهكننده ملخها در مقابله با اختلالاتي مشابه صرع در انسانها دست يافته بودند، اما هيچگاه تصور نميشده كه از شيوه واكنش اين حشره براي درمان نسبي و حتي قطعي حملات مغزي در بيماران انساني استفاده شود. در حال حاضر مغز ملخها به الگويي مناسب براي دانشمندان تبديل شده است تا با بررسي دقيق آن شيوهاي كاربردي براي دستكاري مغز انسانها و در نتيجه مقابله با صرع و ميگرن ارائه كنند. اكنون به نظر ميرسد تحقيقات پزشكي مربوط به اختلالات مغزي وارد مرحله تازهاي شده باشد.
در سالهاي اخير، نگاه دانشمندان و بخصوص زيست شناسان به بيماريهاي مختلف و پيچيده مغزي در انسان وارد مراحل جديد و اميدواركنندهتري شده است. اين اميدواري زماني بخوبي ديده ميشود كه از نتايج تحقيقات اخير در طيف گستردهاي از درمانهاي جديد و تقريبا موثر دارويي در گوشه و كنار جهان استفاده ميشود. در ميان تمام حشرات، ملخها همواره براي دانشمندان الگوي مناسبي براي توسعه تحقيقات زيستشناسي به شمار ميآمدهاند و در سالهاي اخير همچون موشهاي آزمايشگاهي بسرعت سر از بيشتر آزمايشگاههاي تحقيقاتي زيستشناسي سراسر دنيا درآوردهاند. در يكي از اين مطالعات، زيستشناسان دانشگاه كوين كانادا كه سابقه طولاني در مطالعه حشرات بويژه ملخها و ساختارهاي مغزي آنها داشتهاند، دريافتهاند اختلالات مغزي نظير ميگرن و صرع در انسانها بانوعي اختلال مغزي در ارتباط است كه طي آن سلول عصبي به نوعي از كار ميافتد؛ اما نكته حيرتانگيز اين است كه چنين فرآيندي در ملخها نيز روي ميدهد و اين زماني است كه حشرات پس از قرار گرفتن در شرايط شديدي نظير دماهاي بالا يا كمبود اكسيژن به كما ميروند. دانشمندان در گذشته بارها مشاهده كردهاند كه در زمان وقوع آتشسوزيهاي شديد و همچنين قرار گرفتن دستههاي بزرگ ملخها در زير جريانهاي شديد آبي، آن هم براي ساعتهاي طولاني، اين حشرات به طرز خيرهكنندهاي به حالتي مشابه كما رفته تا به نوعي از خود حفاظت كنند. اين شباهت خيرهكننده در نوع خود آغازي تازه براي مقابله با پيچيدهترين بيماريهاي مغزي است كه دانش بشري چندين دهه است با آنها دست و پنجه نرم ميكند.
مطالعات دانشمندان دانشگاه كوين و ديگر مطالعاتي از اين دست نشان ميدهد توانايي اين حشرات مقاومت كردن در برابر رفتن به حالت كما و همچنين سرعت قابل توجه آنها در بهبود ميتواند الگويي منحصربهفرد براي كمك به بيماران انساني در نظر گرفته شود. دانشمندان دريافتهاند اين توانايي و همچنين سرعت بهبود را ميتوان با استفاده از داروهايي كه يكي از گذرگاههاي علامتدهنده سلولي را در مغز مورد هدف قرار ميدهد، با هدف قرار دادن انسانها مهندسي كرد.
دكتر گري آرمسترانگ كه طي سالهاي اخير تحقيقات وسيعي را در شاخههاي مختلف زيستشناسي انجام داده، معتقد است كه اين نگاه جديد ميتواند دريچه اميدواركنندهاي براي دور جديدي از درمانهاي دارويي بيماريهاي مغزي در انسان باز كند. وي و همكارانش معتقدند اين گشايش بايد سالها زودتر از اين صورت ميگرفت، اما به گفته آنها نبود فناوريها و تكنيكهاي لازم در سالهاي گذشته براي نفوذ به مغز حشرات و بررسي جزء به جزء ساختارهاي مغزي آنها مانع از پيشرفتهاي سريع در اين عرصه بوده است.
مغز ملخها به الگويي مناسب براي دانشمندان تبديل شده است تا با بررسي دقيق آن شيوهاي كاربردي براي مقابله با صرع و ميگرن ارائه كننددكتر آرمسترانگ ميگويد: تحقيقات جديدي كه آغاز كردهايم، گوياي آن هستند كه با استفاده از روشهاي مشابه درمان خودكاري كه در حشراتي نظير ملخها به كار گرفته ميشود، ميتوان به كمك كردن به انسانهاي بيمار نيز اميدوار بود. در اين زمينه احتمال قوي وجود دارد كه بتوان نقطه آغاز و همچنين شدت اختلالاتي نظير ميگرن و حملات مغزي را تعديل كرد. تحقق چنين ايدهاي گوياي آن خواهد بود كه با نگاه دقيقتري به شكلگيري و توسعه اين بيماريها در حشراتي نظير ملخها و در ادامه درمان سريع در اين حشرات، ميتوان در آيندهاي كه البته چندان نزديك به نظر نميرسد براي هميشه با بيماريهايي همچون صرع و ميگرن خداحافظي كرد.
دانشمندان در ادامه تحقيقات خود به نقاط عطف جالب توجه ديگري نيز دست يافتهاند. دكتر رابرتسون، از اعضاي ارشد تيم تحقيقاتي اين پروژه ميگويد: آنچه به صورت اخص براي من هيجانانگيز بوده، اين است كه در يكي از ملخهاي مورد بررسي، بازداري كامل از گذرگاه علامتدهنده سلولي مورد نظر، اختلال مغزي در 70 درصد حيوانات را متوقف ميكند. اين يافته جديد نشان ميدهد ما بايد بيش از گذشته به دنياي حشرات و حيوانات براي پيدا كردن شيوههاي نوين براي مقابله و از پاي درآوردن صرع و ميگرن دقت كنيم.
دانشمندان دانشگاه كوين و چند دانشگاه و مركز تحقيقاتي ديگر در جهان در گذشته مطالعات گستردهاي را درخصوص فرآيند به كما رفتن ملخها انجام داده بودند، اما نخستين بار است كه از اين يافتهها براي كمك به كاهش شدت اين بيماري در انسانها استفاده ميشود. تيم تحقيقاتي دانشگاه كوين پيشتر نشان داده بودند ملخها به عنوان شيوهاي استثنايي براي ذخيرهسازي انرژي در دورانها و شرايط خطرناك به كما ميروند و به نوعي خاموش ميشوند. آنها دريافتهاند چنين واكنشهاي سلولي در ملخها به پاسخهاي ارائه شده از سوي سلولهاي مغزي در زمان آغاز حملاتي نظير صرع (در انسانها) شباهت دارند.
در همين حال دانشمندان بر اين نكته تأكيد دارند كه غرق كردن حشرات عملا كار بسيار دشواري است و اين سختي به دليل آن است كه حشرات و از جمله ملخها در سالم باقي ماندن در شرايط كما به هنگام قرار گرفتن در زير سطح آب آن هم براي چندين ساعت، توانايي خيرهكنندهاي دارند. از سالها پيش اين نظريه مطرح شده است كه شايد بتوان با الگو گرفتن از تواناييهايي از اين دست براي كمك به انسانها نيز استفاده كرد، اما بتازگي دانشمندان به اين نتيجه رسيدهاند كه اين فرآيند بسيار پيچيدهتر از آن چيزي است كه تاكنون تصور ميشده است. اما در خصوص استفاده از توانايي ملخها و ساير حشرات براي درمان صرع در انسانها ميتوان اميدوار بود.
عقيده دانشمندان بر اين است كه صرع و بيماريهاي مشابه آن در كل اختلالات بسيار پيچيدهاي هستند كه تنها با استفاده از تكنيكهاي دارويي فعلي نميتوان پاياني قطعي بر آن در نظر گرفت. اما تجربه و تاريخ ثابت كرده است ميتوان همچون گذشته اما اين بار براي هدفي بسيار مهمتر و احتمالا پيچيدهتر سراغ دنياي حيوانات و اين بار دقيقا حشرات رفت. بدون شك دانش نوين پزشكي امروز بيش از هر زمان ديگري به الهام گرفتن از طبيعت و فرآيندهاي منحصربهفرد حاكم بر آنها نياز دارد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|