 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , دوشنبه 13 مهر 1388 |
|
ميراث اميرکبير زنده مي شود؟
|
| | | |
 | دارلفنون 30 کلاس درس، دو تالار آمفي تئاتر و يک سالن اجتماعات دارد. کلاسهايي که از نورگير زيبا و مناسبي برخوردارند هم از گزند آسيب در امان نمانده اند. | 
اينجا دارالفنون است. دروازه اي گشوده به 156 سال پيش. در سکوت پر صلابت اينجا مي توان صلابت مرداني را تجربه کرد که برخاستن دوباره علم و عظمت ايران بر شانه هاي همتشان سنگيني مي کند. اينجا دارالفنون است. ميراث کهنسال اميرکبير که با مرمت چند باره اش شايد زنده شود.
مدرسه دارالفنون همچنان خاموش و عبوس کنار خيابان ناصرخسرو نشسته است. هر روز گذر مردمي را نظاره مي کند که با ذهني پرمشغله از روزمرگيهاي هميشگي بي توجه از کنار او عبور مي کنند. به قاچاقچيان دارويي چشم مي دوزد که اطراف آن به دنبال مشتريان مخفي پرسه مي زنند. ياد روزهايي مي افتد که چهره هاي علمي و سياسي زيادي از اين خيابان فرهنگي گذر مي کردند.
اينجا دارالفنون است. نخستين مدرسه نوين ايراني که حالا بوي خاک و نمش از کهنگي اش حکايت مي کند. آدرس را کامل مي شناسي. بارها از جلوي مدرسه عبور کرده اي و آرزوي تماشايي سير از آن را داشته اي. که دارالفنون تنها يک مدرسه متروکه وامانده نيست. که تاريخي است خاموش و تاريخچه اي است فراموش شده. با اين همه هر بار به بهانه اي از مواجه شدن با اين دروازه تاريخي ترسيده اي. مي ترسي و ترست پر بيراه نيست. مي ترسي چون مي داني که پدرانت چه بر سر ميراث مردي آوردهاند که نماد و نشانه تمدن طلبي و خواست تاريخي پيشرفت و آباداني ايران بود و هست و خواهد بود.
و اين تعريف تمام ترس تو نيست. تو از کوچکي خودت هم مي ترسي. از اينکه نتواني حق مطلب را در بيان غربت و وجاهت بنايي بيان کني که نماد و نشانه مظلوميت کساني است که جز به پيشرفت اين آب و خاک نيانديشيدند.
شهريار، پرفسور حسابي، منوچهر احترامي، جمال زاده، نادر ابراهيمي، جلال آل احمد، روح الله خالقي، مصطفي چمران، علي اکبر نفيسي و... اينها تنها تعدادي از نامهاي پر آوازه اي هستند که اين هوا را نفس کشيده اند و اين زمين را تجربه کرده اند.
ساعت هنوز عقربه هايش را به 9 صبح نرسانده و طبيعت کار خودش را مي کند. آفتاب بالاي سرم ايستاده و به روزمرگي مردماني خيره نشسته که آنچه خود دارند را زبيگانه تمنا مي کنند. مردمي که فراموشي دارالفنون و دارالفنونها جزئي از شخصيت تاريخيشان است.
حالا تو روبروي مدرسه هستي و به اين فکر مي کني که قدم به کجا گذاشته اي؟ نامها در برابرت رژه مي روند. مي روند و مي آيند. شهريار، پرفسور حسابي، منوچهر احترامي، جمال زاده، نادر ابراهيمي، جلال آل احمد، روح الله خالقي، مصطفي چمران، علي اکبر نفيسي و... اينها تنها تعدادي از نامهاي پر آوازه اي هستند که اين هوا را نفس کشيده اند و اين زمين را تجربه کرده اند.
زنگ در کوچک کنار مدرسه را مي زنيم. حالا صداي دينگ و دنگ ساعت تاريخي ميدان امام خميني در چارچوب مغزت طنين مي افکند. بعد از تحويل معرفي نامه، پا در اين مدرسه 157 ساله مي گذاريم. اينجا دارالفنون است. جايي که صدها دانشمند و شاعر و دکتر و مهندس پشت نيمکتهاي آن شاگردي کرده اند. محلي که روزي هر اهل علم و دانشي دوست داشت در آن حضور يابد و زانو در مقابل استاد زند و بهره اي از درياي علمي آن برد. ساختماني که رونق و شکوهش به کينه و بغض آقاخان نوريها آلوده شد.
اينجا مدرسه اي است که اولين عمل جراحي قلب باز، نخستين پرواز بالن در ايران و اولين تماس تلفني در آن انجام شده است و نوين ترين دستگاه چاپ نيز براي چاپ کتابهاي دانش آموزان را به اين مدرسه مي آورند.
اما امروز از اين مدرسه تنها خرواري از خاک و ديوارهاي فروريخته و سکوتي محض و مشتي خاطرات باقي مانده از شاگردان زنده مدرسه که همتي براي جمع آوري آنها مي طلبد، باقي مانده است.
سالها اهل قلم و ادب نوشتند که مدرسه در حال تخريب است و نياز به عزمي راسخ براي بازسازي دارد اما کمتر گوشي بود که خود را بدهکار اين مدرسه مي دانست تا اينکه تخريب شد. طبق رسوم ايراني نوشدارو را بعد از مرگ سهراب آماده کرديم و حالا بعد از گذشت 157 سال آن را به دهان دارالفنون مي ريزيم.
گرچه مي گويند ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است اما ماهي بناي دارلفنون سالهاست که مرده و حالا مرمت چاره اين مدرسه نيست بلکه بايد آن را بازسازي کرد.
بازسازي مدرسه از ابتداي سال 1388 آغاز شده است. مسئول پروژه سازمان نوسازي مدارس وزارت آموزش و پرورش است و ميراث فرهنگي نيز نقش ناظر را دارد. «مصطفي مقدم» ناظر پروژه که با ما همراه مي شود مدرسه را خيلي نمي شناسد و قادر به پاسخگويي سئوالهاي ما نيست. به همين دليل فقط از بنا بازديد مي کنيم و سعي داريم دانسته هاي قبلي خود از مدرسه را در ذهن مجسم کنيم.
بازسازي مدرسه از دو سالن آمفي تئاتر و اجتماعات شروع شده است، آمفي تئاتر مدرسه اولين و بقيه بخشها مدرسه از جمله راهروها، کلاسها، آزمايشگاههاي مدرسه هنوز هم در گزند آسيب هستند.
به گفته مقدم سازه هاي ساختمان اوليه را چوب، آجر و خاک تشکيل مي دهند و ديوارهاي آن بالاي 70 سانتي متر ضخامت دارند. هم اکنون اين قسمت با بتن و ميل گرد در حال بازسازي و مقاوم سازي است.
مدرسه دارالفنون با زيربناي 6 هزار و 108 متر و دوهزار و 354 حياط مرکزي و دوهزار و 723 متر حياط بيروني در دو مرحله ساخته شده و اين بخش قديمي ترين قسمت مدرسه است. در گذشته ساختمان يک طبقه بوده و تنها ايواني در قسمت شمالي مدرسه ساخته شده بود که ناصرالدين شاه در آن مي نشسته و از آنجا مدرسه را نظاره مي کرده است. اما حدود 80 سال پيش مارکوف روسي طبقه دوم اين مدرسه را مي سازد. شاگردان اين مدرسه را اکثرا اعيان و شاهزادگان تشکيل مي دادند و به همين دليل مدرسه سه راه به کاخهاي اطراف مدرسه از جمله شمس العماره داشته است.
از دارالفنون تا سال 57 به عنوان مدرسه استفاده مي شده و بعد از آن به مرکز تربيت معلم تبديل مي شود. سپس مدتي به مرکز آموزش ضمن خدمت وزارت آموزشوپرورش اختصاص يافت تا آن که در سال67 جزو فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد. اما برخلاف ثبت در آثار ملي مسئولان ميراث فرهنگي به آن توجهي نمي کنند تا اينکه مدرسه به مرور دچار تخريب مي شود.
ديوارها و سقف دارالفنون در همه جاي ساختمان دچار تخريب شده است. تقريبا تمام ديوارها نم داده و هم اکنون در حال ريزش است. از يادگاريهاي دانش آموزان مدرسه هم نمي شود چشم پوشي کرد چرا که در سراسر کلاسها و راهروها جا خوش کرده اند.
بخش شرقي دارالفنون در گذشته به شمس العماره راه داشته است. شاهزاده هاي قاجاري از اين محوطه وارد مدرسه مي شدند. در قسمت پاييني اين بخش و رو به سالن تئاتر و اجتماعات شاه نشيني وجود داشته که از دريچه هاي تعبيه شده، شاهزادگان مي توانستند نمايشهاي تئاتر را از آنجا ببينند. به گفته مسئول پروژه اين دريچه هاي کوچک مربعي شکل به دليل تخريب و به درخواست ميراث فرهنگي بسته شده اند و امروز اثري از آنها نيست. به غير از در شمس العماره، اين مدرسه سه در ديگر به سمت باب همايون، ميدان امام خميني (ره) و ناصرخسرو دارد که تنها در خيابان ناصر خسرو همراه با سر در اصلي باقي مانده است.
ديگر اثري از پنجره هاي دارالفنون باقي نمانده است. سازمان ميراث فرهنگي براي جلوگيري از تخريب درها و پنجره ها تمامي آنها را جمع آوري کرده اند. اما فکري براي اُرسي ها و نماي داخلي نشده است. مهندس پروژه توضيحي درباره اذيت و آزار برف و باران زمستان و آفتاب شديد تابستان نمي دهد.
دارلفنون 30 کلاس درس، دو تالار آمفي تئاتر و يک سالن اجتماعات دارد. کلاسهايي که از نورگير زيبا و مناسبي برخوردارند هم از گزند آسيب در امان نمانده اند.
طي سالهاي مختلف، قسمتهاي زيادي از حياطهاي اطراف مدرسه به مغازه هاي جنب آن فروخته مي شود، شرکت مخابرات که در ضلع شمالي مدرسه قرار دارد نيز پيش از انقلاب نزديک به دو هزار متر از زمين مدرسه را مي گيرد. ساختمان بلند اين مرکز نماي زيباي شمالي و در مدرسه که به ميدان امام خميني (ره) راه داشته را بسته است ضمن اينکه ارتفاع اين ساختمان مانع از ثبت جهاني مدرسه دارالفنون شده است.
ايواني در سختمان مدرسه هست كه تنها طبقه فوقاني ساختمان است که در ساخت اوليه مدرسه بنا شده است. گفته مي شود ناصرالدين شاه اولين زنگ مدرسه را از همين جا به صدا در آورده و براي دانش آموزان دارلفنون سخنراني کرده است. همچنين ناصرالدين شاه ساعتهاي زيادي از روز را در اين ايوان مي نشسته و مدرسه را نظاره مي کرده است. درختهاي زيباي مدرسه نيز عمر 157 ساله مدرسه را دارند که به شکل کاملا متقارن روبروي هم کاشته شده و نماي زيبايي به مدرسه داده اند.
عکس اميرکبير توسط اصل آن در کاخ گلستان نگهداري مي شود. زنگ مدرسه دارالفنون براي اولين بار از همين جا و توسط ناصرالدين شاه به صدا در آمده است. اولين تماس تلفني در ايران نيز به مدرسه دارلفنون شده که تلفن آن نيز هم اکنون در دارالفنون نگهداري مي شود.
حالا دارالفنون آرام کنار خيابان ناصرخسرو نشسته و منتظر بازسازي و مقاوم سازي است گويي برخي از مسئولان عزم به بيرون آوردن اين مدرسه از فراموشخانه تاريخ کرده اند. بايد منتظر ماند و ديد که مسئولان آموزش و پرورش و ميراث فرهنگي چه اقداماتي را براي اين مدرسه تاريخي طي سالهاي آينده دنبال مي کنند. ساعت تاريخي ميدان امام (ره) همچنان مشغول دينگ و دنگ است و من وامانده از اين همه تاريخي که روحم توان بلعيدنش را همچنان ندارد.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|