پنجشنبه 21 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار خارجی رسانه توليد و مصرف فرهنگ

 
 

همشهری انلاین , دوشنبه 17 اسفند 1388

توليد و مصرف فرهنگ

 
 

تأكيد بر دريافت مخاطب كمك مي‌كند مطالعات فرهنگي، بر جهت گيري‌هاي متني يكطرفه پيشين درباره فرهنگ برتري داشته باشد.

ياد گرفتن اينكه در محيط پيرامونمان چگونه معاني و پيام‌هاي رسانه‌اي را درك، تفسير و نقد كنيم در دانش مطالعات فرهنگي و بحث چندفرهنگ گرايي و فرهنگ رسانه‌اي مسئله‌اي پراهميت تلقي مي‌شود.
از طرفي در يك توصيف كلي‌تر مي‌توان گفت مطالعات فرهنگي به ما اجازه مي‌دهد تا كل گستره فرهنگ را به‌صورت انتقادي، بدون تعصبات و پيش‌داوري‌ها در مورد يك رشته از متون، رسوم، عرف‌ها و كنش‌هاي فرهنگي، مورد بررسي قرار دهيم. نوشتار پيش رو بخشي ديگر از مقاله‌اي مفصل است كه پيش‌تر بخشي از آن در همين صفحه منتشر شده بود. اكنون در اين بخش اجزاي مطالعات فرهنگي انتقادي مورد توجه و بررسي قرار مي‌گيرد.
مطالعات فرهنگي در قوي‌ترين شكل آن، يك پروژه سه لايه تجزيه و تحليل توليد و اقتصاد سياسي فرهنگ، متون فرهنگي و دريافت مخاطبان از آن متون و تأثيرات آنها را در بر مي‌گيرد. اين رويكرد فراگير، از تمركز بسيار محدود روي يك بعد از پروژه و بدون ساير موارد اجتناب مي‌كند. براي اجتناب از چنين محدوديت‌هايي، من يك رويكرد چندبخشي را طرح خواهم كرد كه الف) توليد و اقتصاد سياسي را مورد بحث قرار مي‌دهد ب) تحليل متني را به كار مي‌گيرد و پ) دريافت و استفاده از متون فرهنگي را بررسي مي‌كند.
توليد و اقتصاد سياسي
به‌علت اينكه توليد و اقتصاد سياسي در بسياري از مطالعات فرهنگي اخير مورد غفلت واقع شده‌است، بنابراين ضروري ‌است كه بر اهميت بررسي متون فرهنگي درون نظام توليد و توزيع متون كه اغلب به آن اقتصاد سياسي فرهنگ اطلاق مي‌شود، تأكيد شود.
جا دادن متون درون نظام فرهنگي، در داخل آنچه آنها را توليد و توزيع مي‌كنند، مي‌تواند كمك كند تا وضعيت كلي و تأثيرات متون روشن شود؛ امري كه تحليل متني صرف ممكن است از آن چشم‌پوشي كند يا توجه كمتري به آن داشته باشد. اقتصاد سياسي، در مقايسه با رويكردهاي نامنتظم به فرهنگ، بيشتر مي‌تواند به شكل واقعي، به تحليل و نقد متن كمك كند. اغلب نظام توليد تعيين مي‌كند چه نوع محصولاتي توليد شود، چه محدوديت‌هاي ساختاري در مورد اينكه چه چيزي گفته يا نشان داده شود يا برعكس، اعمال شود و چه نوع تأثيراتي بر مخاطبان، توسط متن ممكن است توليد شود.
مطالعه رمزگان تلويزيون، فيلم يا موسيقي عامه‌پسند، براي مثال، ‌از طريق بررسي قواعد و قراردادهاي توليد، ارتقا مي‌يابد. اين محصولات فرهنگي به‌وسيله قوانين و قراردادهاي معين، ساخت يافته‌اند و مطالعه توليد فرهنگ مي‌تواند كمك كند رمزگان‌ها به‌صورت بالفعل و در عمل روشن‌تر شوند. به‌علت نيازها و الزام‌هاي قالب موسيقي در راديو يا تلويزيون، براي مثال، بيشتر آوازهاي عامه‌پسند 3تا 5دقيقه‌اند و مطابق با قالب‌هاي نظام توزيع مي‌شوند.
توليدات سينمايي و تلويزيوني در ايالات متحده، به‌دليل كنترل و مديريت آنها توسط شركت‌هاي غول‌آسا كه در اصل به‌دنبال افزايش سود هستند، توسط ژانرهاي خاص همانند نمايش‌هاي گفت‌وگو و مسابقه محور، سريال‌هاي احساساتي، كمدي‌هاي موقعيت‌محور، سريال‌هاي پرتحرك/ ماجراجويانه و... احاطه شده‌اند. اين عامل اقتصادي نشان مي‌دهد كه چرا چرخه‌هايي از گونه‌ها و زيرگونه‌هاي خاص وجود دارد و در نتيجه، صنعت فيلم و تلويزيون آكنده از فيلم‌ها و سريال‌هاي عامه‌پسند است و يك همگوني مشخص بر توليدات نظام توليد حاكم است كه به‌وسيله رمزگان بسيار كلي، قراردادهاي قاعده‌مند و حد و مرزهاي تعريف شده ايدئولوژي مشخص شده‌اند. همين‌طور، مطالعه اقتصاد سياسي مي‌تواند محدوديت‌ها و گستره گفتمان‌هاي سياسي و ايدئولوژيك و تأثيرات آنها را مشخص سازد.
در اين بافت جهاني، فرد واقعا نمي‌تواند نقش رسانه‌ها را در يك رويداد، بدون بررسي اقتصاد سياسي و توليد اخبار و اطلاعات به علاوه متن واقعي آن رويداد و دريافت آن توسط مخاطبان مورد تجزيه و تحليل قرار دهد. همين طور مالكيت مؤسسات رسانه‌هاي مسلط، توسط شركت‌هاي محافظه‌كار كمك مي‌كند تا حمايت جريان غالب رسانه‌اي از رياست‌جمهوري بوش و سياست‌هاي وي، همانند انتخابات رياست‌جمهوري سال 2000 ايالات متحده را توضيح دهيم.
علاوه بر موارد مذكور، در عصر جهاني‌شدن، فرد بايد از شبكه جهاني كه فرهنگ رسانه‌اي را در راستاي سود و هژموني شركتي توليد و توزيع مي‌كند، آگاه باشد. با وجود اين، اقتصاد سياسي به تنهايي در مطالعات فرهنگي داراي اهميت كليدي نيست و به‌صورت رويكردي صرف، محدوديت‌هاي خود را دارد.
تحليل متني
توليدات فرهنگ رسانه‌اي، نيازمند خوانش متني دقيق چند بعدي براي بررسي اشكال متنوع گفتمان‌ها، جايگاه‌هاي ايدئولوژيك، استراتژي‌هاي روايت، ساخت انگاره‌ها و تأثيرات آنهاست. يك ميدان وسيع از انواع نقد متني فرهنگ رسانه‌اي وجود دارد؛ گستره‌اي از تحليل محتواي كمّي كه تعداد مطالب و موارد خشونت در يك متن را مي‌شمارد و تحليل كيفي كه تصاوير زنان، سياه پوستان يا ساير گروه‌ها را بررسي مي‌كنديا به كار بردن تئوري‌هاي انتقادي متنوع براي بررسي معاني متون، يا نشان دادن اينكه چگونه متون، معاني را توليد مي‌كنند.
به‌طور سنتي، تحليل كيفي متون، وظيفه نقد ادبي فرماليستي را برعهده دارد كه معاني مركزي، ارزش‌ها، نمادها و ايدئولوژي‌ها در محصولات فرهنگي را با توجه به ويژگي‌هاي صوري متون ادبيات تخيلي همانند سبك، صنايع بديعي، شخصيت، ساختار روايت و ديدگاه و ساير عناصر صوري محصولات فرهنگي توضيح مي‌دهد. با وجود اين، از دهه 1960 تا‌به‌حال، تحليل متني ادبي- صوري به‌وسيله روش‌هايي از جمله نشانه‌شناسي، به يك رويكرد انتقادي براي تحقيق در مورد خلق معاني، نه تنها در زبان مكتوب، بلكه در ساير موارد، رمزگان غيركلامي، همانند زبان تصويري و صوتي فيلم و تلويزيون ارتقا يافته ‌است.
نشانه‌شناسي بررسي مي‌كند كه چگونه «دال‌هاي» فرهنگي زبان‌شناختي و غيرزبان‌شناختي، نظام معاني را تشكيل مي‌دهند؛ به‌عنوان مثال، زماني كه به فردي يك گل رز داده مي‌شود، گل به مثابه نشانه عشق تفسير مي‌شود يا كسب رتبه A در برگه امتحاني دانشگاه، نشانه مهارت است كه از جمله قراردادهاي خاص است. تحليل نشانه‌شناختي مي‌تواند در پيوند با نقد ژانر (مطالعه قراردادهاي حاكم بر انواع تثبيت شده محصولات فرهنگي، همانند سريال‌هاي احساساتي) باشد تا آشكار سازد چگونه رمزگان و اشكال ژانرهاي خاص، از معاني خاصي پيروي مي‌كنند.
كمدي‌هاي وضعيت، براي مثال، به‌طور كلاسيك از يك مدل تضاد/ تعادل پيروي مي‌كنند كه نشان مي‌دهد چگونه مسائل اجتماعي خاص به‌وسيله رويه‌ها و ارزش‌هاي صحيح حل مي‌شوند و از اين رو، داستان‌هاي اخلاقي، رفتار مناسب و نامناسب را نشان مي‌دهند. در مقابل، سريال‌هاي احساساتي، مسائل را بسط مي‌دهند و پيام‌هايي را ارائه مي‌كنند كه بر تحمل و تن دادن به بدبختي‌هاي بي‌پايان زندگي تأكيد دارند، در حالي‌كه مدل‌هاي مثبت و منفي رفتار اجتماعي را توليد مي‌كنند. تبليغات نشان مي‌دهد چگونه كالا مسائل محبوبيت، مقبوليت، موفقيت و دوست داشتن را حل مي‌كند.
براي مثال، تحليل نشانه شناختي و ژانري فيلم «رمبو» (1982) مي‌تواند نشان دهد كه چگونه فيلم از قراردادهاي ژانر فيلم‌هاي جنگي‌هاليوود پيروي مي‌كند كه در آن، تضادهاي بين ايالات متحده و دشمنان آن را دراماتيزه مي‌سازد. نشانه‌شناسي توضيح مي‌دهد چگونه انگاره‌هاي آدم‌هاي شرور، براساس رمزگان فيلم‌هاي جنگ جهاني دوم ساخته مي‌شوند و چگونه حل تضاد و پايان خوش فيلم، از سينماي كلاسيك‌ هاليوود كه در آن خير بر شر پيروز مي‌شود، پيروي مي‌كند. تحليل نشانه‌شناختي همچنين مطالعه عناصر كاملا سينمايي و صوري فيلمي همانند رمبو را در بر مي‌گيرد؛ روش‌هايي كه زاويه‌هاي دوربين، رمبو را به مثابه يك امر خوب نشان مي‌دهند يا تصاوير آهسته‌ از پريدن او در جنگل كه به‌عنوان رمزي است كه او را به مثابه نيرويي از طبيعت جلوه مي‌دهد.
بنابراين، تحليل متني مطالعات فرهنگي، تحليل‌هاي صوري را با نقد اينكه چگونه معاني فرهنگي ايدئولوژي‌هاي خاص جنس، نژاد، طبقه، جنسيت، مليت و ساير عناصر ايدئولوژيك را منتقل مي‌سازند، تركيب مي‌كند. تحليل متني ايدئولوژيك بايد دامنه وسيعي از روش‌ها را به كار بندد تا هر بعد را به‌طور جامع توضيح و نشان دهد كه چگونه آنها در نظام‌هاي متني جاي مي‌گيرند. هر روش انتقادي بر صورت‌هاي خاصي از يك متن از يك رويكرد به‌خصوص تمركز مي‌كند، يك چشم‌انداز بر تعدادي از صورت‌هاي يك متن پرتوافكني مي‌كند در حالي‌كه بقيه را ناديده مي‌گيرد.
بديهي است هر خوانشي از يك متن، تنها يك خوانش ممكن از يك سوژه- جايگاه (Subject Position) انتقادي است؛ قطع نظر از اينكه چه نوع رويكردي باشد و ممكن است كه خوانشي توسط مخاطبان مرجح باشد يا نباشد (كدام يك را آنها براساس طبقه، نژاد، جنسيت، قوميت، ايدئولوژي متفاوت و نظاير آن مهم‌تر بدانند). به‌علت اينكه يك شكاف (انشعاب) بين رمزگذاري متني و رمزگشايي مخاطب وجود دارد، هميشه امكان تعدد خوانش در مورد هر متن فرهنگ رسانه‌اي وجود دارد.
بديهي است محدوديت‌هايي در ماهيت باز و متكثر فرهنگي وجود دارد و تحليل متني مي‌تواند پارامترهاي خوانش‌هاي ممكن و طرح رويكردهايي را كه قصد تشريح و روشن كردن متن و تأثيرات فرهنگي و ايدئولوژيك آن را دارند، توضيح دهد. همچنين تحليل‌ها، موادي را براي نقد خوانش‌هاي نادرست يا خوانش‌هايي كه يكطرفه و ناقص هستند، فراهم مي‌كنند. با وجود اين، براي به همراه داشتن بيشتر يك تحليل مبتني ‌بر مطالعات فرهنگي، شخص همچنين بايد بررسي كند چگونه مخاطبان متنوع، متون فرهنگي را مي‌خوانند و تلاش كند تا مشخص سازد متون فرهنگي چه تأثيراتي بر افكار و رفتار مخاطبان دارند.
دريافت مخاطب و استفاده از فرهنگ رسانه‌اي
همه متون، موضوع خوانش‌هاي متعددي هستند كه به رويكردها و سوژه جايگاه‌هاي خواننده بستگي دارد. اعضاي جنسيت‌ها، طبقات، نژادها، مليت‌ها، مذاهب، سليقه‌هاي جنسي و ايدئولوژي‌هاي سياسي متمايز تمايل دارند كه متون را به‌صورت متفاوت قرائت كنند و مطالعات فرهنگي مي‌تواند روشن كند كه چرا مخاطبان متفاوت، متون را به روش‌هاي متنوع و گهگاه متضادي تفسير مي‌كنند. در واقع يكي از مزيت‌هاي مطالعات فرهنگي، تمركز بر دريافت مخاطبان است و اين تمركز، يكي از كمك‌هاي اصلي آن در سال‌هاي اخير را فراهم مي‌كند.
هرچند بعضي محدوديت‌ها و مشكلات همراه با رويكردهاي مطالعات فرهنگي استاندارد درباره مخاطب وجود دارد. يك روش استاندارد براي كشف اينكه چگونه مخاطبان متون را قرائت مي‌كنند، به كار بستن پژوهش قوم نگاري است؛ تلاشي براي تعيين اينكه چگونه متون بر مخاطبان تأثير مي‌گذارند و عقايد و رفتار آنها را شكل مي‌دهند. مطالعات فرهنگي قوم‌نگارانه، تعدادي از روش‌هاي متنوع را نشان مي‌دهد كه مخاطبان از متون اغلب براي تقويت خودشان استفاده مي‌كنند.
فرهنگ رسانه‌اي موادي را براي افراد فراهم مي‌كند كه از طريق آنها، هويت‌ها و معاني‌‌اي را خلق كنند و مطالعات فرهنگي روش‌هاي خاصي را كه افراد، محصولات فرهنگي را استفاده مي‌كنند، آشكار مي‌سازد؛ نوجوانان از بازي‌هاي رايانه‌اي، تلويزيون و موسيقي به‌عنوان يك راه گريز از الزامات جامعه انضباطي استفاده مي‌كنند. مردان از ورزش‌ها به مثابه عرصه تعيين هويت خيالي، به شكلي كه از پيروزي تيم يا ستاره «آنها»(خودشان) احساس قدرت مي‌كنند، استفاده مي‌كنند.
چنين وقايع ورزشي‌اي همچنين شكلي از اجتماع را توليد مي‌كنند كه به‌طور رايج در رسانه‌هاي خصوصي ساز و فرهنگ مصرفي زمان ما كمرنگ شده‌اند. در واقع، همه نوع از طرفداران اجتماعاتي را تشكيل مي‌دهند كه افراد را قادر مي‌سازد تا با ساير كساني كه منافع و سليقه‌هاي مشتركي دارند، رابطه برقرار كنند. در حقيقت، بعضي هواداران به‌طور فعال محصولات فرهنگي مطلوب خودشان را بازسازي مي‌كنند.
تأكيد بر دريافت مخاطب كمك مي‌كند مطالعات فرهنگي، بر جهت گيري‌هاي متني يكطرفه پيشين درباره فرهنگ برتري داشته باشد، همچنين تمركز مستقيمي بر تأثيرات واقعي سياسي متون و چگونگي استفاده مخاطبان از متون دارد. در حقيقت، گاهي اوقات مخاطبان، نيات توليدكنندگان يا مديران صنايع فرهنگي را كه متون را براي آنها تهيه مي‌كنند، نقش برآب مي‌سازند، مثل زماني كه مصرف‌كنندگان جوان و تيز فهم رسانه‌ها، تلاش‌هاي آشكار شخصيت‌ها، نمايش‌ها يا توليدات را سخره مي‌گيرند.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار