 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
نشست فيلم “دوئل” برگزار شد
|
| | | |
 | احمدرضا درويش:سينماي امروز ايتاليا،درس عبرتي براي ايران است
| دغدغهي ساخت «دوئل» خيلي پيچيده نيست. مثل همه دغدغههايي كه هر فيلمسازي و هر هنرمندي دارد، براي اينكه مجموعهاي از تصاوير و مضامين خيالياش را به تصوير بكشد.
احمدرضا درويش كارگردان فيلم «دوئل» گفت: علل روانشناسانه عواملي كه باعث ميشود، ذهن يك فيلمساز نسبت به توليد يك اثر هنري درگير شود را نميدانم. شايد مسيري كه فرد درگذشته سپري كرده است و تاثيراتي كه از پيرامون خود ميگيرد،مهمترين عامل باشد. تجربههاي من درگذشته آرام و يكدست نبودند، بلكه فراز و نشيب زياد داشتند. در مقايسه با گذشتگان، نسل ما بيش از ظرفيتهاي طبيعي يك نسل تجربه كسب كرده است.
وي در ادامه افزود: سابق، وقتي ميخواستند به سمت روايتي از گذشته بروند، سراغ پيرمردها و كساني كه خاطراتي از گذشته برايشان باقي مانده بود ميرفتند. اگر بخواهيم به گذشته حداقل دو، سه دهه اخير برگرديم، كساني كه آن را روايت ميكنند، پيرمرد نيستند. بلكه در ميانسالي هستند، من هم يكي از آنها هستم.
احمدرضا درويش معتقد است:همه دغدغههاي افرادي مثل من، مربوط به رويدادها و خاطرات گذشته نيست.
وي گفت:در پشت صحنه «كيميا»، با مادري مواجه شدم كه ميخواست بچهاش را در سبد بگذارد و در رودخانه رها كند.فقط به جرم اينكه كودكش “دختر“ بود. من از اين دغدغه، كه تبديل به فرم شد در «سرزمين خورشيد» استفاده كردم.
درويش در پاسخ به اين كه آيا دغدغهها بعد از ساخت فيلم باقيميمانند گفت: اين كاملا دروني است و به يك رابطه شهودي برميگردد و قطعا فرمی كه شكل ميگيرد، تاثير گرفته از درونيات است، كه در بنده و هر كس ديگري وجود دارد. به هر حال آنچه بر روي پرده افتاده بازتابي از خود من است. البته بيشتر من تحت تاثير فرم سينما هستم.
احمدرضا درويش بحرانيترين شرايط فيلمسازياش را زماني دانست كه ميخواهد فيلمنامه بنويسد و گفت: من جزء فيلمسازاني هستم كه فيلمنامههاي فيلمهايم را خودم مينويسم؛ يعني در واقع فيلمنامه نمينويسم بلكه تخيلات خود را تبديل به فيلم ميكنم. فيلمنامههايم را زماني مينويسم كه روي كاغذ نمينويسم، عمليات نوشتن، يك عمليات كاملا فيزيكي است، فيلمنامه قبلا در ذهن من نوشته شده است.بنابراين اگر قرار بود «دوئل» را نسازم، فيلمنامهاش را چاپ نميكردم، چون نميتوانست حمل كننده ذهنيات من باشد.
درويش در پاسخ به اين كه از ابتدا نيز قصد داشته «دوئل» را با اين پروداكشن وسيع بسازد، تصريح كرد: آنچه درآن مقطع ترمزي بود كه به سراغ اين موضوع نروم، همين بود.ميدانستم كه با چه پروژه وسيعي روبرو هستم؛ اما به دليل فشارهاي دروني،ديگر نميتوانستم كاري بكنم، بنابراين شروع به نوشتن فيلمنامه كردم كه حدود 5 تا 6 ماه طول كشيد. زمانيكه “دوئل“ روي كاغذ آمد احساس كردم، نميتوانم آن را بسازم.
در عين حال پيشنهادهاي مختلفي از سوي تهيهكنندگان خصوصي و دولتي مطرح شد، اما مطابق با نگرشي كه من داشتم نبود و اعتقاد داشتم اگر فيلم با ساز و كار بخش خصوصي و خارج از نهادهاي رسمیساخته شود در ارتباط گرفتن با مردم دچار مشكل ميشويم. يعني بطور مشخص زمانيكه تيتر نهادهاي رسمیزير يك فيلم باشد، مردم استقبال نميكنند، اين عكسالعمل در تمام دنيا وجود دارد.
اين كارگردان سينماي ايران در ادامه به يكي از علتهائي كه نسبت به فيلم «دوئل» حساسيت بوجود آمده، اشاره كرد و گفت: ميگويند چرا اينقدر سر و صدا نسبت به ساخت اين فيلم شده و هزينههاي زياد مطرح ميشود. فيلمیچون« مسافر ري»، هزينه بيشتري داشته؛ اما چون با ساز و كار بخش دولتي ساخته شده اينقدر مطرح نشد. و علت اينكه براي «دوئل» اين اتفاق افتاد اين است، كه با ساز و كار بخش خصوصي ساخته شد و همه تعجب ميكنند كه اين بخش خصوصي لاغر و نحيف اين مقدار پول را از كجا آورده است. درحاليكه ما ثابت كرديم كه اين فيلم توسط بخش خصوصي ساخته شده است.
وي معتقد است مديريتي كه در فيلم «دوئل» انجام شد، به نفع جذابيت آن عمل كرده و به ايسناميگويد: فرض كنيد، هزينههاي «دوئل» صرف 10 فيلم ديگر ميشد بايد پرسيد، ميتوان تضمين داد كه آن 10 فيلم براي سينماي ايران چه نتيجهاي داشته باشند؟ معتقديم دوئل و همه نوع فيلمیميبايست در سينماي ايران ساخته شود. تا سينماي ايران همه سلايق و ذائقهها را جذب كند. ساختن فيلم دوئل يك تصميم جمعي در بخش خصوصي بود و پول آن را با كمك همكارانم در بخش خصوصي تهيه كرديم.
درويش افزود: تلقي ما به عنوان سازندگان «دوئل» اين بود كه فيلم در اندازههاي هست كه مردم از آن استقبال كنند و به همين دليل آن را ساختيم، اگر فكر ميكردم مردم از آن استقبال نميكنند، نميساختمش و هماكنون به اشتباه خودم اعتراف ميكردم.
وي در ادامه گفت: همكاران و كارشناسان توليد پخش در سينماي ايران و سينماداران تا قبل از اكران اين فيلم معتقد بودند، كه «دوئل» با مردم ارتباط برقرار نميكند، درحاليكه هماكنون بيشترين نفع فيلم «دوئل» براي سالنهاي سينما است. هماكنون سالنهاي سينما به دنبال گرفتن كپي فيلم هستند ما با 37 كپي نمايش «دوئل» را شروع كرديم، الان به 57 كپي رسيديم.
درويش عنوان“ پروژه عظيم“ را براي فيلم «دوئل» مناسب ندانست و گفت: اين پروژه، يك پروژه جدي است. بسياري از فيلمسازان آرزوي ساختن فيلم جدي را دارند. يكي از علتهائي كه فيلمها ساخته نميشود، يا در مراحل مختلف نيمه كاره باقي ميماند به تلقي سينماي ايران از سينما،مديريت،اقتصاد و بازار برميگردد.چرا فيلم “زنگي و رومي“، آقاي تقوايي نيمه كاره مانده است و يا اكثر فيلمهاي سينماي ايران، ساخت جدي ندارند؟ فيلم «دوئل» توانست با تلقي صحيح از واقعيتهاي موجود در بستر توليد و بكارگيري روشهاي علمیدر جذب ظرفيتهاي بالقوه و ساز و كار بخش خصوصي ساخته شود.
در ادامه این نشست كارگردان اين فيلم گفت: آرزو داشتم «دوئل» را اسكوپ بسازم. معتقدم يكي از ضعفهاي «دوئل» ،«اسكوپ» نبودن آن است، كه امكاناتش را در ايران نداريم.
وي در ادامه تصريح كرد: اگر توليد “دوئل“ من و همكارانم را ترغيب كند كه فيلم بعديمان را “پاناويژن“ بسازيم، پيشرفت خوبي است.
درويش گفت: تجربه اكران «دوئل» نشان داد، ظرفيت نمايش در ايران بسيار محدود است. يعني مكان عرضه فيلم در ايران جوابگوي اشتياق بيننده نيست. ما ميتوانستيم با120 كپي فيلم را به نمايش بگذاريم؛ اما در كدام سالن آن را به نمايش در آوريم. بنابراين بايد به سمت گسترش ظرفيت نمايش در ايران برويم.
كارگردان «متولد ماه مهر» اعتقاد بينالمللي شدن سينماي ايران را با بحث حضور در جشنوارهها، مردود دانست و افزود: هماكنون دنيا در تسخير سينماي آمريكا است؛ اما كمتر پيش ميآيد كه يك فيلم آمريكايي در جشنوارهاي موفق به دريافت جايزه شود.چرا در سطح دنيا سينماي آمريكا اينقدر موفق عمل ميكند؟ چون آنها جشنوارهها را تنها يك ايستگاه و مرحلهي عرضه فيلم ميدانند و به گسترش بازار سينماي خودشان در خارج از جشنوارهها فكر ميكنند؛ اما سينماي ايران تنها به فكر نمايش جشنوارهاي است. تاريخ سينماي ايتاليا را مطالعه كنيد. به نظر ميرسد همان جرياني كه باعث شد سينماي موفق ايتاليا در دهههاي گذشته،رفته رفته از مردم ايتاليا فاصله گرفت براي سينماي ايران نيز نسخهپيچيده است .سينماي امروز ايتاليا الگوي مناسبي است كه ميتواند مورد عبرت سينماي ايران قرار گيرد.
درويش ضمن اشاره به دامنه تنگ عرضه يك كالاي فرهنگي در ايران، تصريح كرد: در همه جاي دنيا بين 30 تا 35 درصد از مخارج يك فيلم از اكران عمومي آن تامين ميشود و بقيه درآمدها از طريق عرضه به شبكههاي تلويزيوني، ماهوارهها، CD و DVDصورت ميگيرد. در دنيا هر رسانهاي بخواهد از يك قطعه موسيقي استفاده كند بايد بابت آن پول بپردازد. درحاليكه درايران اين اتفاق نميافتد .
به گزارش ايسنا، كارگردان «دوئل» درباره اينكه اين فيلم را براي چه مخاطبيني ساخته معتقد است: اين خط كشيها را در هنگام ساخت فيلم ندارم، خودم را به جائي تمام مخاطبينم ميگذارم، انگار به من گفته باشند در يك سالن تاريك بنشينم و به پردهاي نگاه كنم كهسفيد است و ميتوانم فيلم دلخواهم را برروي آن ببينم. هنگامي كه ايدهء فيلم در ذهنم شكل ميگيرد، بسيار شخصي به آن نگاه ميكنم. البته اين موضوع را در نظر دارم كه من نماينده همه سليقهها هستم .بدون هيچ دسته بندي و در عين حال اگر بحث نسلهاي مختلف در فيلم هست ،خيلي خودم را متوجه يك نسل خاص نكردم و نگاهي كلي داشتم. فكر نميكردم ، جوانان اينقدر از“دوئل“ استقبال كنند، اصلا تصورش را نميكردم.
وي در ادامه تصريح كرد: درمورد استقبال جوانان از «دوئل» دلايلي دارم، جوانان امروز به نسبت نسل گذشته در فيلم ديدن و قضاوت كردن در مورد سينما حرفهاي شدهاند .آنها علاقهمند تماشاي فيلم هستند و در عين حال كنجكاو. آنها كيفيت فيلم را با استانداردهاي موجود در سينماي دنيا مقايسه مي كنند.
درويش گفت: آنچه بيش از اكران فيلم مطرح مي شد و اتفاقا هم معكوس اتفاق افتاد، اين بود كه ميگفتند مردم از جنگ خسته شدهاند و از “دوئل” استقبال نميكنند. معتقدم جوانان درباره بحث جنگ كنجكاو هستند و سوال دارند بنابراين اگر رابطه جدي با ذهنيت آنها برقرار شود، عكسالعمل نشان ميدهند.
وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه پيشنهاد شما براي كسي كه ميخواهد «دوئل» را دوباره بسازد، چيست، گفت: به او ميگويم فيلم را «اسكوپ» بسازد و توصيههائي ديگري هم ميتوانم داشته باشم .البته فكر نميكنم با آنچه هماكنون ساخته شده فاصله داشته باشد.«دوئل» هماكنون ساخته شده و مدلي براي خودش بوجود آورده، كه مدلي ديگر از آن نميتواند به آن لطمه بزند. بنابراين آنچه در فيلم دوم احتمالي ساختهبشود، متكي به سازنده است و فيلم ديگري است.
وي در پاسخ به جنس بازي، بازيگران « دوئل » و تفاوتي كه ميان جنس بازي زينال و اسكندر وجود دارد، تصريح كرد: بخشي از اين سوال مربوط به من و بخشي مربوط به بازيگر است كه خودش بايد پاسخگو باشد.
آن بخشي كه مربوط به من است، اين است كه در اجزاء مختلف ،هارموني ويكدستي بوجود آورم . درست كه آقاي راد يا بازغي آن را اجراء كردند؛ اما طراحي اوليه شخصيتها و انتخاب ايشان با كارگردان است.
درويش معتقد است تخيل با آنچه در عينيت هست، تفاوتهايي دارد وميگويد: كليت انتخاب من آقاي راد بود، فارغ از گذشته ايشان من تصور ديگري از اسكندر نداشتم. در عين حال بخشهائي از اين آدم به فيلمنامه برميگردد، «اسكندر» آدمي نيست كه به “سليمه“ دروغ بگويد. وي كمتر وارد معركه ميشودو بيشتر صاحب طرح وايده است و تا آخر فيلم فقط در يك صحنه مقابل“ زينال“ قرار ميگيرد.
احمدرضا درويش در پاسخ به سوالي دربارهي شباهت «دوئل» با برخي فيلمهاي خارجي گفت: منتقدين بايد اين حرفها را بگويند؛ اما كار من فيلمسازي است .بايد يك مقدار تخصصيتر فكر كنيم.
وي دربارهي صحنههاي كوتاه شده در اكران عمومي گفت: 6 دقيقه از فيلم را بعد از جشنواره بايد كوتاه ميكرديم و اين موضوع براي ما مشكل بود، كه كدام صحنه را انتخاب كنيم . البته كوتاه كردن اين تايم به آن معني نبود كه اين صحنهها اضافه باشند بلكه معني آن اين است كه از لحاظ فني و مواد خام بايد 6 دقيقه ،كوتاه يا 4 دقيقه اضافه ميكرديم.
كارگردان «دوئل» درباره حضور محدود “هديه تهراني“ و “پرويز پرستويي“ در فيلم و پلاكاردهايي درب سالنهاي سينما، گفت: چه اشكالي دارد هنرمندي دريك فيلم يك پلان بازي كند، براي آنكه فيلم اقتصادي باشد و اصولا در دنيا وقتي يك اثر فرهنگي توليد ميشود، عوامل سازنده تلاش ميكنند امضاء چند آدم حرفهاي را جمع كنند و پاي آن كتاب يا اثر فرهنگي بزنند تا اعتبار بيشتري پيدا كند؛ اما اين موضوع در سينماي ايران زير سوال ميرود كه چرا امضا آقاي پرستوئي و خانم تهراني زير فيلم «دوئل» است. چطور تصوير برخي بازيگران در تبليغات كالاها امري طبيعي است و به آن اعتراض نميشود ولي حضور هنرمنداني شاخص در اثري كه بستر حرفهاي خودشان است سوال ايجاد كرده است .
وي به بيلبوردهايي «دوئل» اشاره كرد و گفت: به تعداد همه شخصيتها بيلبورد وجود دارد.
اين كارگردان سينماي ايران در پاسخ به اين كه چقدر براي حفظ موقعيتي كه براي «دوئل» بدست آورديد، نگران كارهاي بعدياش است، گفت: اصولا آدم نگراني هستم؛ اما اين نگراني را براي فيلمهاي قبل از«دوئل» نيز داشتم و هنوز هم دارم.
وي ضمن تائيد اينكه سكوت “زينال“ دربخش دوم، سكوت نسل بازمانده از جنگ است گفت: نسل آن دوران درغافلگيري وارد جنگ شد، و در اين غافلگيري مجموعهاي از آرمانهاي فرهنگي و تاريخي را در رفتار«زينال» ميبينم، احساس هيجانزدگي و روح دفاع از وطن براساس يك باور قلبي ،قابل مهار نيست.
وي معتقد است: روند شخصيت زينال، يك روند كلاسيك است كه در پي رمزگشايي است و در بخش دوم كمكم تغيير ميكند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|