شنبه 30 شهريور 1398

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث قتل‌عام خانوادگی توسط مرد خونسرد

 
 

يكشنبه 15 ارديبهشت 1398

قتل‌عام خانوادگی توسط مرد خونسرد

 
 

متهم ابتدا پسر خانواده را خفه کرد و بعد از آن مرد میانسال و همسرش را با شليك گلوله کشت و جسدشان را به آتش کشید. متهم که در این شش سال منکرقتل شده بود، این بار در برابر دلایل پلیسی نتوانست سکوت کند.

مستاجر جنایتکار که سه عضو خانواده ای را به طرز هولناکی به قتل رسانده بود، پس از شش سال لب به اعتراف گشود.
متهم ابتدا پسر خانواده را خفه کرد و بعد از آن مرد میانسال و همسرش را با شليك گلوله کشت و جسدشان را به آتش کشید. متهم که در این شش سال منکرقتل شده بود، این بار در برابر دلایل پلیسی نتوانست سکوت کند.

جسدی در بزرگراه
رسیدگی به این پرونده از ۲ خرداد سال 92 و همزمان با کشف حسد پسر نوجوانی در کرج، انتهای باند شمالي اتوبان همت در دستور کار پلیس استان البرز قرار گرفت.
تیم جنایی پس از حضور در محل کشف جسد با پیکر پسری حدودا ۱۷ ساله روبه رو شدند که شلوار جین آبی و پیراهن چهارخانه به تن داشت. دست و پای او باطناب بسته شده و بررسی جسد نشان می داد، مقتول خفه شده است.
پس از تحقیقات مقدماتی، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و کارآگاهان با بررسی پرونده افراد فقدانی به دنبال شناسایی هویت مقتول بودند. پس از گذشت ده روز از کشف جسد، خانواده پسر نوجوان شناسایی شدند در تحقیقات از آنها مشخص شد، مقتول یاشار ۱۷ ساله و ساکن تهران است.

قتل عام خانوادگی
کارآگاهان در بررسی های خود دریافتند پدر و مادر یاشار هم به طرز مشکوکی ناپديد شده اند. کارآگاهان که با معمای پیچیده ای روبه رو شده بودند به تجسس های خود ادامه دادند تا این که چند روز بعد جسد پدر خانواده به نام داوود 60 ساله، کارمند يك شركت داروسازی در جاده خاكي معدن در روستای باران آبيك کشف شد.
بررسي جسد نشان داد مقتول با سه گلوله به قتل رسیده است. کارآگاهان که احتمال می دادند مادر خانواده نیز قربانی جنایت شده باشد، جست و جو برای یافتن او را آغاز کردند. زن ۴۳ ساله به نام فريبا، معلم بود. پس از تجسس های گسترده جسد خانم معلم در خودروی ال ۹۰ خانواده کشف شد. جسد روی صندلی کنار راننده قرار داشت و پس از قتل با الكل به آتش کشیده شده بود.

شناسایی قاتل
با توجه به حساسیت پرونده، تحقیقات گسترده ای از سوی کارآگاهان انجام شد، اما به نتیجه ای نرسید و راز این جنایت سر به مهر باقی ماند.
از شش ماه قبل رسیدگی ویژه به این پرونده در دستور کار پلیس آگاهی استان البرز قرار گرفت و ماموران پس از شش ماه تحقیقات پی جویی به مردی به نام مجتبی و همسرش مشكوك شدند که قبل از قتل، مستاجر خانه مقتولان بودند با کشف سرنخ هایی از نقش این زوج در این قتل عام خانوادگی، دهم اردیبهشت امسال ماموران در دو عملیات جداگانه مجتبی و همسرش را در حوالی میدان فلسطین تهران دستگیر کردند.
متهمان پس از انتقال به اداره جرایم جنایی پلیس آگاهی استان البرز تحت بازجویی قرار گرفتند تا اینکه پس از سه روز سکوت، مجتبی لب به اعتراف گشود و راز این جنایت هولناك را فاش کرد، همسرش هم منکر اطلاع از این جنایت شد.

شروع جنایت های سریالی
مرد جنایتکار در اعترافاتش گفت: ۱۹ خرداد سال ۹۲ در خانه بودم که یاشار به مقابل خانه ام در خیابان کشاورز، خیابان مرتضوی آمد، او يك سررسید به عنوان کادو برای من آورده بود، درباره تمدید خانه صحبت کرد که به توافق نرسیدیم و اصرار کرد باید خانه را تخلیه کنم، باهم درگیر شده و گلويش را گرفتم و فشار دادم. وقتی به خودم آمدم او بی حال روی زمین افتاد. نبضش را گرفتم و متوجه شدم فوت کرده است. جسد را به داخل پارکینگ خانه برده و با طناب دست و پایش را بستم و داخل صندوق عقب خودروی خود قرار دادم و رویش پتویی انداختم. سپس با تلفن همراه یاشار با پدرش تماس گرفتم و با او در میدان توحید قرار گذاشتم. با موتورسیکلت سر قرار رفتم. داوود بايك خودروی ال ۹۰ آمده بود. موتور را کنار خیابان گذاشتم و سوار ماشین او شدم. در حال صحبت بودیم که به سمت اتوبان تهران قزوین رفتیم. وقتی به حوالی طالقان رسیدیم، موضوع قتل یاشار را به او گفتم. عصبانی شد و از ماشین پایین آمد. سنگی برداشت و ضربه ای به کمرم زد. من هم ابتدا سنگی به او زدم و بعد با اسلحه کلت سه تیر به سمتش شليك گردم که کنار سنگ بزرگی افتاد و جان باخت.

آتش زدن جسد قربانیان
مجتبی ادامه داد: به خاطر اینکه حالم بد بود، سراغ صندوق عقب ماشین مقتول رفتم تا آبی به صورتم بزنم که بايك شيشه الكل در صندوق عقب روبه رو شدم. الكل را روی جسد ریختم و با فندك آتش زدم. بعد هم با خودروی ال ۹۰ به سمت کرج حرکت کردم، برای فاش نشدن این جنایت باید فریبا مادر خانواده را هم می‌کشتم، به همین خاطر با تلفن داوود با او تماس گرفتم و ادعا کردم همسرش در جاده قزوین تصادف کرده است، در ایستگاه وردآورد مترو با او قرار گذاشتم. يك ساعت بعد با مترو به آنجا آمد و به سمت قزوین حرکت کردیم، در میان راه موضوع قتل همسر و فرزندش را به او گفتم که با کیفش شروع به كتك زدن من کرد.
داخل ماشین درگیر شده و به زیرگذر کنار اتوبان رفتیم و با شليك گلوله او را به قتل رساندم. بعد از این جنایت، جسد زن جوان را در داخل خودرویش به آتش کشیدم.
عامل قتل هولناك سه عضو خانواده درباره رها کردن جسد یاشار هم گفت: بعد از آتش زدن جسد فریبا به آن سوی اتوبان رفته و سوار ون شده و به سمت تهران بازگشتم. در میان راه هم گوشی تلفن یاشار و فریبا را به بیرون پرت کردم. وقتی به تهران رسیدم، گوشی داوود را خاموش کرده و گوشی خودم را روشن کردم. خیلی عصبی بودم، به داروخانه رفتم و قرص آرامبخش خریدم. بعد از خوردن قرص ها چند ساعت در خانه پدرم استراحت کردم. بعد به محل کارم در يك ميوه فروشی رفتم و گفتم می خواهم به بارفروشی بروم و میوه برای مغازه بخرم. به این بهانه از میدان فلسطین به اتوبان همت رفته و در انتهای اتوبان جسد را از صندوق عقب بیرون آورده و در حاشیه بزرگراه رهاکردم. فردای آن روز همراه همسرم به محل رها کردن جسد رفتم که ماموران در حال تحقیق در آن محل بودند. پ
س از اعترافات متهم به قتل، از همسرش تحقیق شد که وی مدعی شد از موضوع جنایت خبر نداشته و نمی دانسته شوهرش سه نفر را کشته است.
با گزارش ماجرا به ایوب ابراهیمیان، بازپرس شعبه یکم دادسرای جنایی کرج، تحقیقات قضایی از قاتل آغاز شد که مجتبی نزد بازپرس هم به تشریح ماجرا پرداخت. بازپرس پس از تحقیق از همسر متهم او را به خاطر این که در قتل ها نقشی نداشت، آزاد کرد.

عهدی که قاتل با خود بست
ایوب ابراهیمیان، بازپرس جنایی کرج در این باره به جام جم گفت: متهم به قتل طی شش سال گذشته و زمان بازرسی وقت، چند بار به عنوان مظنون دستگیر و دو ماه هم بازداشت شد اما در تحقیقات منکر اطلاع از جنایت می شد. طبق اعترافات متهم، او یا خود عهد بسته بود تا پایان عمر راز این جنایت هولناک را مخفی نگه دارد تا قصاص نشود. به غیر از مجتبي، مستاجر مقتولان، افراد دیگری هم مظنون بودند اما به دلیل این که آخرین تماس قربانیان با او بود، تحقیقات روی او به عنوان مظنون اصلی جنایت متمرکز بود، از شش ماه قبل به این پرونده به صورت ویژه رسیدگی شد که تلاش های شبانه روزی منجر به کشف راز جنایت شد.
بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی گرج ادامه داد: قاتل در مغازه آبمیوه فروشي در مرکز تهران مشغول به کار بود. او صاحب دو فرزند خردسال است و در بازجویی ها می گفت نگران آینده فرزندانم هستم. در ابتدای تحقیقات همسرش دستگیر شد اما بازجویی ها از قائل و تحقيقات جنایی نشان داد او از ماجرای قتل ها خبر نداشته و به همین دلیل آزاد شد.
وی درباره شخصیت قاتل گفت: مجتبی مردی آرام و خونسرد است که مدتی است در این سال ها دچار عذاب وجدان بوده اما به خاطر ترس از مجازات اعتراف نکرده بود.
متهم در بازداشت به سر می برد و تحقیقات تکمیلی از وی در پلیس آگاهی ادامه دارد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
نحوه پرداخت قبوض تلفن ثابت چگونه است؟
:: فناوری اطلاعات ::
حضور تلفن همراه در ایران به ربع قرن رسید
:: روی خط جوانی ::
۱۵ پرسش کلیدی برای یک ازدواج موفق
:: ورزش ::
بیرانوند: برخی می‌خواهند با محروم کردن من تیم‌شان نتیجه بگیرد/لازم باشد خودم بازی نمی‌کنم!
:: فرهنگ و هنر ::
همه آنچه درباره بانک‌ها باید بدانید در قالب یک کتاب
:: حوادث ::
مرگ مرموز یک دختر پس از جراحی بینی

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار