 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
بازهم میگویم من شوهرم را نکشتم
|
| | | |
 | آخرین جلسه رسیدگی به پرونده اتهامی مریم غلامعلی، زن جوانی که متهم است 6 سال پیش همسر خود را به قتل رسانده، دیروز در دادگاه عمومی برگزار شد. | آخرین جلسه رسیدگی به پرونده اتهامی مریم غلامعلی، زن جوانی که متهم است 6 سال پیش همسر خود را به قتل رسانده، دیروز در شعبه 1155 دادگاه عمومی برگزار شد.
در ابتدای جلسه مریم غلامعلی که اکنون 27 سال سن دارد، گفت: سال 78 بود که من و علی شوهرم با هم ازدواج کردیم، علی پسر عموی من بود و چون من از شوهر اولم یک پسر داشتم خانواده عمویم مخالف ازدواج ما بودند، اما به هر حال ما زندگی مشترکمان را شروع کردیم، ولی فردای روز عروسی شوهرم از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. من و خانوادهام چندین روز به دنبال او گشتیم تا این که خانواده عمویم متوجه ماجرا شدند و موضوع را به پلیس اطلاع دادند و بالاخره مدتی بعد - هر تکه از بدن شوهرم در قسمتی از شهر پیدا شدم، سر او در قسمت زنانه یک اتوبوس کشف و دست و پاهایش هم هر کدام در یک قسمت شهر شهریار و پشت خط آهن پیدا شد. وقتی پلیس جسد مثله شده شوهرم را کشف کرد، عمویم مرا متهم به قتل کرد و من به عنوان اولین مظنون پرونده دستگیر شد، از همان ابتدا قتل را انکار کردم. من علی را دوست داشتم و فقط یک روز با او زندگی کرده بودم و هیچ اختلافی با هم نداشتیم و احتمال این که شوهر اولم برای گرفتن انتقام از من، علی را کشته باشد، بسیار زیاد است.
مریم ادامه داد: من بارها اعلام کردم که قاتل نیستم، اما هیچ توجهی به حرفهایم نشد، فقط مرتب از سوی ماموران تحت فشار قرار میگرفتم که به قتل اعتراف کنم، نمیتوانستم دیگر به این وضعیت ادامه دهم، اما از طرفی جرمی مرتکب نشده بودم که بخواهم آن را گردن بگیرم.
سرانجام قاضی پرونده مرا به قصاص محکوم کرد، ولی من به رای اعتراض کردم و حکم نقض و پرونده به شعبه دیگری فرستاده شد، برای دومینبار مرا به اداره آگاهی بردند، در 6 سالی که زندان بودم 3 سال در اداره آگاهی بازداشت بودم و مورد بازجویی قرار میگرفتم، اما باز هم اعتراف نکردم و اینبار هم قاضی همتیار با علم خودش مرا به قصاص محکوم کرد. من برای دومین بار اعتراض کردم و اینبار نیز حکم نقض شد، وقتی پرونده دوباره به دادگاه برگشت، 6 بار به دادگاه احضار شدم، اما اولیای دم به جلسه محاکمه نیامدند و قاضی هم از اختیاراتش برای رسیدگی استفاده نکرد تا این که با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده به این شعبه فرستاده شد، اما آقای قاضی، اگر قرار باشد اینبار به اداره آگاهی بروم، دیگر دوام نخواهم آورد، من 6 سال از بهترین سالهای عمرم را در زندان گذراندم.
در این هنگام قاضی نجفی از پدر علی - مقتول - خواست تا اظهارات خود را بیان کند، او گفت: من با توجه به شناختی که از مریم دارم، مطمئن هستم او پسرم را کشته است و حاضرم خودم در این باره قسم بخورم.
سپس قاضی دادگاه از او پرسید اگر قرار باشد مراسم قسامه برگزار کنیم، باید 50 نفر علیه مریم شهادت دهند، آیا میتوانی این تعداد آدم که صلاحیت داشته باشند، به دادگاه معرفی کنی، پدی مقتول نیز پاسخ داد، مریم برادرزاده من است و نسبت فامیلی ما باعث شده تا نتوانیم این تعداد شاهد معرفی کنیم.
در ادامه جلسه محاکمه، قاضی دادگاه از مریم خواست تا قسم بخورد که قاتل شوهرش نیست، اما پدر مقتول گفت من قسم مریم را قبول ندارم و نمیپذیرم، او زندگی پسرم را گرفته و باید اعدام شود.
پس از پایان صحبتهای طرفین، قاضی نجفی از مریم خواست تا آخرین دفاعیاتش را بیان کند، او گفت: من شوهرم علی را دوست داشتم و او را به قتل نرساندم، در تمام مدتی که او گم شده بود، در خانه بودم و به اتفاق خانوادهام به دنبالش میگشتم، ولی نتوانستم پیدایش کنم تا این که جسد مثله شدهاش پیدا شد. هیچ مدرکی علیه من وجود ندارد و 6 سال عمرم را بیدلیل در زندان گذراندم و باز هم میگویم به هیچ عنوان قتل را نمیپذیرم. در پایان جلسه دادگاه، قاضی نجفی اعلام کرد ظرف مدت قانونی رای پرونده را صادر خواهد کرد.
گفتوگو با مریم
مریم غلامعلی پس از خروج از دادگاه به خبرنگار ما گفت: «من زندگیام را باختم، چرا که فردای روز عروسیام شوهرم علی گم شد و جسد مثلهشدهاش را پیدا کردند، بعد بدون دلیل و مدرک مرا به اتهام قتل بازداشت کردند و تحت فشار گذاشتند، اما باز هم به قتل اعتراف نکردم، 2 بار محاکمه شدم و هر بار مرا به قصاص محکوم کردند، فقط به خاطر این که همسر علی بودم، آنها حتی برخی از اعضای خانواده مرا متهم به قتل کردند، بدون این که به اظهاراتم توجهی کنند.
امروز هم به امید آزادی به دادگاه آمدم و نیت کردهام تا در این روز روزهبگیرم شاید فاطمه زهرا(س) مرا کمک کند و بتوانم بیگناهیام را ثابت کنم.»
وی افزود: «21 ساله بودم که زندانی شدم، قبل از ازدواج با علی، همسر مردی شده بودم که بعد از یک سال متوجه شدم زن و بچه دارد و من همسر دومش هستم، من از او پسری داشتم و همین مسئله موجب خصومت خانواده عمویم با من و علی شده بود. در تمام زندگیام فقط بدبختی کشیدم، چندین بار خواستم با عمویم صحبت کنم، اما وقتی دیدم به حرفم توجهی نمیکند، دیگر به سراغش نرفتم.
گزارش خبرنگار ما حاکیست، مریم غلامعلی تابستان سال 78 به اتهام قتل شوهرش علی بازداشت شد و 6 سال مورد بازجویی و تحقق قرار گرفت. او در این مدت 2 بار به قصاص محکوم و هر 2 بار حکم نقض شد. وی تا 20 روز دیگر برای سومینبار رای نهایی را درخصوص پرونده اتهامیاش دریافت خواهد کرد.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|