 |
توصيه روز |
 |
 |
:: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
:: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
هموطن , سه شنبه 11 مرداد 1384 |
|
بیخانمان را بگور میسپارند
|
| | |
 | ای بیچاره مطرود، من برای تو میگریم و به خاطر مردمان بیسر و سامان ندبه میکنم. | از اشعار سدی- ترجمه حسین موقر -کجاست کسی که از شفقت آهی برآورد و فردی که چشمانش از اندوه حکایت کند و از سوز غم اشکی نثار این مناظر جامعه انسان، نثار این پیوندهای گسسته نماید و مردگان را یاد کند؟
ای بیچاره مطرود، من برای تو میگریم و به خاطر مردمان بیسر و سامان ندبه میکنم. آری میگریم، اما نه بدان سبب که در مغاک تیره خاک جای گرفتهای، دیگر باکت چیست. دیگر چهره منحوس احتیاج و عقارب زهر آگین رنج و تعب وغولهای سنگدل با تو کاری ندارند.
زاری من به خاطر دردهایی است که حیاتت چشیده است، هنگامی که این راه دراز، این گشت جهان را تنها، بیرفیق و دستگیر و محروم از مهر و محبت میپیمودی، بهرهات فقر بود و توشهات مصیبت و ابتلا.
شبابت در جهل و محنت به سرآمد و شیبت از هر مایه تهی بود. بختی سیاه داشتی که نه تنها در معرض آلامت نهاد بلکه تو را آن بینش نداد که بتوانی قامت برافرازی.
از دماغت تاب توانایی گرفت و ریزه خوار خون هم نوعت نمود، فکرت درمانده شد، طعمه استیصال گشتی و در قفر پهناور گیتی سرگردان ماندی، ای بیچاره مطرود به راحت بخواب چه دیگر تند باد زمستان برگرد جسم بی ماوایت نمیوزد. تو آسایشت را در گورجستهای، و من دمی درنگ میکنم و به آینده مینگرم.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
:: اقتصادی :: |
 |
|
:: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
:: روی خط جوانی :: |
 |
|
:: ورزش :: |
 |
|
:: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
:: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|