شنبه 23 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث مشاجره 2 بچه با مرگ یکی از بزرگترهای آنها پایان یافت

 
 

هموطن سلام , شنبه 15 مرداد 1384

مشاجره 2 بچه با مرگ یکی از بزرگترهای آنها پایان یافت

 
 

پسر جوانی که متهم است همسایه خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده، دیروز در دادگاه کیفری استان تهران منکر قتل شد.

مشاجره 2 بچه با مرگ یکی از بزرگترهای آنها پایان یافت
پسر جوانی که متهم است همسایه خود را با ضربات چاقو
 

" پس از به قتل رسیدن احمد، حمیدرضا در اداره آگاهی به قتل اعتراف کرده و به بازسازی صحنه نیز پرداخته است، بنابراین با توجه به محتویات پرونده و مدارک موجود تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.... "

 
 
به قتل رسانده، دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران منکر قتل شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه دلداری، نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و گفت: در این پرونده حمیدرضا 20 ساله متهم به مباشرت در قتل عمدی احمد در یک نزاع دسته‏جمعی است که روز 3 اردیبهشت ماه سال گذشته در منطقه 110 جاده ملارد کرج بین 2 خانواده متهم به قتل و مقتول درگیری ایجاد شد.
وی افزود: پس از به قتل رسیدن احمد، حمیدرضا در اداره آگاهی به قتل اعتراف کرده و به بازسازی صحنه نیز پرداخته است، بنابراین با توجه به محتویات پرونده و مدارک موجود تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
سپس پدر احمد به عنوان ولی‏دم در جایگاه قرار گرفت و برای قاتل فرزندش تقاضای قصاص کرد. او گفت: من روز حادثه در خانه نبودم، حدود ساعت 10 شب بود که متوجه شدم احمد در خانه نیست، بعد فهمیدم به خانه عمه‏اش رفته، چون پسرم سرباز بود و باید به خدمت می‏رفت برای خداحافظی به خانه عمه‏اش رفته بود، من هم به خانه خواهرم رفتم و متوجه شدم پسر خواهرم دعوا کرده و خواهرم در حال فحاشی است، سراغ احمد و شوهرخواهرم
 

" پدر حمیدرضا گفت: شب حادثه وقتی به خانه آمدم، فهمیدم پسرم شهرام با پسر یکی از همسایه‏ها دعوا کرده و این دعوا با عذرخواهی همسرم به پایان رسیده است، اما حدود 12 شب بود که زنگ در به صدا درآمد، من مقابل در رفتم، احمد (مقتول) در برابرم بود. ... "

 
 
را گرفتم. در این زمان شوهر خواهرم رسید، پرسیدم احمد کجاست گفت دستش زخمی شده و او را به بیمارستان رساندند. وقتی به بیمارستان رفتم، دیدم پسرم فوت شده است.
پس از اظهارات پدر مقتول، قاضی عزیز محمدی از حمیدرضا خواست تا در جایگاه قرار گیرد. متهم در دفاع از خود گفت: وقتی از سر کار به خانه رفتم مادرم گفت: شهرام برادر کوچکم با امید پسر همسایه دعوا کرده است، به همین خاطر هم مادر امید به خانه ما آمده، مادرم عذرخواهی کرده و دعوا تمام شده بود، ساعتی بعد مادرم گفت: خانواده امید تهدید می‏کنند که به خانه ما حمله خواهند کرد، من ابتدا توجهی نکردم، حدود ساعت 12 شب بود که همگی خوابیده بودیم، یکدفعه متوجه شدم ضربه‏ای چاقو به دستم خورد، بیدار شدم، دیدم 8 مرد با چاقو و قمه در خانه ما هستند، همه اعضای خانواده‏ام در خواب بودند، خواهرانم را در اتاقی گذاشتم و بعد خودم وارد دعوا شدم، من و برادرم علیرضا با مشت و لگد به مهاجمان ضربه می‏زدیم، اما هیچکداممان چاقو در دست نداشتیم، هوا تاریک بود و ما هیچ چیز نمی‏دیدیم، من نمی‏دانستم چه کسی را می‏زدم، اما هر کس مقابلم بود می‏زدم، تا این که یک دفعه مهاجمان رفتند، من، پدرم و برادرم هر 3 بشدت زخمی شده بودیم، اما من در اداره آگاهی تحت فشار قرار گرفتم و مجبور به اعتراف شدم، برای این که ناموسم به زندان نیافتد، این کار را کردم.
سپس پدر حمیدرضا به عنوان مطلع در
 

" حمیدرضا در آخرین دفاعیات گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم و فقط به خاطر دفاع از ناموسم بود که اتهام را قبول کردم، چون می‏دانستم اگر نپذیرم ناموسم را به زندان می‏برند، ضمن این که اصلا فکر نمی‏کردم چنین اتفاقی بیافتد. ... "

 
 
جایگاه قرار گرفت، او گفت: شب حادثه وقتی به خانه آمدم، فهمیدم پسرم شهرام با پسر یکی از همسایه‏ها دعوا کرده و این دعوا با عذرخواهی همسرم به پایان رسیده است، اما حدود 12 شب بود که زنگ در به صدا درآمد، من مقابل در رفتم، همه بچه‏ها خواب بودند، وقتی در را باز کردم، احمد (مقتول) در برابرم بود. او گفت: می‏خواهم با مرد خانه صحبت کنم، گفتم من پدر این خانواده‏ام، حرفی داری به من بگو، گفت: به پسرانت بگو بیایند، گفتم آنها خانه نیستند، دعوایی اگر بوده تمام شده و بهتر است از اینجا بروی، اما قبول نکرد، یک دفعه 8 مرد از پشت دیوار وارد خانه من شدند، در و پنجره را شکستند و با قمه چند ضربه به من زدند، بعد وارد خانه شدند و به جان 2 پسرم افتادند، من در آن تاریکی تشخیص ندادم چه اتفاقی افتاده است، فقط دیدم که یکی چاقو خورد و بقیه به زمین افتادند، اما هیچکدام از بچه‏های من چاقو در دست نداشتند.
سپس حمیدرضا در آخرین دفاعیات خود گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم و فقط به خاطر دفاع از ناموسم بود که اتهام را قبول کردم، چون می‏دانستم اگر نپذیرم ناموسم را به زندان می‏برند، ضمن این که اصلا فکر نمی‏کردم چنین اتفاقی بیافتد. چاقو فقط در دست مردان مهاجم بود و من هیچ ضربه‏ای به احمد نزدم. پس از پایان جلسه قاضی عزیز محمدی و 4 قاضی مستشار برای صدور رای درباره این پرونده وارد شور شدند.

 
 

حسین را عمدا نکشتم
می‌خواستم از خودم دفاع کنم
اختلاف مالی باز هم به جنایت انجامید

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار