 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
مشاجره 2 بچه با مرگ یکی از بزرگترهای آنها پایان یافت
|
| | | |
 | پسر جوانی که متهم است همسایه خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده، دیروز در دادگاه کیفری استان تهران منکر قتل شد. | پسر جوانی که متهم است همسایه خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده، دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران منکر قتل شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه دلداری، نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و گفت: در این پرونده حمیدرضا 20 ساله متهم به مباشرت در قتل عمدی احمد در یک نزاع دستهجمعی است که روز 3 اردیبهشت ماه سال گذشته در منطقه 110 جاده ملارد کرج بین 2 خانواده متهم به قتل و مقتول درگیری ایجاد شد.
وی افزود: پس از به قتل رسیدن احمد، حمیدرضا در اداره آگاهی به قتل اعتراف کرده و به بازسازی صحنه نیز پرداخته است، بنابراین با توجه به محتویات پرونده و مدارک موجود تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
سپس پدر احمد به عنوان ولیدم در جایگاه قرار گرفت و برای قاتل فرزندش تقاضای قصاص کرد. او گفت: من روز حادثه در خانه نبودم، حدود ساعت 10 شب بود که متوجه شدم احمد در خانه نیست، بعد فهمیدم به خانه عمهاش رفته، چون پسرم سرباز بود و باید به خدمت میرفت برای خداحافظی به خانه عمهاش رفته بود، من هم به خانه خواهرم رفتم و متوجه شدم پسر خواهرم دعوا کرده و خواهرم در حال فحاشی است، سراغ احمد و شوهرخواهرم را گرفتم. در این زمان شوهر خواهرم رسید، پرسیدم احمد کجاست گفت دستش زخمی شده و او را به بیمارستان رساندند. وقتی به بیمارستان رفتم، دیدم پسرم فوت شده است.
پس از اظهارات پدر مقتول، قاضی عزیز محمدی از حمیدرضا خواست تا در جایگاه قرار گیرد. متهم در دفاع از خود گفت: وقتی از سر کار به خانه رفتم مادرم گفت: شهرام برادر کوچکم با امید پسر همسایه دعوا کرده است، به همین خاطر هم مادر امید به خانه ما آمده، مادرم عذرخواهی کرده و دعوا تمام شده بود، ساعتی بعد مادرم گفت: خانواده امید تهدید میکنند که به خانه ما حمله خواهند کرد، من ابتدا توجهی نکردم، حدود ساعت 12 شب بود که همگی خوابیده بودیم، یکدفعه متوجه شدم ضربهای چاقو به دستم خورد، بیدار شدم، دیدم 8 مرد با چاقو و قمه در خانه ما هستند، همه اعضای خانوادهام در خواب بودند، خواهرانم را در اتاقی گذاشتم و بعد خودم وارد دعوا شدم، من و برادرم علیرضا با مشت و لگد به مهاجمان ضربه میزدیم، اما هیچکداممان چاقو در دست نداشتیم، هوا تاریک بود و ما هیچ چیز نمیدیدیم، من نمیدانستم چه کسی را میزدم، اما هر کس مقابلم بود میزدم، تا این که یک دفعه مهاجمان رفتند، من، پدرم و برادرم هر 3 بشدت زخمی شده بودیم، اما من در اداره آگاهی تحت فشار قرار گرفتم و مجبور به اعتراف شدم، برای این که ناموسم به زندان نیافتد، این کار را کردم.
سپس پدر حمیدرضا به عنوان مطلع در جایگاه قرار گرفت، او گفت: شب حادثه وقتی به خانه آمدم، فهمیدم پسرم شهرام با پسر یکی از همسایهها دعوا کرده و این دعوا با عذرخواهی همسرم به پایان رسیده است، اما حدود 12 شب بود که زنگ در به صدا درآمد، من مقابل در رفتم، همه بچهها خواب بودند، وقتی در را باز کردم، احمد (مقتول) در برابرم بود. او گفت: میخواهم با مرد خانه صحبت کنم، گفتم من پدر این خانوادهام، حرفی داری به من بگو، گفت: به پسرانت بگو بیایند، گفتم آنها خانه نیستند، دعوایی اگر بوده تمام شده و بهتر است از اینجا بروی، اما قبول نکرد، یک دفعه 8 مرد از پشت دیوار وارد خانه من شدند، در و پنجره را شکستند و با قمه چند ضربه به من زدند، بعد وارد خانه شدند و به جان 2 پسرم افتادند، من در آن تاریکی تشخیص ندادم چه اتفاقی افتاده است، فقط دیدم که یکی چاقو خورد و بقیه به زمین افتادند، اما هیچکدام از بچههای من چاقو در دست نداشتند.
سپس حمیدرضا در آخرین دفاعیات خود گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم و فقط به خاطر دفاع از ناموسم بود که اتهام را قبول کردم، چون میدانستم اگر نپذیرم ناموسم را به زندان میبرند، ضمن این که اصلا فکر نمیکردم چنین اتفاقی بیافتد. چاقو فقط در دست مردان مهاجم بود و من هیچ ضربهای به احمد نزدم. پس از پایان جلسه قاضی عزیز محمدی و 4 قاضی مستشار برای صدور رای درباره این پرونده وارد شور شدند.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|