 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
نبض اقتصادآفریقا دردست چین
|
| | | |
 | پول، تخصص فني و قدرت در سازمانهايي مانند شوراي امنيت سازمان ملل متحد عواملی هستند که دولت چین را برای گسترش فعالیت در آفریقا تحریک می کنند. | هموطن آنلاین_اگر بخواهیم با نگاهی دقیق نفوذ چين در قاره آفریقا را مورد بررسی قرار دهیم، این کشور از اوایل دوران استقلال طلبي آفریقا، يعني از دهه 1960سعی کرد که به عناوینی موقعیت خود در این منطقه را تثبیت کرده و به این وسیله پایگاه اقتصادی جدید را برای خود به وجود آورد. در طول این سال ها کشور های آفریقایی و چین همکاری های زیادی را با یکدیگر انجام دادند، اما چیزی که امروزه خود را نمایان کرده آنست که چین دیگر آفریقا را به مثابه یک قاره فقیر و تنگدست که می شود از آن سوء استفاده کرد نمی نگرد.
چین با هدف گسترش فعالیت های سیاسی خود از همان ابتدا سعی می کرد تا قانون گذاری در کشور های آفریقایی را مطابق سیاست های خودتنظیم کند. چين از حدود نیم قرن پیش سعي می کرد با به رسميت شناختن تايوان با كشورهاي افريقايي مقابله كند و به این وسیله بتواند مردم آفریقا را برای مخالفت با حکمرانی تایوان در این مناطق تحریک کند. هدف ديگری که چين در این زمینه برای خود در نظر گرفته بود، مقابله با تاثيرگذاري كشورهاي غربي و حتي روسيه در اين قاره بود.
چين در زيمبابوه از جنبش آزادي بخش رابرت موگابه ودر روسيه از جنبش جوشوا انكومو حمايت كرد و در نهايت؛ این حمایت ها موجب شد تا موگابه در انتخابات به پيروزي برسد و بنيان روابط قوي بين چين و زيمبابوه كه تا امروز ادامه دارد بنا شود.
چين به منظور افزايش محبوبيت و تحكيم جايگاه خود در كشورهاي آفريقايي، با اجرای طرح هاي عمراني بزرگ در كشورهاي افريقايي، به رقابت با كشورهاي غربي در همکاری های اقتصادی خود با كشورهاي آفريقايي پرداخت.
اگر چه چین با انجام چنین اقداماتی توانست مردم و دولت آفریقا را با خود همراه کند، با اين وجود تاثيرگذاري این کشور بر آفریقاییان در دهه 1980 کم کم افت کرد، زیرا در این زمان غربی ها توانسته بودند با سرمایه های هنگفت خود رقبای ضعیف تری چون چین را از میدان بیرون کنند. علاوه بر این چین در این زمان با دولت تایوان رابطه ای صمیمانه را برقرار کرده بود و دیگر با حضور آن در قاره آفریقا مخالفتی نداشت.
با تبدیل شدن چین به یکی از قطب های اصلی اقتصاد جهانی و افزایش نیاز این کشور به نفت و منابع انرژی، طی قرن 21 چين دوباره به قاره آفريقا بازگشت. اما مسئله ای که در این زمینه اهمیت زیادی دارد این است که چین اینبار نه فقط براي نفت و مواد اوليه، بلكه با وضعیت اقتصادی تقریبا مناسب جهت اجراي پروژه هاي اقتصادي كلان و رقابت تنگاتنگ با كشورهاي غربي تصمیم گرفته است که حکمرانی در آفریقا را آغاز کند.
این طور که هم اکنون گفته می شود، چين امروزه به سرمايهگذار اصلي در بخش نفت، پروژه هاي زيرساختي و حمل و نقل برخی کشور های آفریقایی نظیر سودان تبديل شده است.
در حالی که اين کشور توانست موفقیت های زیادی را در اين زمينه کسب کند، شركتهاي غربي آمريكايي و كانادايي به اتهام دست داشتن اين كشورها در درگيريهاي دارفور موفق به افزایش سرمایه گذاری های خود در بخش های نفتی کشور های آفریقایی نشدند.
پول، تخصص فني و قدرت در سازمانهايي مانند شوراي امنيت سازمان ملل متحد براي حمايت از كشورهاي افريقايي در برابر تحريمهاي بينالمللي از جمله عواملی است که امروزه کارشناسان امور اقتصادی آن ها را در زمینه افزایش نقش چين در آفريقا مهم می دانند. چين به همراه شريك خود يعني کشور مالزي باعث شده تا کشور هایی نظیر سودان به يكي از صادر كنندگان اصلي نفت تبديل شود.
در حال حاضر غرب آفريقا حدود 15 درصد نفت مورد نياز آمريكا را تامين ميكند و انتظار ميرود اين ميزان در طول دهه آينده به 20 تا 25 درصد افزایش یابد. کشورهای نيجريه و آنگولا توليد كنندگان اصلي نفت در آفريقا هستند و چين فعاليتهاي خود را در هر دوكشور افزايش داده است.
چينيها به برخي كشورهاي آفريقايي كمك كردهاند تا از مجازات سنگين بين المللي بدليل جرايمي كه مرتكب شدهاند فرار كنند ولي اين تنها دليل آفريقاييها براي استقبال از همكاري با چين نيست بلكه چين همواره بدون در نظر گرفتن قيد و شرط درباره نحوه حكومتداري در كشورهاي آفريقايي و مسايل حقوق بشر و بازرسي وارد قرار داد با اين كشورها شده است و اين براي بسياري از كشورهاي آفريقايي مطلوبتر از همكاري با كشورهاي غربي است كه همواره با قيد و شرط همراه بوده است.
صندوق بين المللي پول و كشورهاي غربي همواره بر لزوم شفاف سازي در بخش صنعت نفت آنگولا تاكيد داشتهاند و اين اقدام را شرطي براي كمكهاي خود به اين كشور مطرح كردهاند. در این میان آنگولا تاكنون اقدام مهمي در اين زمينه نكرده و وام هاي چين به اين كشور از دلايل اصلي سهل انگاري آنگولا درشفاف سازي درآمدهاي خود دانسته است.
معاون وزير امور خارجه چين گفت: ما درصدد جدايي تجارت از سياست هستيم زيرا تجارت، تجارت است. كشورهاي غربي در تلاشند در برخي از اين كشورها براي چنين تغييراتي آماده نيستند. هچنين با تحريمهاي اقتصادي مخالفيم.
بر اساس اين گزارش منافع اصلي چين در آفريقا تامين منابع طبيعي است ولي اين تنها هدف چين نيست منافع اقتصادي و تجاري چين در اين قاره بسيار گستردهتر است و ارزش تجارت چين و قاره آفريقا در سال 2003، 10 ميليارد دلار و در سال 2004، 20 ميليارد دلار بوده است.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|