 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
یک زن بهانه قتل دریک خانواده افغانی
|
| | | |
 | مرد افغانی که با همدستی یک زن، شوهر او را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده بود، دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. | مرد افغانی که با همدستی یک زن، شوهر او را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده بود، دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه رضوانفر، نماینده دادستان به تشریح این جنایت پرداخت و گفت: در این پرونده، علیرضا، خدیجه و مختار متهم به قتل عمدی عبدالله شوهر خدیجه هستند. ماجرا از این قرار است که سال گذشته عبدالله که ساکن جوادآباد اسلامشهر بود، متوجه شد همسرش خدیجه با یکی از دوستانش به نام علیرضا رابطه دارد، این ماجرا باعث اختلاف شدید بین علیرضا و عبدالله شد و سرانجام عبدالله از علیرضا در رابطه با همسرش توضیح خواست، مرد جوان نیز با همدستی خدیجه نقش قتل عبدالله را کشید و وی را با 25 ضربه چاقو به قتل رساند و پسر 15 ساله او را مجروح و به اتفاق خدیجه فرار کرد، این 2 نفر بعد از چند ماه اقامت در اصفهان توسط ماموران دستگیر شدند و به قتل اعتراف کردند.
نماینده دادستان افزود: در بررسیها معلوم شد فرد دیگری به نام مختار نیز در این جنایت با علیرضا همدستی داشته و در قبال گرفتن 3 هزار تومان به وی در ارتکاب قتل کمک کرده است.
پس از اظهارات نماینده دادستان، به دستور قاضی عزیز محمدی، علیرضا متهم ردیف اول پرونده در جایگاه قرار گرفت، او گفت: قتل عمد را قبول دارم، اما عبدالله خودش باعث این ماجرا شد، من 25 سال است که در ایران زندگی میکنم، اما خودم اصالتا افغانی هستم. عبدالله هم همشهری من بود، مدتی قبل او به این بهانه که قصد دارد دخترش را به ایران بیاورد به افغانستان رفت و به من گفت که از همسر و بچههایش مراقبت کنم. من هم مثل برادری که به خواهرش رسیدگی میکند به آن زن رسیدگی میکردم، حتی زمانی که او مریض بود چندین روز به بیمارستان بردمش، تا این که بعد از یک سال عبدالله برگشت و مسئولیت نگهداری از خانوادهاش از دوش من برداشته شد، اما بعد از چند ماه متوجه شدم خدیجه با عبدالله دعوا کرده و به خانه برادرش رفته است، عبدالله از من خواست که وساطت کنم تا همسرش به خانه برگردد. به اتفاق عبدالله به خانه برادر خدیجه رفتم، اما همین که به آنجا رسیدیم عبدالله به جان خدیجه افتاد و شروع به کتک زدن وی کرد. من خواستم جلویش را بگیرم که یک دفعه عبدالله به من حمله کرد و تهمت زد که با خدیجه رابطه دارم. او مرا بشدت کتک زد، همین که من خواستم از خودم دفاع کنم، برادرزن عبدالله جلو مرا گرفت و گفت: عبدالله در حالت عادی نیست. هر چند آن روز دعوا تمام شد، اما قصد داشتم از وی انتقام بگیرم، بعد از چند روز در حالی که مختار با من بود به خانه عبدالله رفتم، اما او وارد خانه نشد و به وی گفتم جلو در باش من برمیگردم، نیمه شب بود، در را قفل نکرده بودند و به راحتی میشد آن را باز کرد، واردخانه شدم، چراغ را که روشن کردم، دیدم عبدالله خوابیده، من بالای سرش ایستاده بودم. از خود بیخود شدم چاقو را درآوردم و تا میتوانستم به او ضربه زدم، بعد خدیجه خواست شوهرش را نجات دهد که من گفتم اگر نزدیک شود او را هم میکشم، اصلا یادم نمیآید که چطور شد، پسر عبدالله را هم با چاقو زدم، اما این اتهام را هم قبول میکنم، چون کسی بجز من در آنجا چاقو نداشت، بعد با خدیجه بیرون آمدیم، او را با خودم بردم تا حرفی به پلیس نزند، مختار از هیچ چیز خبر نداشت، پول خواست تا کمی تریاک بخرد، من هم 3 هزار تومان به او دادم، وقتی برگشت، گفتم عبدالله را کشتهام، بعد خدیجه را با خودم به اصفهان بردم و در آنجا دستگیر شدیم.
بنا بر این گزارش، رای دادگاه در مورد این پرونده بزودی از سوی قاضی عزیز محمدی و 4 مستشار صادر میشود.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|