 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
دختر 4ساله راز یک جنایت را فاش کرد
|
| | | |
 | اوایل سال 83 مردی به ماموران نیروی انتظامی چهاردانگه اسلامشهر خبر داد، همسر جوانش به طرز مشکوکی گمشده است. | مردی که در یک اقدام جنون آمیز همسر جوان خود را به قتل رسانده و با اعترافات دخترش به دام افتاده بود، بزودی در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه میشود.
به گزارش خبرنگارما، اوایل سال 83 مردی به ماموران نیروی انتظامی چهاردانگه اسلامشهر خبر داد، همسر جوانش به طرز مشکوکی گمشده است. ماموران با آغاز تحقیقات خود متوجه شدند این زن لیلا نام دارد و صاحب یک دختر 4 ساله به نام کوثر است. مدتی بعد ماموران جسد یک زن که صددرصد سوخته و بدنش به 2نیمه تقسیم شده بود را پیدا کردند و احتمال دادند جسد متعلق به لیلا باشد، اما محمد حسن، شوهر لیلا ابتدا حاضر نشد جسد را مورد شناسابی قرار دهد، ولی بعد از چند روز به اتفاق مادر همسرش در پزشکی قانونی حضور یافت و جسد را شناسایی کرد، ماموران با پیدا کردن جسد لیلا، کاوش های خود را برای یافتن ردپای عامل این جنایت آغاز کردند تا این که بعد از گذشت چند روز، اظهارات کوثر-دختر 4 ساله لیلا - و محمد حسن راز یک جنایت فجیع را برملا کرد.
افشای راز قتل
مدتی بعد از آغاز تحقیقات، مادر لیلا به ماموران مراجعه کرد و گفت: کوثر 4سالهام مدعی است شاهد نزاع بین پدر ومادرش بوده و دیده که محمدحسن با چوب بر سر دخترم کوبیده است. با اعلام شکایت این زن، محمد حسن توسط ماموران بازداشت شد و مورد تحقیق قرار گرفت، اما منکر ماجرا شد، ماموران در ادامه کوثر 4ساله را مورد بازجویی قرار دادند، او گفت: مدتی بود که پدر ومادرم با هم دعوا داشتند من نمیدانم آنها برای چه دعوا میکردند، اما روز حادثه پدرم با چوب بر سر مادرم کوبید و وقتی او از حال رفت من خواستم به سراغ مادرم بروم که پدرم اجازه نداد و مرا به زنی به نام نرگس سپرد، اما همان شب آمد و مرا با خود برد، بعد تهدید کرد که به کسی چیزی نگویم.
محمدحسن در این مرحله از تحقیقات ، دیگر چاره ای به جز گفتن حقیقت نداشت و به جنایت هولناک خود اعتراف کرد. او گفت: چند ماه قبل از حادثه بازنی به نام نرگس آشنا شدم و به خواستگاری او رفتم، نرگس قبلا ازدواج کرده و از همسرش جدا شده بود. من به او گفته بودم که صاحب فرزند و همسر هستم، به همین خاطر مادرش گفت تا زمانی که همسرت را طلاق ندهی اجازه نمیدهم با دخترم ازدواج کنی. من ونرگس با هم رابطه داشتیم به همین خانه من به خاطر پدری او رفت و آمد میکردم تا این که یک روز مادر نرگس گفت بایدتکلیف دخترم را روشن کنی وگرنه اجازه نمیدهم دیگر او را ببینی. هرچه به زنم اصرار کردم ازمن جدا شود قبول نمیکرد. روز حادثه طبق معمول همیشه بر سر این که من و لیلا از هم جدا شویم دعوا کردیم، من چوبی برداشتم و بر سرش کوبیدم، بعد در حالی که تقریبا بیحال بود، او را در خانه گذاشتم.و کوثر دخترم را سوار موتور کردم و به خانه نرگس بردم و به نرگس گفتم که میخواهم همسرم را بکشم ، اما او باور نکرد، بعد به خانه برگشتم لیلا را سوار موتورم کردم به بیابانهای اطراف چهاردانگه بردم. حال خوبی نداشت به بهانه این که باک موتور سوراخ شده پیاده شدم. لیلا سرش را خم کرده بود تاببیند چه اتفاقی افتاده دوباره با چوب ضربهای به سرش زدم بعد ، بنزین رویش ریختم و او را به آتش کشیدم سپس به خانه نرگس رفتم، به او گفتم که لیلا را کشتهام بعد از آن کوثر را برداشتم و او را به خانه مادر زنم بردم .
سپس ماموران نرگس را مورد بازجویی قرار دادند. او گفت: رفت و آمد زیاد محمدحسن به خانه ما باعث شده بود که همسایهها متوجه این ماجرا شوند. مادرم به محمد حسن اعتراض کرد و به او گفت که باید تکلیف نرگس را روشن کنی، هرچند به محمد حسن گفته بودم که حاضرم دخترش را نگهداری کنم، اما راضی به مرگ زن جوانش نبودم. روز حادثه وقتی کوثر را به خانه ما آورد و گفت قصد دارد همسرش را بکشد باورم نشد، فکر کردم یک درگیری ساده بین آنها باعث شده که او این حرف را بزند به همین خاطر حرفش را زیاد جدی نگرفتم، شب که شد، محمدحسن آمد و گفت: لیلا را کشته است، من کاملا حیران بودم و نمیدانستم چه باید بکنم و از ترس این که مبادا بلایی به سرم بیاورد چیزی به ماموران نگفتم.
بنابراین گزارش، پس از تکمیل تحقیقات، پرونده برای محاکمه محمدحسن به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و قاضی عزیزی به اتفاق 4 قاضی مستشار دیگر این متهم را مورد محاکمه قرار خواهند داد.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|