 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
به خاطر دفاع از دخترم مرتکب قتل شدم
|
| | | |
 | مردی که متهم است چوپانی را با شلیک 3 گلوله به قتل رسانده، دیروز در دادگاه کیفری محاکمه شد.
| مردی که متهم است چوپانی را با شلیک 3 گلوله به قتل رسانده، دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه حیدری نماینده دادستان گفت: در این پرونده فرج الله مرد 39 ساله متهم است، مردی به نام میرزا آقا را با شلیک گلوله به قتل رسانده است.
وی ادامه داد: مطابق محتویات پرونده میرزا آقا با شلیک 3 گلوله در ناحیه سینه به قتل رسیده که گلولهها توسط شخصی به نام فرج الله شلیک شده و متهم صریحا به قتل اعتراف کرده است. همچنین کار کارشناسی انجام شده روی سلاح و گلولههای کشف شده و صحنه جرم و اقرار متهم با واقعیت ماجرا مطابقت دارد و به نظر دادسرا فرج الله در این پرونده مجرم است، لذا تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
در ادامه جلسه دادگاه پدر مقتول و سایر اولیای دم برای متهم تقاضای صدور حکم قصاص کردند. در ادامه همسر میرزا آقا در جایگاه قرار گرفت و گفت: شوهر من چوپان بود و گوسفند نگه میداشت. شب حادثه ساعت 10:30 فرج الله به مقابل خانه ما آمد و گفت به شوهرت بگو وقتی آمد سری به خانه ما بزند بعد رفت. شوهرم از سرکار که برگشت، به او گفتم که فرج الله با وی کار دارد. شوهرم خانهای را فروخته بود، به من گفت به بنگاه میرود 8 میلیون پول خانه را میگیرد و بعد به سراغ فرج الله میرود، اما دیگر برنگشت. من شب نگران نشدم، چون خیلی وقتها شوهرم شب را کنار گوسفندان سپری میکرد، صبح که شد و او نیامد، موضوع را به پلیس اطلاع دادم و سرانجام ماجرا فاش شد.
در ادامه جلسه دادگاه، قاضی عزیز محمدی دستور داد، حمید یکی از شاهدان به تشریح ماجرا بپردازد. این مرد گفت: من به اتفاق چند نفر از دوستانم در نزدیکی محل حادثه ایستاده بودیم. آبفا سرتاسر بیابان است و خانه بسیار کم وجود دارد و یکدفعه صدای فریاد دختر جوانی را شنیدم که میگفت پدرم را کشتند چون اطراف بیابان بود و همه جا تاریک، من ترسیدم نزدیک شوم. صدای فریادهای این دختر جوان چندین بار شنیده شد، همسایههای دیگر بیرون آمدند، 4 نفر شده بودیم. به مقابل خانهای رفتیم که این حادثه در آن اتفاق افتاده بود. در را که زدیم، زن جوانی بیرون آمد و در حالی که صدای فریاد همچنان شنیده میشد، گفت: یک مسئله خانوادگی است. خواهش میکنم بروید. من اصرار کردم، صدای کیست. زن جوان که چاقویی هم در دست داشت، گفت: شوهرم دارد چوپانمان را تنبیه میکند. بعد ما رفتیم و موضوع را به پلیس خبر دادیم.
سپس شاهد دیگر ماجرا در جایگاه قرار گرفت، او گفت: من همسایه نزدیک خانهای هستم که این اتفاق در آن افتاد. حدود ساعت 2 بعد از نیمه شب بود که 3 مرد با پیکان وانت به نزدیکی خانه محل حادثه آمدند و داخل ساختمان رفتند. از آنجا که رفت و آمد به آن خانه زیاد بود من توجهی نکردم. بعد از نیم ساعت صدای شلیک 3 گلوله را شنیدم. تصمیم گرفتم به محل حادثه بروم، نزدیک که شدم دیدم همان پیکان وانت از آنجا دور شد. 3 مرد در آن بودند به طرفم آمدند که مرا زیر بگیرند، ولی من به گوشهای پرت شدم و صدمه دیدم. پس از شهادت 2 شاهد فرج الله در جایگاه حاضر شد، او گفت: اتهام قتل را قبول دارم، حدود ساعت یک و نیم شب بود که از سرکار برگشتم، صدای درگیری از خانه ام به گوش میرسید، یک کلت کمری زیر اجاق گاز که خارج از خانه بود گذاشته بودم. صدای التماس دخترم و فریادهای زنم را که شنیدم، کلت کمری را برداشتم و وارد خانه شدم. دیدم میرزا آقا کنار دخترم است و دخترم مرتب به او التماس میکند. از طرفی همسرم فریاد میزد با دخترم کاری نداشته باشد، اما 2 مرد او را داخل اتاق انداخته و در را رویش بسته بودند. میرزا آقا قصد آزار دخترم را داشت. من یک دفعه با کلت بالای سرش ایستادم و گفتم اگر حرکتی کنی، تو را میکشم. او را پیش دو همدستش بردم، من کلت را آماده کرده بودم تا اگر کاری کردند، شلیک کنم، یک دفعه میرزا آقا از پشت به من حمله کرد و ضربهای به دستم زد. ما با هم درگیر شدیم و در حالی که دست به یقه بودیم از روی پلهها به پایین پرت شدیم. من هنوز سلاح دستم بود، برای این که بتوانم جلوی ضربات او را بگیرم، با قنداق سلاح مرتب بر سر میرزا آقا میکوبیدم و او هم به من چاقو میزد. یک دفعه 2 گلوله از داخل کلت شلیک شد و فکر میکنم به سینه میرزا آقا برخورد کرد. درگیری ما هنوز ادامه داشت که یک گلوله دیگر هم شلیک شد. میرزا آقا هم چندین ضربه چاقو به من زد و در نهایت جان باخت. سپس من از همسرم خواستم تا همسایهها را خبر کند ما را به بیمارستان برسانند، اما نمیدانم چرا همسرم اجازه نداد کسی وارد منزل شود.
پس از اظهارات فرج الله با توجه به این که اعترافات او با صحنه جنایت مطابقت نداشت، هیات 5 نفری قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران با اکثریت آرا نواقصی را بر پرونده وارد دانستند که برای رفع آن این پرونده به دادسرای رباط کریم ارجاع شد.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|