 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
اسبابش را هم برده بودند
|
| | | |
 | حرم را در قصر قاجار میهمان کردهایم، صبح رفتم قصر. بسیار باصفا بود. | حرم را در قصر قاجار میهمان کردهایم، صبح رفتم قصر. بسیار باصفا بود. آفتابگردان زیادی دور حوض فواره وسط باغ زده بودند. همه حرم آمدهاند. شمسالدوله، اقل بگه عشرت آباد ماندهاند. از شهر هم شکوهالسطلنه، تاجالدوله، عزتالسطنه و مادر نائب السطنه هم آمد، اما دیرتر. بعضی زنهای دیگر هم از شهر آمده بودند.
قدری پیاده و سواره گردش کردیم، نهار آوردند، خورده شد. ملیجک ماشاءالله همه را سوار اسب کوچک و خر کرده بود. بعد از نهار خر آوردند. زنها قدری خر سوار شدند. بعد توی آفتابگردان تخته بازی کردند. انیس الدوله، آقاباشی، حاجی سرور، آقا بهرام و قمرالسطنه شرفی هم بودند. چهار به غروب مانده، هوا ابر شده، آسمان صدایی کرد باران آمد، سه ساعت به غروب مانده رفتیم عشرت آباد.
دیروز زن "خدادگبر" باغبان سلطنت آباد را در خانه حسین سوار خری بوده است از مبارک آباد میآمده است، کشته دیدهاند. خودش گریخته منزلش رفته بوده است. اسبابش را هم برده بودند. میگویند خود "خداداد" کشته است، چون میخواسته است مسلمان بشود.
خلاصه از در اندرون عشرت آباد داخل شدم، باران میآمد. با ملیجک قدری بازی کردیم. رفتیم بیرون "عبقری شاهزاده" و "امینالسلطان" بودند، مشغول کار شدیم. شب را هم بیرون شام خوردیم. کار زیادی کردیم. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|