شنبه 23 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی دانش و فناوری ناکامی‌ها، پله‌های ترقی

 
 

هموطن , يكشنبه 27 آذر 1384

ناکامی‌ها، پله‌های ترقی

 
 

همه ما می‌دانیم که در این کشور الگوهای موفقیت فراوانی وجود دارند. چرا این افراد توانسته‌اند تا این اندازه موفق باشند؟

ناکامی‌ها، پله‌های ترقی
شاید بگویید آن فردی که من می‌شناسم انسان فوق‌العاده زیرکی است. اما بهتر است بدانید چنین افراد موفقی، کسانی هستند که اغلب شکست می‌خورند اما از هر شکست برای خود پله‌ای برای صعود و رسیدن به قله موفقیت می‌سازند. مسلم است شما هر صبحی را که آغاز می‌کنید احتمالا مشکلات زیادی دارید.
احساس یاس می‌کنید، عصبی و آشفته هستید. البته ما نمی‌دانیم گره کار شما در کجاست، شاید شما نیز احساس می‌کنید ما هیچ وقت نمی‌توانیم احساس و مشکل شما را درک کنیم، اما خواهش می‌کنیم این مقاله را به دقت بخوانید من روانشناس هرگاه احساس یاس می‌کنم اگر چیزی بیاموزم که مرا به هیجان بیاورد با اجرای آنها می‌توانم فورا از دل یاس، هیجان خلق کنم شما هم می‌توانید. ما روانشناسان می‌دانیم مغزمان در جست‌وجوی خوشی است، پس اگر از او بخواهیم، راه به دست آوردن آن را نیز به ما نشان خواهد داد.
ما معتقدیم احساساتی مثل ترس، طرد شدن یا درد که ما آنها را منفی می‌دانیم، می‌توانند بهترین دوستان ما باشند زیرا ما را به سوی موفقیت سوق می‌دهند. این احساسات در همه به وجود می‌آیند، اما افراد موفق از آنها به نفع خود استفاده می‌کنند. برای برخی، اگر چنین احساس‌هایی وجود نداشت هرگز نمی‌توانستند رفتار خود را تغییر دهند، نمی‌توانست زندگی خود را ارتقا ببخشند، نمی‌توانستند سخت کار کنند. تنها با احساس ناراحتی است که فرد می‌داند باید مسیر خود را تغییر دهد، اما به این شرط که این احساس آن قدر قوی نباشد که او را محافظه کار سازد و از به چنگ آوردن نعمات زندگی بازدارد و وجود احساس‌های ناخوشایند را بپذیرد. این احساسات بخشی از زندگی هستند و در جای خود می‌توانند سودمند و مفید باشند. اما اسیر دام آنها نشوید و در احساسات خود غوطه‌ور نگردید. آیا تاکنون دقت کرده‌اید مردم، زمانی که موفق می‌شوند میهمانی می‌گیرند و زمانی که شکست می‌خورند به فکر فرو می‌روند. کسی که بارها به فکر فرو رود بزرگترین موفقیت‌ها را به چنگ خواهد آورد. پس به خاطر داشته باشید که شکست وجود ندارد. اگر در راه رسیدن به چیزی، روشی
 

" برای رسیدن بی‌درنگ دست به کار شوید و درست مانند تمام افراد موفق برنامه‌ای برای رسیدن داشته باشید.... "

 
 
که در پیش گرفته‌اید موثر نبود مسلما از آن چیزی خواهید آموختم که شما را در راه رسیدن به مقصد یاری می‌کنند و هرچه بیشتر بیاموزید، مسلما موفق‌تر خواهید بود.
اکنون می‌خواهیم شما را به یک سفر ببریم، سفری به سوی قدرت درونی‌تان. جایی که قادر خواهید بود درباره آنچه در آرزویش هستید، خوب بیندیشید.
برای رسیدن بی‌درنگ دست به کار شوید و درست مانند تمام افراد موفق برنامه‌ای برای رسیدن داشته باشید. همان طور که قبلا ذکر شد، باید هر لحظه بدانید آیا به موفقیت نزدیک می‌شوید و یا از آن دور می‌گردید و در ضمن براحتی بتوانید روش خود را تا رسیدن به موفقیت تغییر دهید. بارها ورد این سفر و با چنین تعهدی، دیگر هیچ چیز مانع شما نخواهد بود.
در ضمن می‌خواهیم به شما بیاموزیم که آنچه را می‌آموزید به کار ببندید. استفاده نکردن از آموخته‌ها بزرگترین اشتباهی است که ممکن است از کسی سر بزند به این خاطره از یک روانشناس توجه فرمایید. حتی تا امروز هم نتوانسته‌ام خود را بابت این موضوع ببخشم، زیرا به یاد دارم کتاب بسیار خوبی داشتم، کتابی درباره مدیریت زمان، احساس می‌کردم حاوی اطلاعات بسیار مفیدی است و کاملا تحت تاثیر آن قرار گرفته بودم
. اما می‌دانید چه شد؟ پس از یک ماه دریافتم هیچ کاری در جهت به کار بردن اطلاعاتی که از کتاب به دست آورده ام صورت نداده ام. در حقیقت در تمام این مدت باز هم سردرگم کارهای همیشگی‌ام بودم. مشغول کار بودم که ناگهان تلفن زنگ می‌زد و من ناچار بودم یک ساعت تمام با دوستم صحبت کنم. تمام روز به همین شکل سپری می‌شد. کارهای زیادی بود که بایست انجام می‌دادم. بایست زباله‌ها را بیرون خانه می‌گذاشتم، اما همان موقع مادرم تلفن می‌کرد و دست آخر هم از این که با او زیاد حرف نزده بودم، دلخور و عصبانی از من خداحافظی می‌کرد. پسرم برای تکالیف فردای مدرسه وسایلی لازم داشت که بایست همان روز آنها را می‌خریدم و... پس از چند ساعت دیگر واقعا از پا افتاده بودم. به خود می‌گفتم: «مگر می‌شود خسته و کلافه نشد؟!»
اگر شما تاکنون کتاب‌های زیادی خوانده‌اید اما هنوز مدام از خود می‌پرسید: «پس چرا به قوانین این کتاب عمل نکردم؟ می‌دانستم به آنچه در آن نوشته شده است نیاز دارم، اما چرا شروع نکردم؟ چه چیزی مانع حرکت من است؟» به شما توصیه می‌کنم این مقاله را با دقت بیشتری بخوانید چرا که مخصوص شماست و به سوالات‌تان پاسخ خواهد داد.
روانشناسان معتقدند رفتار آدمی تحت کنترل 2 نیرو است؛ به عبارت دیگر 2 نیروی کششی ما را در مسیر زندگی به جلو یا عقب می‌برند: فرار از ناراحتی و اشتیاق رسیدن به خوشی. این 2 نیرو عامل اصلی حرکت هر بشری در این دنیا است. این 2 نیرو
 

" اکنون می‌خواهیم شما را به یک سفر ببریم، سفری به سوی قدرت درونی‌تان. جایی که قادر خواهید بود درباره آنچه در آرزویش هستید، خوب بیندیشید... "

 
 
زندگی شما را در کنترل دارند، گاهی شما را به جلو می‌رانند و گاه مانع حرکت‌تان می‌شوند. همواره به خاطر داشته باشید هر کاری در زندگی انجام می‌دهید، جهت دوری جستن از ناراحتی و یا برای دست یافتن به خوشی است.
حال سوالی دارم: تاکنون یخ کرده‌اید؟ سوالم بی‌معنی است؟ شاید، اما می‌دانید یخ کردن یعنی چه؟ درست نقطه مقابل قدرت درونی. یخ کردن یعنی فعالیت نکردن یعنی این که بدانید لازم است کاری انجام دهید اما آن را شروع نکنید و یا ادامه‌اش ندهید. یخ کردن همان قاتل موذی انسان‌ها است.
این احساس به تدریج در شما رخنه می‌کند، رشد می‌یابد، بزرگ می‌شود و چیزی نمی‌گذرد که کنترل زندگی‌تان را به دست می‌گیرد و طول نمی‌کشد که کاملا بی‌تحرک می‌شوید. در جایگاهی قرار می‌گیرید که لایق شما نیست و آن را نمی‌شناسید. چنان یخ می‌کنید که حتی متوجه از بین رفتن آزادی‌تان نیز نمی‌شوید.
اما چرا یخ می‌کنیم؟ چرا نمی‌توانیم از آن «قدرت درونی» که در ابتدا از آن صحبت شد استفاده کنیم؟ بیایید با هم ببینیم چرا این گونه متوقف می‌شویم، چرا هیچ کاری نمی‌کنیم و چرا یخ می‌زنیم. پاسخ این سوالات را می‌توان با کمک همان قانون «فرار از ناخوشی» و «اشتیاق به خوشی» داد. اگر کاری نمی‌کنیم به این دلیل است که تصور می‌کنیم شروع تلاش ناخوشایندتر از انجام ندادن آن است. به عبارت دیگر، معتقدیم با بیکار نشستن، درد و ناراحتی کمتری به سراغ‌مان خواهد آمد. شاید بگویید: «نه، این طور نیست. من می‌دانم اگر این کار را شروع یا تکمیل کنم از خوشی حاصل از موفقیت در آن بهره‌مند خواهم شد». بله، مسلما. اما در ناخودآگاه شما ثبت شده است برای اینکه کاری را انجام دهید باید ناراحتی زیادی تحمل کنید و اکنون، این ناراحتی برای شما به مراتب ملموس‌تر است. در حالی که شاید خوشی ناشی از موفقیت هیچ گاه به حقیقت نپیوندد. این طور نیست؟ تنها به سخنان من بسنده نکنید. در خلوت حرف‌هایم را بررسی کنید و دریابید که آیا شما نیز همین احساس را دارید یا نه.
حال مثال دیگری می‌زنم: شاید شما نیز از جمله کسانی باشید که بارها به خود گفته‌اند: «دیگر می‌خواهم لاغر شوم. از این اندام نامتناسب خسته شده ام. باید از همین فردا رژیم لاغری مناسبی را شروع کنم» اما واقعا پیروی از رژیم‌های غذایی لاغری تا چه حد می‌تواند مفید باشد؟ به نظر من به ندرت کسی قادر است به این شکل خود را لاغر کند. در واقع، مطالعات نشان می‌دهند 95 درصد کسانی که با رژیم غذایی لاغر می‌شوند، پس از 2 سال نه تنها وزن از دست رفته را باز می‌یابند بلکه چاق‌تر از قبل می‌شوند، چرا؟ زیرا تلاش برای به دست آوردن ناراحتی و ناخوشی بندرت با موفقیت همراه خواهد بود. از پس می‌خواهیم بیاموزیم که برای داشتن یک 4 دیواری الماس گون چگونه از ناراحتی فرار کنیم و به «خوشی» بپیوندیم... آنگونه که هم خدا را خوش آید و هم بنده خدا را که شما و اطرافیان داخل و خارج 4 دیواری‌تان باشند.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار