 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , دوشنبه 28 آذر 1384 |
|
باغبان پیر و نوشروان
|
| | | |
 | روزی نوشروان به شکار رفته بود و طوفی میکرد. | «جوامعالحکایات»-روزی نوشروان به شکار رفته بود و طوفی میکرد. پیری را دید که درخت جوز میکشت؟ گفت: ای پیر، چه میکنی؟
گفت: پادشاه دیر زیاد. درخت جوز میکارم.
نوشروان گفت: تو مردی پیری، چه طمع دای که بر این بخوری؟
گفت: کشتند و خوردیم، کاریم و خورند.
نوشروان را خوش آمد و گفت: زه. و عادت نوشروان آن بود که چون چیزی را بپسندیدی و گفتی: زه. او را در حال هزار درم صلت دادندی. پس پیر را هزار درم بدادند. پیر گفت: پادشاها! هیچ کس دیدی که درخت کشت و بر آن زودتر به وی رسید که به من؟
نوشروان گفت: که: زه. و هزار درم دیگر به وی داند. پیر گفت: به اثر نظر پادشاه این درخت را دو بار بر برآمد.
نوشروان گفت: زه. و او را 2 هزار درم دیگر بدادند.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|