 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , چهارشنبه 30 آذر 1384 |
|
بدبختانه نکشته بودش!
|
| | | |
 | صبح زود صدراعظم از دم منزل من گذشت و به قم رفت. | شنبه 17 شعبان 1311 -«روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه» جلد 2 ـ ص 1068 -
صبح زود صدراعظم از دم منزل من گذشت و به قم رفت. شاه همه سوار شدند. من باغچه رفته تا عصر آنجا بودم. دو سه روز قبل از این در حضور نایبالسلطنه دو نفر فرنگی شمشیربازی میکردند. شمشیر یکی از آنها شکسته به پیشانی نایب السلطنه خورده و مجروح ساخته بود.
خدا رحم کرده بود که به چشمش نخورده بود والا کورش میکرد. دیروز عصری بین میرزا علی دکتر ملقب به رئیسالاطباء در سر پنج زار با کالسکهچی خودش که اهل بادکوبه و رعیت روس است گفتوگویی شده بود. سیلی به او زده و فحش داده بود. او هم با قمه به او حمله برده بود. دست و پهلوی او را مجروح کرده بود. بدبختانه نکشته بودش که رفع شرش از مردم بشود. این مرد که بیسواد بیعلم با شارلاتانی و تقلب و رشوه به حکیم طلوزان خود را کم کم میخواهد حکیم باشی حضور شاه بکند و بدا بحال شاه و اهل اردو که بدست این مردکه بیعلم بعد از این بیفتد.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|