 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
بازتاب یک خبر ضد موسیقی
|
| | | |
 | بالاخره مرد ساکت سرودساز مسئولیت یک جشنواره پرقیل و قال را پذیرفت. | سکوتهای گویا
بله، بالاخره مرد ساکت سرودساز (منظور سرود جمهوری اسلامی است) مسئولیت یک جشنواره پرقیل و قال را پذیرفت. دبیری جشنواره موسیقی فجر مسئولیتی است که بر قامت ریاحی دوخته شد. گویی اولین شرط اعطای این مسئولیت "سکوت" است که البته دکتر ریاحی فوقتخصصش را دارد! این سکوت دلانگیز فیالنفسه چیز بد یا خوبی نیست در عین حالی که میتواند هم بد باشد و هم خوب ... حالا که صحبت از "سکوت" شد بد نیست بخشی از مقاله و یادداشت بسیار کوتاه "رضا قاسمی" موسیقیدان و نویسنده اندیشمند را نقل کنیم تا به ارزش و اهمیت "سکوت" بیشتر پی ببریم:
"میتوان بسیار گفت و هیچ چیزی را بیان نکرد، میتوان یکسره سخن گفت برای آن که چیزی را پنهان کرد و میتوان "سکوت" کرد برای آن که چیزی را افشا کرد. استفاده کردن از صحبتهای پیش پا افتاده برای سپردن مسائل اساسی به دست "سکوت" شگرد مورد علاقه چخوف برای بیان هرچه موثرتر رنجهای عمیق شخصیتهایش بود. روانشناسان از زبان به عنوان عامل سوءتفاهم و وسیلهای برای عدم ارتباط، بسیار سخن گفتهاند... ... در نوع کاربرد وارونه از زبان، سکوتهایی هست قویتر از ما، بیرون از اراده ما، سکوتهای گویا، افشاگر که هیچ کلامی قدرت برابری با آن را ندارد..."
لال
اما دوستان، حیف است که صحبت از "سکوت" و نقش آن بکنیم و از رضا قاسمی هم شاهد مثالی بیاوریم، اما شعر طنز عمران صلاحی را فراموش کنیم. صلاحی شعری در وصف سکوت و مزایای آن در سال 1350 سروده که شنیدن و خواندنش خالی از لطف نیست:
ای دوست تو نیز میتوانی
در زمره این رجال باشی
در مدت اندکی چو آنان
دارای زر و ریال باشی
شب تا به سحر ز باده سرمست
در مجمع اهل حال باشی
مشروط به این که بر دهانت
چسبی بزنی و لال باشی
دستور جنجالی
در خبرها آمده بود که رئیس جمهوری به صدا و سیما دستور داده است تا موسیقی غربی پخش نکند. در ابتدا خبر بسیار کوتاه و معمولی به نظر میرسید، اما حقیقتش را بخواهید کمی نگران کننده است.
هر چند واژه "غرب" و "غربی" تا حدودی بار منفی پیدا کرده است، اما اینگونه نیست که ما هر پدیده غربی را از خود برانیم و آن را ضد فرهنگ معرفی کنیم.
به هر حال این دستور، دستوری کلی است و قطعا نیاز به واکاوی و کنکاش بیشتری دارد و مسئولان و مدیران فرهنگی و به ویژه دستاندرکاران صدا و سیما باید آن را موشکافانه بررسی کنند، اما این خبر میتواند بهانهای باشد برای پرداختن به این نکته مهم که آیا موسیقیهای معنیگرا، روحانی و آسمانی بزرگانی چون باخ، بتهوون و موتزارت در جرگه موسیقی غربی هستند یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت است آیا ریاست جمهوری ممنوعیت پخش اینگونه آثار را خواستار بوده است یا نه؟
قطعا حتی دقیقهای از آثار یاد شده – به عنوان لحظههای ناب هنر – نمیتواند مردود و منفور هیچ شخصیت فرهنگی و حتی سیاسی جهان باشد. مگر میتوان «هنر» را، معنویت را و اصلا «نور» را به گناه موقعیت جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی رد کرد؟
بحث هنر و علیالخصوص «موسیقی» که به هیچ حلقه واسطی چون رنگ و زبان و ملیت وابسته نیست، ورای این حرفهاست. امیدواریم مسئولان مربوطه با تبیین و تشریح این دستور که خوراک تبلیغاتی بزرگی برای شبکههای ماهوارهای فرصتطلب فراهم آورده است، نظر و مقصود ریاست محترم جمهور را برای مردم روشن و صریح بیان کنند.
برخی از رندان در داخل و خارج از کشور با دستاویز قرار دادن دستور جدید رئیسجمهوری درخصوص ممنوعیت پخش موسیقی غربی در صدا و سیما با آب و تاب فراوان و انتقادهای تند و کند از شرایط بسته موسیقی صحبت می کنند و بعضی از موسیقیدانان و نوازندگان موسیقی به اصطلاح جهانی و فارغالتحصیلان آن نیز با یأس و ناامیدی به آینده شغلی خود مینگرند و آرزوهای خود را نقش بر آب میبینند.
برای تسکین این عزیزان و من باب آشنایی بیشتر با روحیات و نظیریات جناب احمدی نژاد، بخشی از مصاحبه ایشان را با مجله موسیقایی قرن 21 که در مورد موسیقی به چاپ رسیده، نقل می کنیم تا ببینیم چه پیش میآید؛
خبرنگار نشریه از احمدینژاد سوال میکند که به کدام یک از انواع موسیقی علاقه دارید؟
ایشان در پاسخ میگوید: «انواع مختلف موسیقی در جای خود دارای اهمیت بوده و تاثیر خود را دارد. موسیقی کلاسیک در جهان شناخته شده است. در مراکز علمی و دانشگاههای دنیا مورد توجه است و هر روز دستاوردهای جدید را ارائه میدهد که دستاندرکاران موسیقی، متخصصان و آهنگسازان باید در جریان آن قرار گیرند.»
ملاحظه فرمودید که نظر احمدینژاد – قبل از ریاست جمهوری – درباره موسیقی (به ویژه موسیقی کلاسیک) چه بوده است؟
لطفی کیه؟
محمدرضا لطفی هم آمد که یواشکی برود گرگان، اما نگذاشتند آقا. این همکاران «جو» ساز به قول آن مسئول محترم! نگذاشتند. نه تنها آمدنش را اعلام کردند بلکه برایش مصاحبه مطبوعاتی تدارک دیدند، کنسرت برگزار کردند، نوار بیرون دادند... خلاصه کاری کردند که بنده خدا مات و مبهوت در گرگان از خودش میپرسد: این محمدرضا لطفی که میگن کیه؟
انتقاد
رهبر ارکستر ملی در انتقادی گیرا چنین گفته:
«تالار وحدت هم که تنها تالار موجود است، باز در اختیار ما نیست تا بتوانیم تعداد اجراها را بیشتر کنیم. به هیچ عنوان عرضه و تقاضای موسیقی در ایران هماهنگ نیست. تمام گرفتاریهای ارکستر هم روی دوش من و امثال من مانده است. ما حتی یک بیلبورد ارکستر نداریم، اینها دردهای ماست...»
گفتنی است موسسه ارکستر موسیقی ملی، اخیرا رابطهاش را با انجمن موسیقی قطع و با گرفتن بودجه و اعتبار از مرکز موسیقی، استقلالش را اعلام کرد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|