 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
آمادگی برای حضور در آزمونهای بزرگ
|
| | | |
 | «مرد بیجانشین سینما» عنوانی بود که یکی از روزنامهنگاران مطرح به جانی دپ داد | «مرد بیجانشین سینما» عنوانی بود که یکی از روزنامهنگاران مطرح به جانی دپ داد
او اگرچه آدم بیحاشیه و درونگرایی است، اما حساسیت فوقالعادهای نسبت به کارش دارد. هر وقت، هرکس دربارهاش مینویسد، فقط به او و شیوه کارش میپردازد.
به یک معنا، اصلا نمیشود او را با ستارههای سینمای دهه 90 آمریکا مقایسه کرد. مثلا چه ویژگیهای مشابهی میان او با برادپیت یا تام کروز وجود دارد؟ ممکن است پاسخ داده شود که هر 2 یا هر 3 بازیگرند. ولی در اینجا باید دقیقا تعریف ما از بازیگری روشن باشد. جانی دپ، ستاره هوشمند سینمای 15 سال اخیر آمریکاست؛ کسی که با گزیدهکاری و دقت فراوانش، به اعتبار کارنامه خود افزوده.
برای خیلی از مردم این سوال مطرح است که تو چگونه وارد حرفه بازیگری شدی؟
چون مدتی بود که از انجام گفتوگو امتناع میکردی.
من سعی میکنم کمتر تن به گفتوگو بدهم. این خصلت من، مدتها باعث شده بود که خیلی از همکاران شما، خیلی بدبینانه به من نگاه بکنند. وقتی دیدم شایعات دارد غیرقابل تحمل میشود و مصاحبه نکردن من هم سوژه رسانهها شده، تصمیم خودم را عوض کردم و قرار مصاحبهای گذاشتیم با یکی از خبرنگاران.
هنوز فرصت نکرده بودم در مکانی که نشستهام، خودم را آماده بکنم که ناگهان با سوالی مواجه شدم که اصلا انتظارش را نداشتم. از من پرسیده شد: «چرا مدتها از انجام گفتوگو فرار میکردی؟» همان موقع به تفصیل، درباره این ماجرا گفتم که سالها پیش مصاحبههای زیادی میکردم و چون آدم مودبی هستم، ترجیح میدادم به همه پرسشها جواب بدهم. پاسخ دادن به بعضی از این سوالهای انحرافی، داشت به مرور، حاشیههای زندگیام را پررنگ میکرد.
من دیدگاههایی دارم که هیچ وقت از گفتنشان هراسی نداشتهام. مخالفت بسیاری با این دیدگاهها، مسبب جنجالهای تازهای شد. عدهای میگفتند فلانی با این نقطه نظرهایی که دارد، بهتر است برود در مزرعه کار بکند. یکی دیگر به صراحت اعلام کرد که اگر ارتش نازی همچنان فعال بود، ممکن بود جانی دپ را به عنوان عضو افتخاری بپذیرد! اتفاقات خیلی جالبی افتاد. یعنی حرفهای من، داشت علیه خودم به کار میرفت. بنابراین با چند تا از دوستانم مشورت کردم و به این نتیجه رسیدیم که بهتر است آدم، بعضی از عقایدش را برای خودش نگه دارد.
پس از این که مدتی مصاحبه نکردم، باز این بحث پیش آمد که جانی دپ به رسانهها اهمیتی نمیدهد و با خبرنگاران مشکل دارد. وقتی هم که تصمیم خودم را عوض کردم، باز از من پرسیدند که این مدت چرا نسبت به رسانهها بیتوجهی داشتی. یک بار سال 92 خبرنگار بلژیکی از من درباره انیمیشنهای مورد علاقه ام پرسیدم و گفتوگوی ما تا ساعتها ادامه داشت. شاید بهترین گفتوگویی که به خاطر دارم، همان است و گرنه خبرنگاران جنجالی همیشه دوست دارند بدانند ماجرای دندان طلای من چیست. درباره نحوه بازیگر شدنم، بارها صحبت کردم و تقریبا همه میدانند و هیچ جای خالی وجود ندارد. تنها نکته به ظاهر مهم آن دوران، این است که علاقه دیوانهواری به ادبیات داشتم و هیچ وقت فکر نمیکردم سر از سینما دربیاورم.
*منظورت به طور خاص، چه نوع کتابهایی است؟
علاقهام به ادبیات، علاقه به سبک یا مکتب خاصی نیست. دیوانه خواندن بودم. در تنهایی ام، هیچ موجود زندهای را راه نمیدادم. وقتی شروع میکردم به مطالعه، انگار داشتم آئین ویژهای را برگزار میکردم. چند سال پیش مشغول مطالعه مجموعهای از قصههای ادبیات کهن هند بودم. در همین زمان، یکی از دوستانم به من زنگ زد و خواهش کرد تا در فیلم جدیدش در کنار او باشم، اما من با نهایت عذرخواهی از او حدود یک ماه فرصت خواستم و او با بزرگواری قبول کرد. وقتی با او قرار ملاقات گذاشتم، آشکارا در چهرهاش، نگرانی و تشویش را میدیدم. احساس میکرد دچار افسردگی شدهام یا یکی از عزیزانم را از دست دادهام، وقتی گفتم که مشغول خواندن بودم، پس از این که چند دقیقه خندید، از من پرسید، میدانی هزینه این یک ماه تاخیر چقدر شده؟
* شاید تاثیر این علاقهات به ادبیات است که همیشه وسواس عجیبی روی فیلمنامهها و کار کردن با کارگردانها داری؟
این موضوع کاملا خودآگاه است؛ یعنی ربطی به علاقه من به ادبیات ندارد. دوست دارم در فیلمهایی بازی کنم که هم با کارگردانش امکان گفتوگو داشته باشم و هم بتوانم با نقش کنار بیایم. من هنوز مثل خیلی از قدیمیها، معتقدم که بازیگر در فیلم، نقش موثر و پیش برندهای دارد.
مردم در وهله اول، با چهره بازیگران روبهرو میشوند و سپس به چیزهای دیگر فکر میکنند. اگر قرار باشد همان اول نتوانیم جذبشان بکنیم، ممکن است تلاشهای دیگران را هدر بدهیم. دوست داشتنیترین بازیگران سینمای کلاسیک آمریکا، هنرمندترین نقشآفرینان صاحب سبک اروپا و خیلی از دوستان و همکاران کنونی من، در این زمینه با من توافق دارند که ابتدا باید نظر تماشاگران را جلب کنیم و سپس برویم سراغ چیزهای دیگر.
* سالهاست که همکاریات با تیم برتن ادامه دارد و یک جایی گفته بودی تا زمانی که از تو بخواهد با او فعالیتات را ادامه میدهی، چه چیزی در شخصیت تیم برتن است که اینقدر جذبت کرده؟
2 تا جواب مجزا میشود به سوال شما داد. در درجه اول، فیلمهای تیم برتن اسناد زنده و معتبری هستند برای اثبات نبوغ او در حرفه کارگردانی. حتی مخالفان سرسخت او نیز باور دارند که با یک استعداد بیکران طرفند. نکته دیگر این است که تیم برتن یکی از دوستان صمیمی و نزدیک من است.
اعتماد من به او باعث میشود تا تنها به من بگوید که برای فیلم جدیدش به حضورم نیاز دارد. تیم برتن تنها فیلمسازی است که بدون اطلاع از ویژگی کارش، بدون مطالعه فیلمنامه و آگاهی از هر نکتهای به پیشنهادش جواب مثبت میدهم. تا حالا به خاطر حضور در هر کدام از فیلمهایش افتخار به دست آوردهام و به خاطر این که در بعضی از فیلمهایش نبودهام، حسرت خورده ام.
*هیچ فیلمسازی وجود دارد که به اندازه تیم برتن علاقهمند به همکاری با وی باشی؟
ممکن است برای من خیلی هیجانانگیز باشد که فیلمساز بزرگی بخواهد با او همکاری بکنم. این هیجان و علاقه وافر، به حرفه ام مربوط میشود، اما موضوع تیم برتن، یک موضوع کاملا شخصی است.
* بازی در فیلمهای کارگردانان بزرگ چه امتیازی برای یک بازیگر دارد؟
مهمترین امتیازش این است که یک بازیگر به طور جدی وارد آزمونی بزرگ میشود. نگاهی که رومن پولانسکی و جیم جارموش به بازیگر دارند و چیزهایی که از او میخواهند خیلی فرق دارد با فیلمهای عادی روز و فیلمسازان معمولی. وقتی برای همکاری با یک چهره نامدار عرصه فیلمسازی دعوت میشوم، خودم را از هر جهت آماده شرکت در یک آزمون بزرگ میکنم.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|