 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
تلفن مرد میانسال پلیس را به خانه قاتل برد
|
| | | |
 | مرد میانسال که نمیدانست پسرش قاتل راننده آژانس است، در تماس با خانواده مقتول، پلیس را به مخفیگاه پسرش راهنمایی کرد. |
این مرد که محمدعلی نام دارد وقتی دید پسرش صفرعلی یک دستگاه پراید خریداری کرده است با خانواده مالک پراید تماس گرفت تا از جریان خرید این خودرو مطمئن شود، ولی ساعاتی بعد پلیس خانه او را به محاصره درآورد و صفرعلی را به اتهام قتل مالک پراید دستگیر کرد.
بنابراین گزارش مدتی پیش ماموران کلانتری 11 شهرستان رباط کریم حین گشتزنی در این شهر، با جسد مردی مواجه شدند که روی پل فرودگاه در جاده ساوه رها شده بود. بررسیهای مقدماتی حاکی از آن بود که مقتول مردی 48 ساله به نام حسن است که با ضربات جسمی برنده مانند چاقو به قتل رسیده است.
با به دست آمدن این اطلاعات، جسد مقتول به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات پلیسی برای کشف راز این جنایت آغاز شد. ماموران پس از به دست آوردن شماره تلفن که در جیب مقتول بود دریافتند او راننده آژانس در شهر قزوین بوده و ساعاتی پیش به قصد رساندن مسافری به کرج از آژانس خارج شده است. بنابراین بلافاصله اکیپی از ماموران عازم قزوین شدند و به تحقیق از مالک آژانسی پرداختند که مقتول در آنجا کار میکرد. این مرد که از ماجرای قتل حسن بیخبر بود به ماموران گفت: در آژانس مشغول به کار بودیم که تلفن زنگ خورد. وقتی گوشی را برداشتم صدای جوانی را شنیدن که برای رفتن به کرج، یک تاکسی میخواست. چون نوبت حسن بود، او به آدرسی که جوان ناشناس گفته بود رفت و دیگر برنگشت.
پس از اظهارات مالک آژانس، ماموران در ردیابیهای مخابراتی متوجه شدند جوان ناشناس برای تماس با آژانس از یک باجه تلفن همگانی استفاده کرده و تنها سرنخی که میتواند گرهگشای این پرونده باشد، همان خودرو مقتول است که توسط قاتل به سرقت رفته است.
با اعلام مشخصات خودرو مسروقه به یگانهای گشتی، تحقیقات پلیس برای شناسایی قاتل راننده آژانس ادامه یافت و مدتی بعد در حالی که همه کنکاشهای ماموران با بنبست مواجه شده بود مهمترین سرنخ پرونده در اختیار کارآگاهان قرار گرفت.
ظهر یکی از روزهای بهمن ماه بود که مردی به نام محمدعلی با خانواده مقتول تماس گرفت و از خودرو پرایدی پرسید که تنها سرنخ پلیس به شمار میرفت. این مرد که نمیدانست مالک پراید به قتل رسیده به برادر مقتول گفت: پسرم، صفرعلی مدتی پیش یک دستگاه پراید از مردی به نام حسن - مقتول ـ خرید و میگفت که قرار است حسن بزودی به کرج بیاید تا مراحل تنظیم سند انجام شود ولی از آن روز تا حالا از حسن خبری نیست و گویا او قصد ندارد برای تنظیم سند اقدامی کند. پس از این تماس برادر مقتول بلافاصله ماجرا را به پلیس اطلاع داد و ماموران که احتمال میدادند در چند قدمی قاتل قرار گرفتهاند با انجام ردیابیهای پلیسی توانستند منزل فردی را که با خانواده مقتول تماس گرفته بود شناسایی کنند. آنها با دریافت نیابت قضائی عازم کرج شدند و پس از محاصره خانه موردنظر در یک عملیات ضربتی محمدعلی و پسرش را دستگیر کردند. محمدعلی که نمیدانست ماجرا چیست، وقتی در جریان قتل راننده آژانس و سرقت خودرو قرار گرفت، ماموران را به پارکینگ خانه برد و خودرو پرایدی که پسرش ادعا میکرد آن را خریده است به آنها نشان داد. ماموران پس از بررسیهای تخصصی دریافتند پلاک پراید جعلی است و با دستگیری صفرعلی به اتهام قتل، او را به اداره آگاهی منتقل کردند.
این جوان 25 ساله در بازجوییهای انجام شده ادعا کرد از ماجرای قتل راننده پراید بیخبر است و این خودرو را یکی از دوستانش به نام حسن امانت گرفته است. ساعاتی بعد حسن نیز دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد ولی در بازجوییهای انجام شده اظهارات صفرعلی را رد کرد.
در حالی که هرکدام از متهمان، قتل راننده آژانس را انکار میکردند، مردی که خودرو او نیز با همین روش به سرقت رفته بود به اداره آگاهی مراجعه کرد تا با متهمان مواجهه حضوری داده شود. وقتی این مرد رودرروی صفرعلی قرار گرفت بلافاصله او را شناخت و گفت صفرعلی همان کسی است که خودرو او را به سرقت برده است.
وی گفت: روز حادثه، صفرعلی با آژانس محل کارم تماس گرفت و یک تاکسی به مقصد کرج خواست. من هم به آدرسی که او گفته بود رفتم و همراه هم به طرف کرج به راه افتادیم. در بین راه صفرعلی به من آبمیوه تعارف کرد و من هم خوردم. غافل از این که داخل آبمیوه داروی بیهوشی ریخته شده و مسافر جوان قصد سرقت خودرو مرا دارد. کمی بعد، در حالی که کاملا گیج بودم صفرعلی گفت که چرخ ماشین پنجر است و من هم توقف کردم. در همین لحظه او با چاقو به من حملهور شد و در حالی که ضربات متعددی به بدنم زده بود، مرا به بیرون از ماشین پرت کرد و خودرو مرا به سرقت برد.
پس از اظهارات مرد شاکی، بازجویی از صفرعلی از سر گرفته شد و سرانجام او به قتل یکی از رانندهها و مجروح کردن دیگری اعتراف کرد. وی که در هر 2 سرقت از آبمیوه مسموم استفاده کرده بود گفت که برای به دست آوردن پول دست به این کار زده و به دستور بازپرس پرونده روانه بازداشتگاه شد. هماکنون از آنجا که احتمال میرود صفرعلی سرقتها و جنایات دیگری نیز داشته باشد، تحقیقات در این زمینه ادامه دارد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|