شنبه 23 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی فرهنگ و هنر کارلو داماسکو فیلم مستند زنان سینمای ایران را می‌سازد

 
 

هموطن , شنبه 8 بهمن 1384

کارلو داماسکو فیلم مستند زنان سینمای ایران را می‌سازد

 
 

فیلم «یک عدد عینک» کارلو داماسکو سال گذشته جایزه اول جشنواره اصفهان را برد .

کارلو داماسکو فیلم مستند زنان سینمای ایران را می‌سازد
«کارلو داماسکو» بار دوم است می‌آید ایران. فیلم «یک عدد عینک» او سال گذشته جایزه اول جشنواره اصفهان را برد و در جشنواره نیویورک هم همین رتبه را احراز کرد. چند ماه بعد از نائل آمدن به جایزه اول فیلم اصفهان٬ برای ساختن یک فیلم کوتاه به ایران دعوت شد.
چند روزی اینجا بود. از ایران خوشش آمد. وقتی به کشورش برگشت تصمیم گرفت در ایتالیا برای فیلم‌های ایرانی هفته فیلم راه بیاندازد.
از رهگذر همین اقامت کوتاه بود که پی برد سینماگران قابل ایرانی تنها به مردها محدود نمی‌شوند و در میان زنان نیز کارگردآنهای مشهوری وجود دارد.
جشنواره زنان فیلمساز که چندی پیش در خانه هنرمندان ایران برگزار شد بهانه خوبی بود که او برای ساختن مستند جدیدش به ایران بیاید٬ درایام برپایی آن شرکت کند٬ با زنان فیلمساز شرکت کننده در جشنواره مصاحبه کند و فیلمش را بسازد؛ ضمن آن که این جشنواره بهترین فرصت برای انتخاب فیلم‌های هفته فیلم ایران هم بود که ذکرش رفت.
ما با داماسکو درباره فیلم مستندی که می‌خواهد بسازد گفت و گو کردیم. شما به خوبی می‌دانید که غالب فیلم‌هایی که «فرنگی»‌ها درباره ایران می‌سازند غالبا تهی از واقعیت است. غرض ورزی می‌کنند و جامعه ما را چنان با شدت و حدت دگرگونه جلوه می‌دهند که هر که ندیده باشد فکر می‌کند ایران خرابه‌ای است با کپر نشینانی که بویی از آبادی و آبادانی نبرده اند. داماسکو اما می‌گوید من ایران را به گونه دیگری دیده‌ام. قصد من تغییر نگرش به مردم و کشور ایران است.
قبل از خواندن بدانید که خانم آنتونیا شرکا زحمت ترجمه همزمان این پرسش و پاسخ‌ها را کشیده اند:

* فقط همین قدر می‌دانیم که قرار است مستندی درباره فیلمسازان زن ایران بسازید. توضیح بیشتری درباره فیلمتان بدهید.
ابتدا به ساکن قرار است مستندی باشد درباره «زنان هنرمند» و«خلاقیت زنانه». بیشتر مردها در دنیای هنر و سینما فعال‌اند تا زنان. برایم جالب بود که بروم درباره زنان هنرمند تحقیق کنم. احساس کردم در ایران هم خیلی از زنان هستند که چه پشت دوربین و چه جلو دوربین فعال‌اند. می‌خواستم بررسی کنم و بفهمم که این زنان چه جور فعالیتی دارند. حرفشان چیست و چه تفکراتی دارند. اینها انگیزه من برای ساختن چنین فیلمی هستند.

*منحصرا راجع به زنان فیلمساز ایران است؟
درباره زنانی که در سینمای ایران فعالیت می‌کنند. فیلمساز و بازیگر و غیره.

* زنان سینمای ایران را چطور دیدید؛ کار و فکرشان را؟ در چه سطحی بودند؟
از چه نظر؛ هنری یا اجتماعی؟

*در سینما! کار و فکرشان چطور است؟
هنوز با کارگردآنهای زیادی آشنا نشده‌ام. خانمی به نام «پری صابری» را به تازگی شناخته‌‌ام. به نظر می‌رسد عقاید روشنی دارند. برای این که حرف‌هاشان را در فیلم‌ها بزنند خیلی انرژی و انگیزه دارند. این انرژی و انگیزه برای حرف زدن در زنان فیلمساز ایران به نظرم موضوع جالبی آمد.
* غالب فیلمسازان خارجی وقتی می‌خواهند درباره ایرانی‌ها – بخصوص زنان ایران - صحبت کنند، معمولاً تنگ نظرانه و خارج از گود نگاه می‌کنند. زنان ایران را محدود می‌کنند به حجاب و از این قبیل دغدغه‌های سطحی که فکر نمی‌کنم دغدغه واقعی هیچ زنی باشد. آنها نمی‌دانند خاستگاه این چیزهای ظاهری که این‌قدر گنده‌اش می‌کنند، عرف اجتماعی و خلق و خوی مذهبی و از این قسم باور‌ها است. از یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای فیلم مستندی از خانم‌های ورزشکار ایران پخش شد که واقعا دیدنی بود. آنها معمولا به ما خرده می‌گیرند که زنان در ایران از امکانات اجتماعی مثل ورزش و فیلم و تئاتر و این‌ها محرومند ولی با این ساده لوحی‌ها خودشان را لو می‌دهند. می‌روند از زنان ورزشکار ایران که تا چندی پیش منکر وجودشان بودند فیلم می‌گیرند، آن‌هم به روشی که بیشتر به جاسوسی پهلو می‌زند تا پرسشگری و پژوهش. با 2 دوربین سراغ خانمی می‌روند که مشغول ورزش تیراندازی است. یکی از دوربین‌ها کاملا هویدا است. با همان دوربین با آن خانم مصاحبه می‌کنند. دوربین دیگر اما پنهان است و گیسوی از مقنعه بیرون مانده دختر خانم را نشان می‌دهد که گلی به آن آویزان شده. فیلمساز گرامی کاملا یادش رفته که پیش از این به اصرار می‌گفته زنان ایران نمی‌توانند ورزش کنند و حالا همه کار و زندگی‌اش را گذاشته سر این موضوع که«زن ایرانی در محدودیت زندگی می‌کند».

* خود شما در این چند روز چه دیدید؟ آقای داماسکو! در ایتالیا چه‌ تعداد از این دست فیلم‌ها درباره ایران تولید می‌شود و نگاه دیگر فیلمسازان کشورتان به زنان ایران و به طور کلی به جامعه ایران چگونه است؟
دست کم از نظرمن یک فیلم مستند هنگامی ساخته می‌شود که آدم بخواهد چیزی را بفهمد. برای این که موضوعی را کشف کنیم یا بهتر آن را بشناسیم فیلم می‌سازیم. قبول دارم که در خارج از کشور شما دیدگاه غالب همانی است که روی حجاب زنان ایرانی تاکید می‌کند و آن را سمبلی می‌گیرد برای این که نشان بدهد زنان ایران زیر سلطه هستند،اما زنانی که من در ایران امکان شناختنشان را داشتم، نه تنها زیر سلطه نیستند بلکه خیلی هم قدرتمند هستند.
بنابراین من آن نگاه را ندارم. انگیزه‌ای که مرا به ساختن این فیلم مستند ترغیب کرده پی‌ بردن به نگاه زنانه این فیلمسازان و جست‌وجوی ردپای آن در فیلم‌هایی‌ست که می‌سازند. من می‌خواهم این مطلب را بفهمم؛ البته اگر قائل به چنین تمایزی باشیم. من کاری به این ندارم که زنان ایران زیرسلطه هستند یا نه. این به خودشان مربوط است.

* تفاوت نگاه بین زن و مرد به طور کلی برای شما مهم است یا فقط به نمونه ایرانی آن علاقه دارید؟
زنان ایرانی! فعلا در ایران هستم. واقعیت این است که من به زنان غربی- فرض کنید فرانسوی- فکر نمی‌کنم چون با زنانی که در ایتالیا کار می‌کنند شباهت بسیار زیادی دارند. آنها برای من چنان انگیزه‌ای ایجاد نمی‌کنند. واقعیتی که در ایران جاری است با جامعه اروپا خیلی متفاوت است.
* من با همین «واقعیت» مشکل دارم. کدام واقعیت؟ آیا «واقعیت تبلیغ شده» یا «واقعیتی که حقیقتا هست»؟ نگاه خارجی‌ها به کشور و مردم کشور من، درست مثل برخورد با یک جنس عتیقه است. انگار وارد جامعه‌ای بدوی شده باشند. این‌ها معمولا از پیش موضع گیری کرده‌اند. فرشی را که ما زیر پایمان پهن می‌کنیم، به دیوار خانه‌شان آویزان می‌کنند؛ درست مثل ما که ابزار شکار یک بومی بدوی را تو ویترین خانه‌مان به نمایش می‌گذاریم. آنها به کارکرد روسری توجهی ندارند، فقط آویزانش می‌کنند. به نظرم این ناشناختگی نه محصول رفتار ما ‌که برآیند تبلیغاتی است که علیه ما شده. یک وقت فکر نکنید که مراد من از این حرف‌ها مرافعه است، برعکس، ما هم مثل شما می‌خواهیم کشف کنیم! حقیقت این است که ایران را همواره از پشت شیشه تبلیغات دیده‌اند و توجهی به این نکته نکرده‌اند که ممکن است لکه‌ها و چرک روی شیشه، آنها را از راه انصاف خارج کند.
تاکید و تکیه‌ من روی زنان فیلمساز است، اما شما درباره عموم زن‌ها صحبت می‌کنید. این دو با هم فرق می‌کنند.
*می‌دانم، بحث دو تا شده. اگرمایل نیستید می‌توانیم بگذریم. من برای این چنین حرفی را پیش کشیدم چون شما گفتید « واقعیتی که در ایران جاری است با جامعه اروپا خیلی متفاوت است». می‌خواهید بدانید غربی‌ها چه دیدی نسبت به زنان ایرانی دارند؟

* من می‌خواهم بدانم آیا شما توانسته اید این شیشه را بشکنید و بدون پیش‌داوری نگاه کنید؟ آیا توانسته‌اید این تبلیغات را ندیده بگیرید؟
من پیش‌داوری‌ نکرده‌ام. موضوع حجاب به هیچوجه برایم کوچک‌ترین اهمیتی ندارد. گفتم که من به خاطر این فیلم مستند می‌سازم که بتوانم چیزی را کشف کنم و بفهمم، نه این که تبلیغات و حرف‌های دیگران را تایید کنم. در ایتالیا از میان زنان سینمای ایران جز«سمیرا مخملباف » کس دیگری شناخته نشده. برای من جالب است که بدانم چرا زنان سینمایی که اینقدر در دنیامطرح است، ناشناخته مانده‌اند.
من می‌خواهم اینها را بشناسم. می‌خواهم بدانم چه می‌گویند و چه جور فعالیت‌هایی دارند. علت این که حجاب برایم مهم نیست وجود زنانی است که حجاب دارند و اما موفق، باهوش، خلاق و فعال هم هستند. بنابراین حجاب هیچ چیز ی را ثابت نمی‌کند. حالا من از شما سوال دارم. شما نگران این هستیدکه زنان ایران با پیش‌داوری‌ دیده شوند و چهره واقعی‌شان نشان داده نشود. اگر این طور است پس چرا جشنواره زن برگزار می‌کنید که مهر تایید‌ بر این تفاوت‌ها می‌گذارد؟
*من جواب خودم را می‌دهم . جواب خودم به عنوان یک ایرانی خاص، نه به عنوان یک ایرانی خبرنگار و نه ایرانی‌ای که می‌تواند تصمیم بگیرد: به نظر من بین مرد و زن هیچ فرقی وجود ندارد، به یک دلیل خیلی عمده‌. سهراب به دژ سپید می‌رسد، هجیر را اسیر می‌کند و می‌خواهد دژ را تصرف کند. از مردان داخل دژ کسی جرات نبرد با او را ندارد. در این میان زنی به نام گردآفرید موهایش را داخل کلاه‌خود پنهان می‌کند که زن بودنش معلوم نشود. این از تاریخ ما نقل شده. زن همان‌قدر که می‌تواند جنگجو باشد همان قدرهم می‌تواند در اجتماع کار کند. فقط زن‌ها نیستند که باید غذا بپزند. مردها هم دیگر یاد گرفته‌اند آشپزی کنند. من علاقه‌ای به رانندگی ندارم، اما همسرم بلد است. راجع به زن و مرد حرف زدن خیلی کهنه و نخ‌نما شده. این جور حرف‌ها به نظرم به اقتضای فقر موضوع باب می‌شود. انگار دیگر چیزی برای اندیشیدن وجود نداشته باشد. انگار که به رشته‌ آخر طناب پوسیده‌ای که دارد پاره می‌شود چنگ زده‌ایم. چیزهای سطحی و فاقد معنا. به راستی ماحصل این حرف‌ها می‌خواهد چه شود؟ مگر ما زن نقاش نداشته‌ایم؟ مگر ویرجینیا وولف نویسنده خیلی خوبی نیست؟ مگر سیلویا پلات شاعر بسیار خوبی نیست؟ مگر آنا آخماتووا و شیمبورسکا و مارینا تسوه‌تائوا با شاعرانی مثل پاز و نرودا و لورکا همسنگ نیستند؟ چه اجباری است که بگوییم این زن است و شعرش را از زاویه دیگری ببینیم؟ من می‌خواهم معنای جهان را بفهمم. در این راه ممکن است نوشته‌ای مرا راهنمایی کند، خواه از زنی باشد یا از مردی. من اصلا اعتقادی به این جشنواره‌ها ندارم.
قبول کنید این که در ایران جشنواره‌ای برای زنان برپا شود برای یک آدم اروپایی یا غربی عجیب باشد.

* مستندتان را به کجا رسانده‌اید؟
هنوز شروع نکرده‌ام. تازه 2 روز است که آمده‌ام . به کمک خانم شرکا داریم آدم‌ها را پیدا می‌کنیم که با آنها مصاحبه کنیم.

* داستانی یا طرحی هم دارید؟
قرار است مجموعه مصاحبه‌هایی با این آدم‌ها باشد. قسمت‌هایی از فیلمشان را هم نشان می‌دهیم.

* تا به حال فیلمسازی را هم انتخاب کرده‌اید؟
هنوز مشغول بررسی هستیم. امکان دارد بعضی‌ها را از همین جشنواره انتخاب کنیم.

* سوال آخر: فدریکو فللینی در کتاب «فللینی از نگاه فللینی» به گراتسینی خبرنگار می‌گوید «دوستی به ایران می‌رفت. گفت سوغاتی چه می‌خواهی. گفتم سیگار اشنوی ایرانی برایم بیاور». شما آقای داماسکو، از ایران چه چیزی سوغات می‌برید؟
مجسمه یک گاو این پایین دید‌ه‌ام. آن را با خود خواهم برد.
[ مجسمه مورد علاقه آقای داماسکو تندیس گاو باستانی ایران است که به عنوان شعله‌دان از آن استفاده می‌شود. پوزه گاو محل استقرار فتیله است و در شکمش پارافین و روغن قابل اشتعال می‌ریزند. کاش دست‌کم روشنایی ایرانی را این مجسمه با خود ببرد.]
داماسکو وقتی داشت می‌رفت چیزی به آنتونیا شرکا گفت که به من بگوید: «تو به من اطمینان نداری».

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار