 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , شنبه 6 اسفند 1384 |
|
بازگشت تردیدآمیز کینگکونگ
|
| | | |
 | اوایل پاییز امسال مشخص شد که هزینههای فیلم کینگکونگ پیتر جکسون بیشتر از پیش بینیهای قبلی است. | پیتر جکسون توافق کرده بود که فیلم را با بودجه 175 میلیون دلاری بسازد ولی در نهایت مدیران استودیو یونیورسال متوجه شدند که هزینههای فیلم بیش از 207 میلیون دلار است و مدت زمان فیلم حدود 3 ساعت خواهد بود.
در حالت عادی چنین اخباری میتواند باعث وحشت و هراس و حتی اقدامات ناگهانی از سوی هر استودیویی شود ولی در مورد کینگکونگ شرایط کاملا متفاوت بود و یونیورسال در عوض اخراج یا انتقاد از جکسون به او تبریک گفت. استیسی اسنایدر، مدیر بخش فیلم استودیو یونیورسال به نشریه ورایتی گفت: ما انتظار یک فیلم طولانی را داشتیم و کینگکونگ یک اثر درخشان است، اما در پشت صحنه یونیورسال با جکسون به توافق رسید که جبران بخش عمده این افزایش هزینه 32 میلیون دلاری به دوش کارگردان باشد.
با این همه به اعتقاد اکثر کارشناسان، حتی با وجود دست و دلبازی یونیورسال، کینگکونگ همچنان یک ریسک اقتصادی محسوب میشود و سه گانه ارباب حلقهها از جکسون حدود 270 میلیون دلار هزینه داشت، اما مسئولان نیولاین با پیش فروش این مجموعه به توزیع کنندگان محلی در سراسر جهان بخشی از هزینهها را جبران کردند ولی یونیورسال چنین سیاستی را در پیش گرفت و حالا با در نظر گرفتن هزینههای گزاف تبلیغات، فیلم باید فروشی معادل 600 میلیون دلار در جهان داشته باشد تا از لحاظ اقتصادی توجیه پذیر باشد.
در چنین شرایطی اسنایدر و سایر مدیران یونیورسال بیش از حد روی نام و اعتبار جکسون تکیه میکنند و قبل از هر فیلم دیگری، سرنوشت تایتانیک جیمز کامرون در گیشه را برای خود متصور میشوند؛ فیلمی که مدت زمانش 195 دقیقه بود، هزینههای آن از میزان برآورد شده بیشتر بود و در حین تولید مشکلات فراوانی داشت، اما فروشی بالغ بر 1/8 میلیارد دلار در جهان داشت.
رابرت میچل تحلیلگر بازار فیلم از نشریه اسکرین اینترنشنال میگوید: گرچه همه در انتظار تکرار موفقیت سه گانه ارباب حلقهها از سوی پیترجکسون هستند ولی این قضیه بعید است چون ارباب حلقهها جاذبه ای نوستالژیک برای سینماروهای قدیمی داشت ولی همین عده شاید علاقه زیادی به تماشای یک فیلم با وجود هیولایی عظیمالجثه نخواهند داشت.
از سوی دیگر کینگکونگ پیترجکسون از وجود ستارههای گیشه هم بی بهره است و در حالی که تایتانیک بر حضور لئوناردو دی کاپریو تکیه میکرد و تام کروز بار فیلم جنگ دنیاها را در گیشه بر دوش گرفت، شخصیت اصلی فیلم جکسون یک گوریل عظیم الجثه است.
به عقیده میچل فیلم کینگکونگ در سال 1933 هم یک ریسک مالی بزرگ برای استودیو R.K.O محسوب میشد و درآن زمان استودیو R.K.O در شرف بازنشستگی بود و دیوید سلزنیک، مدیر استودیو برای ساخت کینگکونگ ناچار بر حذف چند پروژه این استودیو بود. شخصیت اصلی نسخه قدیمی کینگکونگ مریان کوپر بود که از بزرگترین محققان آن دوره هالیوود محسوب میشد.
او علاوه بر معلومات شخصیاش، از سفرنامهها و کتابهای تحقیقاتی کاشفانی چون پل دوچایلو استفاده کرد و قبل از ساخت فیلم هم همراه فیلمبردارش ارنست شود ساک چند فیلم مستند از مناطق مختلف آمریکای لاتین ساخت و آنگونه که رودی بلمر (تاریخ نویس سینما) در مستندی در سال 1993 پیرامون کینگکونگ میگوید کوپر حتی قصد داشت که سکانسهای جنگل را در فضای واقعی و با گوریلهای واقعی از ساحل غربی آفریقا کار کند.
سلزنیک، کوپر را برای نظارت بر چند کار جدید به R.K.O آورد که از آن جمله پروژه مخلوق بود که قرار بود قبل از کینگکونگ ساخته شود و میتوان آن را نمونه قدیمی پارک ژوراسیک تلقی کرد که داستان جولان دایناسورها در جزیرهای در اقیانوس آرام بود. قرار بود ویلیس اوبراین نابعه تکنیک انیمیشن استاپ موشن سازنده این فیلم باشد ولی با منتفی شدن این پروژه، کوپر او را به عنوان خالق گوریل مشهورش انتخاب کرد.
با وجود حمایت کامل سلزنیک از کوپر، سایر مدیران R.K.Oاو با بدبینی به پروژه کینگکونگ نگاه میکردند و حتی عنوان فیلم را نپسندیده بودند و «کونگ» را کلمه ای چینی تلقی میکردند! آنها کوپر را مجبور کردند تا چند دقیقه از فیلم را به شکل آزمایشی ساخته و نمایش دهد و پس از تماشای گوریل اعجاب آور اوبراین بود که مدیران سخت گیر R.K.O به کوپر چراغ سبز نشان دادند.
گذشته از این هنوز مشخص نیست که ادگار والاس، نویسنده مرموز انگلیسی تا چه حد بر فیلم کوپر تاثیر گذار بود، او چند روز پس از تحویل اولین نسخه فیلمنامه کینگکونگ درگذشت و کوپر چند ماه بعد اعلام کرد که حتی یک خط از نوشتهها و دیالوگهای والاس در فیلم استناد نشده ولی چند دهه بعد در اوایل دهه 1980 و پس از مزایده نسخه دستنویس والاس در یکی از حراجیها، مشخص شد که بخشی از ایدههای والاس در فیلم کوپر وجود داشته است.
تدوین فیلم کوپر هم در موفقیت فیلم تأثیر زیادی داشت و فیلم از اکران آزمایشی تا اکران عمومی در سال 1938 دچار تغییرات مثبت زیادی شد و نتیجه نهایی فیلمی بود که در آن کینگکونگ بیشتر یک جنتلمن بود تا یک گوریل جنگلی و موجبات سمپاتی تماشگران با او را فراهم میآورد و هنر تدوین در این نسخه به حدی بود که میتوانست تماشاگران را تأمین کند تا وجود کینگکونگ را باور کنند و حتی به نوعی داستان فیلم را عاشقانه بدانند.
منتقد نشریه ورایتی در همین زمینه در سال 1938 مینویسد: تنها وقتی تماشاگران به حرکات ماشین گونه گوریل عادت میکنند و حضور حیوانات عظیمالجثه را میپذیرند و فضای فیلم را بپذیرند، میتوانند از آن لذت ببرند.
ری هری هاوزن پدرخوانده جلوههای ویژه در سینما نیز اکران فیلم در سال 1938 را به خاطر میآورد. در سردر سینما مجسمه بزرگی از کینگکونگ دقیقا مشابه آنچه که در فیلم میدیدیم به چشم میخورد.
این مجسمه متحرک بود و با هوای فشرده کار میکرد و در کنار او درختان و بوتهها و حتی فلامینگوهای صورتی حضور داشتند.
قبل از اکران فیلم در سینمای چینیها در لس آنجلس، عده ای با لباس بومیها به اجرای برنامه میپرداختند و سرانجام با موسیقی مکس اشتایز فیلمی آغاز میشد که شما را به ناکجاآباد میبرد و شما از روزهای پردردسر دوران رکود اقتصادی با بزرگترین رویایی همراه میشدید که تا به حال روی پرده سینما خلق شده بود.
کینگکونگ درآمدی فوق العاده برای استودیو R.K.O به همراه داشت. برخی این فیلم را پدر تمامی فیلمهای علمی - تخیلی قدیمی و مدرن میدانند و برخی نیز آن را الگوی اصلی فیلمهای (B.Movies) علمی - تخیلی تاریخ سینما میدانند و به همین دلیل است که پیترجکسون باید نگران باشد که فیلمهای الگوبرداری شده یا حتی بازسازیهای صورت گرفته از این قصه بندرت به موفقیتی دست یافتهاند.
تهیه کنندگان ژاپنی در اواسط دهه 1960 چند فیلم از جمله فرارکینگکونگ و کینگکونگ علیه گودزیلا را ارائه کردند ولی این فیلمها به جز بازار ژاپن در سایر کشورها موفق نبودند، اما در اواسط دهه 1970 دنیودی لاوزتیس پس از فروشی چشمگیر فیلم آروارهها این تصور را داشت که اگر یک کوسه سفید میتواند به این خوبی مردم را به سینماها بکشاند، یک گوریل بزرگ شاید عملکرد بهتری داشته باشد و برای کینگکونگ خود در سال 1976 چند چهره جوان (جسیکا لانگ در نقش فی ورای و جف بریچز در نقش کاشف جوان) را برگزید ولی فیلم در گیشه شکست سختی خورد چون جان گیلرمن هرگز نتوانست معصومیت غریب شخصیتهای اصلی در نسخه کوپر را مجددا خلق کند.
بنابراین نباید بعید دانست که جکسون هم اشتباه مشابهی را مرتکب نشده باشد. او با بودجه ای بیش از 20 میلیون دلار قصد خلق دنیای فانتزی مشابه ارباب حلقهها را داشته و در فیلم او آمریکای دوران رکود اقتصادی و جزیره اسکلتها به یک اندازه اهریمنی همچون فیلم کوپر، هر دو مکان تهدیدآمیز هستند.
با وجود صحنههایی چون حضور کینگکونگ در میدان تایمز و پرتاب کردن تاکسیها به این سو و آن سو، رژه دایناسورها یا پرواز حشرات غول پیکر به نظر میرسد که جکسون قصد راضی کردن تماشاگران قدیمی آثار ژانر وحشت را داشته، اما در کنار آن تاکیدی نیز به رابطه عاطفی شخصیتهای آدریان برودی و نائومی واتس دارد.
این نشانهها شاید بخشی از سینما دوستان را از این فیلم راضی کند ولی بدون شک مدیران استودیو یونیورسال تفسیر دیگری از موفقیت دارند و فیلم باید هشتمین عجایب جهان در گیشه سینماها باشد تا هزینههای سرسام آور این استودیو را جبران کند.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|