 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
ایسکانیوز , شنبه 17 آذر 1386 |
|
گروگانگیران، آدمکشی را گردن یکدیگر انداختند
|
| | | |
 | سپس پدر و مادر داغدار در جایگاه ویژه قرار گرفتند و برای متهمان،حکم مرگ خواستند.
|  دو تبهکار که متهمند اسیر وسوسه شدند و یک سرباز وظیفه را کشتند امروز در دادگاه کیفری تهران، جنایت را گردن یکدیگر انداختند.
در نشست رسیدگی به این پرونده که امروز در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی عزیز محمدی برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت.
«حیدری»گفت:«علی» 25 ساله و دوستش «محسن» متهمند سرباز وظیفه نیروی هوایی به نام «کمال» را با طرح نقشه شومی به خانه ای در خیابان «صفا» کشاندند و گروگان گرفتند.
وی افزود:تبهکاران از خانواده «کمال» باج می خواستند و چون فقط به 15 میلیون تومان رسیدند او را خفه و جنازه اش را درون پژوی او در یک گاراژ خیابان «خاوران» رها کردند.
نماینده دادستان، تاکید کرد:اکنون با توجه به مدرک های موجود،برای «علی» به جرم آدمکشی و همدستش به خاطر معاونت در جنایت، اشد مجازات خواهانم.
سپس پدر و مادر داغدار در جایگاه ویژه قرار گرفتند و برای متهمان،حکم مرگ خواستند.
پدر قربانی گفت:پسرم سرباز بود و ظهر روز جنایت با من تماس گرفت و خبر داد از سوی دو مرد ناشناس به گروگان گرفته شده و باید پول بفرستم.من هم 15 میلیون تومان به حساب «کمال» ریختم اما فردایش فهمیدم جنازه جگر گوشه ام داخل ماشینش پیدا شده است.
نوبت دفاع«علی» که رسید جرمش را نپذیرفت:به تنهایی «کمال» را نکشتم؛ محسن هم در این ماجرا به من کمک کرد.
او درباره جزییات جنایت توضیح داد:من و «محسن» فکر می کردیم«کمال»300 میلیون تومان پول در حسابش دارد.به همین خاطر با دوستم نقشه کشیدیم و او را به خانه اجاره ای خیابان «صفا»دعوت کردیم.
متهم 25 ساله ادامه داد:شش صبح بود که «کمال» به آن خانه آمد. دست، پا و دهانش را بستیم و کارت عابر بانکش را دزدیدیم. محسن اما وقتی به بانک رفت متوجه شد حساب گروگانمان خالی است.
وی اضافه کرد:«کمال» که می دید رودست خورده ایم گفت 300 میلیون تومان در کار نیست.از شنیدن این حرف شوکه شده بودیم و او را وادار کردیم تا با پدرش تماس بگیرد.پدر کمال اما فقط 15 میلیون تومان به حساب پسرش ریخت.
*قاضی:جنازه در حالی پیدا شد که طناب دور گردنش پیچیده شده بود. در این باره چه می گویی؟
علی:طناب را دور گردنش انداختیم و از دو طرف کشیدیم. یک نفس عمیق کشید و بلافاصله مرد.قاضی «عزیزمحمدی» همچنین یک تکه سیم به «علی» داد تا صحنه جنایت را بازسازی کند.
این تبهکار در محاکمه اظهار داشت:قصد کشتن کمال را نداشتیم.او ما را به خوبی می شناخت و مدتها بود با هم دوست بودیم.نمی دانم چه شد که ناچار به کشتنش شدیم.بعد پولها را مساوی تقسیم کردیم.
«علی»اعلام کرد:جنازه را وسط فرش پیچیدیم،داخل صندوق عقب پژوگذاشتیم و در یک گاراژ رها کردیم.
*قاضی: زمانی که کمال» با پدرش تماس گرفت، چرا به او گفت دو ناشناس او را ربوده اند؛ در حالی که شما را می شناخت؟
علی: تلفن، روی بلندگو بود و «کمال» می دانست که حرف هایش را می شنویم.
*قاضی:چه ساعتی جنازه را به گاراژ بردید؟
علی: حدود ساعت هفت شب بود که «کمال» جان باخت.تا ساعت 10 همان شب صبر کردیم و بعد جنازه را داخل صندوق عقب گذاشتیم.
*قاضی:همراه خودتان چسب و طناب برده بودید و همه شواهد حاکی ازاین است که با نقشه قبلی، کمال را به خانه تان کشیدید. در این باره چه می گویی؟
علی: باور کنید قصد کشتن نداشتیم ؛می خواستیم پول ها را بگیریم و بعد رهایش کنیم!
رییس شعبه 71 نوبت را به متهم ردیف دوم داد و «محسن» جنایت را گردن دوستش انداخت: من از اول تا آخر ماجرا همراه «علی» بودم اما حتی دستم به «کمال» نخورد!
وی ادامه داد:علی تازه عروسی کرده بود و به پول احتیاج داشت، به همین خاطر مساله گروگانگیری را مطرح کرد. من هم قبول کردم و «کمال» را به خانه ام آوردیم.«علی»به تنهایی او را کشت و من فقط نگاه می کردم.
*قاضی:در بازجویی مقدماتی اعتراف کرده ای «علی» دهان «کمال» را گرفته بود و تو هم بینی او را .در این باره چه می گویی؟
محسن:همان اول، علی به من گفت اگر نیمی از جنایت را گردن بگیرم در این صورت اعدام نمی شود.من هم به دروغ این حرف ها را زدم.به گزارش ایسکانیوز،با پایان ضد و نقیض گویی های محسن، رییس و چهار مستشار دادگاه کیفری وارد شور شدند تا به انشای رای بپردازند.صدور حکم مرگ «علی» و مجازات سنگین همدستش ، قطعی به نظر می رسد. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|