شنبه 23 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث فرجام یک آرایشگر مهاجر و زنی به نام لیلا

 
 

هموطن سلام , جمعه 31 تير 1384

فرجام یک آرایشگر مهاجر و زنی به نام لیلا

 
 

حکم قصاص مرد جوانی که زنی را در خانه‏اش به قتل رسانده و به آتش کشیده است از سوی قاضی دادگاه اصفهان صادر شد.

فرجام یک آرایشگر مهاجر و زنی به نام لیلا
حکم قصاص مرد جوانی که زنی را در خانه‏اش به قتل رسانده و به آتش کشیده است از سوی قاضی دادگاه اصفهان صادر شد.
تیرماه سال گذشته به ماموران آتش نشانی اصفهان خبر دادند یک واحد آپارتمانی دچار انفجار و آتش سوزی شده است بلافاصله آتش‏نشانی ماموران خودرا به محل اعزام کرد و با اطفای حریق، ماموران به داخل منزل رفتند و جسد سوخته زن جوانی به نام لیلا را پیدا کردند و موضوع را به بازپرس ویژه قتل اطلاع دادند، با اعلام این گزارش تحقیقات ماموران پلیس آغاز شد. آنها بلافاصله جسد را به پزشکی قانونی انتقال و همسایه‏ها را مورد تحقیق قرار دادند، یکی از همسایه‏ها گفت
 

" با اطفای حریق، ماموران به داخل منزل رفتند و جسد سوخته زن جوانی به نام لیلا را پیدا کردند و موضوع را به بازپرس ویژه قتل اطلاع دادند...... "

 
 
شب قبل از حادثه، من صدای داد و فریادهای لیلا و شوهرش را می‏شنیدم، آنها ساعت‏ها با هم دعوا کردند، من می‏شنیدم آنها چه می‏گویند، اما دخالتی نکردم.
در ادامه تحقیقات، ماموران همسر و پدر لیلا را دستگیر کردند و مورد بازجویی قرار دادند. آنها هر دو دعوا با لیلا را مورد تایید قرار دادند. شوهر لیلا گفت: این مسئله حقیقت دارد من و لیلا مدتی بود که به خاطر مسئله‏ای خانوادگی با هم بحث داشتیم، اما دعوای ما همان شب تمام شد، لیلا در دعوای شب حادثه چندین‏بار به من گفت که خودکشی خواهد کرد.
پدر لیلا نیز گفته‏های دامادش را تایید کرد و پرونده مرگ لیلا با این تصور که وی خودکشی کرده است بسته شد.
نظریه پزشکی قانونی
پس از بسته شدن پرونده، نظریه پزشکی قانونی گره‏ای تازه ایجاد کرد و سرانجام حجت الله اسدی قاضی پرونده موفق شد راز مرگ لیلا را فاش کند. در نظریه پزشکی قانونی آمده بود، لیلا قبل از مرگ نیمه جان بوده و بنزین ریخته شده روی او باعث مرگ شده است، اما به دلیل سوختگی بسیار شدید نمی‏‏توان در خصوص تعرض وی اظهارنظر کرد. با اعلام این نظریه قاضی اسدی تمامی شماره تلفن‏های که از آن به خانه لیلا زنگ زده شده بود، یا از تلفن لیلا به آن تلفن شده بود تحت کنترل درآورد و متوجه شد ، از خانه لیلا با شماره‏ای که در شهرستان خور است چندین بار تماس گرفته شده، در این میان شوهر لیلا نیز از داشتن آشنا یا دوستی در آن شهرستان
 

" لیلا قبل از مرگ نیمه جان بوده و بنزین ریخته شده روی او باعث مرگ شده است، اما به دلیل سوختگی بسیار شدید نمی‏‏توان در خصوص تعرض وی اظهارنظر کرد.... "

 
 
اظهار بی‏اطلاعی کرد و گفت: تا جایی که من خبر دارم نه من و نه لیلا هیچ فامیل یا آشنایی در آنجا نداریم. به این ترتیب بازپرس اسدی دستور داد تا صاحب شماره تلفن پیدا شود.
در تحقیقات انجام شده مشخص شد در شهرستان خور تنها یک تلفن وجود دارد و آن هم متعلق به یک زن 70ساله است که تمام مردم شهر از آنجا تماس می‏گیرند.
در ادامه بررسی‏ها مشخص شد، تنها یکی از ساکنان خور است که به منطقه محل زندگی لیلا رفت و آمد دارد. او پسرجوانی است که کامیتا نام دارد. قاضی اسدی در ادامه دستور داد تا تحقیقات گسترده از کامیتا آغاز شود. پسرجوان پس از دستگیری بلافاصله به قتل لیلا اعتراف کرد و گفت: چندماه قبل ازحادثه به اصفهان آمدم ومغازه آرایشگری راه انداختم، مدتی بعد یک مزاحم تلفنی کلافه‏ام کرده بود بعد از چندبار تلفن کردن متوجه شدم او زن جوانی است، وقتی پرسیدم چرا مزاحم می‏شود به من گفت که عاشقم شده و قصد دارد با من ازدواج کند، رفتار آن دختر برایم جالب بود تا به حال ندیده بودم دختری مزاحم یک پسر شود. با او قرار ملاقات گذاشتم، او به من گفت که مجرد بوده و مدتی است آنچنان عاشق من شده که نمی‏تواند فراموشم کند و می‏خواهد با من ازدواج کند. قبول کردم با او رابطه داشته باشم، اما قول ازدواج به وی ندادم. او شماره تلفن خانه‏اش را به من داد فردای آن روز با او تماس گرفتم آدرس خانه‏اش را داد و گفت: به خانه بیا، من هم قبول کردم بعد از یک هفته متوجه شدم او شوهر دارد و دیگر به
 

" در شهرستان خور تنها یک تلفن وجود دارد و آن هم متعلق به یک زن 70ساله است که تمام مردم شهر از آنجا تماس می‏گیرند. ... "

 
 
رابطه‏ام با او ادامه ندادم، اما لیلا دست بردار نبود. او به من گفت: از شوهرم جدا می‏شوم و با تو ازدواج می‏کنم، اما من قصد نداشتم با او ازدواج کنم چون می‏دانستم او زن خیانتکاری است. این کشمکش‏ها ادامه داشت تا این که عاشق دختر جوانی در شهرستان خودمان شدم واین مسئله رابطه من و لیلا را تیره کرد در این میان لیلامرتب مرا تهدید می‏کرد که اگر رهایش کنم زندگیم را به هم می‏زند. وقتی لیلا فهمید که قصد ازدواج با دختر دیگری را دارم و دیگر حاضرنیستم به رابطه‏ام با او ادامه دهم به من گفت: موضوع را به دختر مورد علاقه‏ام خواهد گفت، لیلا تنها شماره تلفن موجود در خور را پیدا کرده و به دختر مورد علاقه‌ام زنگ زده بود، از کاری که کرده بود بسیار عصبانی شدم. به او تلفن کردم و گفتم می‌خواهم ببینمش، لیلا با من قرار گذاشت و خواست به خانه‌اش بروم. فکر می‌کرد که می‌خواهم دوباره با او رابطه داشته باشم و خودش را آماده آشتی کرده بود. وقتی وارد خانه‌اش شدم بشدت با هم دعوا کردیم و بعد من به او تعرض کردم. تقریبا نیمه جان بود که او را به آشپزخانه کشاندم و 4 لیتر بنزین روی او ریختم و آتشش زدم، بعد خودم از خانه خارج شدم، طوری که هیچکس متوجه نشد.
با اعترافات کامیتا و بازسازی صحنه قتل، پرونده به دادگاه کیفری اصفهان فرستاده و این جوان بعد از برگزاری جلسات محاکمه به قصاص نفس محکوم شد.

 
 

من راز قتل زن مو قهوه‌اي را مي‌دانم
کشف جسد یک زن و پسر 17ساله
دستگیری 2مظنون به قتل یک مادر و دختر

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار