 |
توصيه روز |
 |
 |
:: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
:: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
هموطن , جمعه 14 مرداد 1384 |
|
خیابان شمس العماره قدری کثیف بود
|
| | |
 | صبح دیدن عضدالملک رفتم. هیچ خانه او را ندیده بودم . اول دفعه بود که آنجا رفتم. | سه شنبه 13 رجب 1306- روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه – ج 2- ص 631
صبح دیدن عضدالملک رفتم. هیچ خانه او را ندیده بودم . اول دفعه بود که آنجا رفتم. خانه خوبی بود. خان خیلی احمق است. از من شور کرد که استعفا کنم. مانع شدم. از خانه خان خانه قوام الدوله رفتم. او را خرتر از خان دیدم. از آنجا درب خانه رفتم.
بعد از ناهار من خانه آمدم. فرمودند شب حاضر باشم. شب که درب خانه رفتم شنیدم شاه نیم ساعت به غروب مانده بیرونی امین اقدس که مدرس عزیز السلطان را آنجا قرار دادهاند تشریف برده بودند که از دیروز عزیز السلطان درس میخواند.
کسی که موسوم به سید خلیل است و خلخالی است با موزیک برده بودند در اطاق درس. امین اقدس پیشکش به شاه داده بود. با دو سه نفر از بچهها از خیابان شمس العماره به عمارت آمده بودند قدری خیابان کثیف بود.
شب که مرا دیدند یک طرف تغیر استرآباد، طرف دیگر قهر عزیزالسلطان از امین اقدس و گریه او شاه را به قسمی متغیر داشت که هیچ حواس نداشت در این بین کثافت خیابان یادش آمد به من هم تغیر کرد بعد از شام نایب السلطنه و امین السلطان احضار شدند و خلوت کردند.
هرچه بود راجع به امینالسلطان بود ظاهرا برای برگشت خزانه نظام بود که امین السلطان قهر کرده بود میخواست شاید نایب السلطنه را راضی کند که دوباره به امین السلطان داده شود من ساعت چهار خانه آمدم.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
:: اقتصادی :: |
 |
|
:: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
:: روی خط جوانی :: |
 |
|
:: ورزش :: |
 |
|
:: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
:: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|