شنبه 23 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث مرد جوان چرا دوست قدیمی‌اش را از پای درآورد

 
 

هموطن سلام , شنبه 26 آذر 1384

مرد جوان چرا دوست قدیمی‌اش را از پای درآورد

 
 

مردی که دوست دوران کودکی خود را به خاطر متلک‌پرانی به همسرش به قتل رسانده بود، در دادگاه کیفری محاکمه شد.

مرد جوان چرا دوست قدیمی‌اش را از پای درآورد
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه محاکمه خاکی، نماینده دادستان به تشریح پرونده پرداخت و گفت: 22 شهریورماه سال گذشته ماموران نیروی انتظامی شهریار با تماس تلفنی فردی با 110 متوجه
 

" من مقتول را نمی‌شناسم و هیچ ارتباطی هم با او نداشتم و این تلفن را از دوستم به نام جمال گرفتم، ماموران در ادامه جمال را دستگیر کردند و او اعتراف کرد که جواد را به خاطر متلک پرانی به همسرش به قتل رسانده است. ... "

 
 
شدند جسد بی‌جان پسر جوانی کنار جاده رها شده است، بلافاصله ماموران در محل حاضر شدند و جسد نیمه عریان پسر 25 ساله‌ای به نام جواد را پیدا کردند. متخصصان بررسی صحنه جرم و پزشکی قانونی در تحقیقات اولیه آثار کبودی و خراشیدگی روی جسد را که نشان دهنده دعوای شدید مقتول با قاتل بود، مشاهده کردند، اما بعد از معاینه دقیق جسد، مشخص شد علت اصلی مرگ جواد خونریزی مغزی بوده که ناشی از برخورد ضربه به سر مقتول است. ماموران، آثار بر جای مانده در محل حادثه را به طور دقیق بررسی کردند، اما نتوانستند سرنخی از قاتل پیدا کنند تا این که مادر جواد اعلام کرد پسرش تلفن همراه داشته که ناپدید شده است. با به دست آمدن شماره تلفن مقتول ماموران آن را تحت کنترل درآوردند و متوجه شدند، این تلفن همراه در دست شخصی است که در سمنان زندگی می‌کند. به همین دلیل ماموران این مرد جوان را دستگیر کردند. او در بازجویی‌ها گفت: من مقتول را نمی‌شناسم و هیچ ارتباطی هم با او نداشتم و این تلفن را از دوستم به نام جمال گرفتم، ماموران در ادامه جمال را دستگیر کردند و او اعتراف کرد که جواد را به خاطر متلک پرانی به همسرش به قتل رسانده است.
خاکی ادامه داد: با توجه به این که متهم به قتل اعتراف کرده و سایر مدارک مندرج در پرونده نیز وقوع جرم از سوی وی را تایید می‌کند به عنوان نماینده دادستان تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
در ادامه
 

" با توجه به این که متهم به قتل اعتراف کرده و سایر مدارک مندرج در پرونده نیز وقوع جرم از سوی وی را تایید می‌کند به عنوان نماینده دادستان تقاضای صدور حکم قانونی را دارم. ... "

 
 
جلسه دادگاه اولیای‌دم جواد در جایگاه حاضر شدند و آنها نیز برای متهم تقاضای صدور قصاص کردند.
سپس به دستور قاضی عزیز محمدی، جمال در جایگاه قرار گرفت، او گفت: من و جواد از دوران کودکی با هم بچه محل و دوست بودیم و با هم بزرگ شده بودیم. چند سال پیش من ازدواج کردم و از آن محل رفتم. مدتی بعد وقتی با همسرم به سمنان رفته بودم، در راه همسرم به من گفت که جواد به او متلک گفته است. من بسیار عصبانی شدم، همسرم که ناراحتی مرا دید، گفت: این مسئله خیلی قدیمی است و من همان زمان موضوع را به پدرت گفتم. او هم با جواد صحبت کرد. برای این که متوجه شوم اصلا ماجرا چیست؟ با پدرم صحبت کردم و او گفت: با جواد صحبت کرده و این مسئله پایان یافته است و دیگر لازم نیست من پیگیر آن شوم، اما من که بسیار عصبانی بودم تصمیم گرفتم خودم با جواد صحبت کنم، چندین مرتبه به مقابل خانه‌اش رفتم، ولی جواد خودش را از من مخفی می‌کرد. روز حادثه من ماشین برادرزنم را امانت گرفتم که با همسرم بیرون برویم، یک دفعه دیدم جواد با موتور از جلو من رد شد، در یک لحظه دوباره خشمی که نسبت به او داشتم، درونم شعله کشید. او را تعقیب کردم و در نزدیکی پل ستارخان به
 

" من و جواد از دوران کودکی با هم دوست بودیم و با هم بزرگ شده بودیم. چند سال پیش من ازدواج کردم و از آن محل رفتم. مدتی بعد وقتی با همسرم به سمنان رفته بودم، در راه همسرم به من گفت که جواد به او متلک گفته است.... "

 
 
جواد رسیدم، با ماشین ضربه‌ای به او زدم و او به گوشه‌ای پرت شد، بعد پیاده شدم و تا جایی که توانم بود کتکش زدم. دیدم جواد بی‌حال شده است، می‌خواستم او را به بیمارستان ببرم، ولی ترسیدم بمیرد و قتل او به گردنم بیافتد. بعد او را سوار ماشینم کردم و به اطراف جاده شهریار بردم. لباس‌هایش را درآوردم تا راحت‌تر نفس بکشد، او کاملا رنگ باخته بود، زیر یک تابلوی راهنما رهایش کردم.
می‌خواستم با این کارم توجه عابران را به جواد جلب کنم تا به او کمک کنند. متهم افزود: بعد همسرم را سوار ماشین کردم و به سمنان رفتیم. من داشتم داخل ماشین را تمیز می‌کردم که دیدم موبایل جواد در ماشین است، آن را برداشتم و به دوستم دادم.
در این لحظه قاضی دادگاه پرسید، اگر قصد کمک به جواد را داشتی، چرا زیر پل ستارخان که امکان شلوغی هم هست، او را رها نکردی، متهم جواب داد، ترسیده بودم. در ادامه قاضی دادگاه از جواد سوال کرد چرا لباس‌هایش را درآوردی؟ متهم پاسخ داد: می‌خواستم راحت‌تر نفس بکشد، چون فکر می‌کنم بیمار بود. او یک دفعه حالش بد شد.
قاضی پرسید: پس حرف‌هایی که در بازجویی زدی قبول داری؟ متهم جواب داد: من بشدت ترسیده بودم، به همین خاطر قتل عمد را پذیرفتم. جمال در آخرین دفاعیاتش گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. چون هیچ قصدی در کشتن جواد نداشتم.
پس از دفاعیات متهم، 5 قاضی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برای صدور رای پرونده وارد شور شدند.

 
 

آیا شاهرخ قربانی تسویه حساب قاچاقچیان شده است؟
باور کنید قتل نادر عمدی نبود!
جزئیات فجیع ترین جنایت سال از زبان مرد هوسباز

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار