شنبه 23 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث یک تلفن ، کلید معمای جسدی در نیزار

 
 

هموطن سلام , سه شنبه 15 شهريور 1384

یک تلفن ، کلید معمای جسدی در نیزار

 
 

زن جوانی که با همدستی2 مرد افغانی شوهرش را به قتل رسانده توسط ماموران پلیس آگاهی به دام افتاد.

یک تلفن ، کلید معمای جسدی در نیزار
زن جوانی که با همدستی2 مرد افغانی شوهرش را به قتل رسانده و سپس جسد مثله شده او را در نیزارهای اطراف ورامین رها کرده بود، توسط ماموران پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران به دام افتاد. به گزارش خبرنگار ما، تحقیقات کارآگاهان برای کشف راز این جنایت خاموش زمانی آغاز شد که زن جوان
 

" علی قرار بود همراه یک کاروان زیارتی به کربلا برود و پس از رسیدن به آنجا با من تماس بگیرد تا از سلامتی او مطمئن شوم. ولی آخرین باری که او را دیدم همان روزی بود که همراهش به ترمینال رفتم. ... "

 
 
با مراجعه به پلیس ادعا کرد همسرش گمشده است. او که اختر نام دارد، هفته گذشته خود را به ماموران پایگاه هشتم پلیس آگاهی رساند و گفت: شوهرم که علی نام دارد 20 روز پیش برای رفتن به کربلا ازخانه خارج شد و دیگر برنگشت.
وی ادامه داد: علی قرار بود همراه یک کاروان زیارتی به کربلا برود و پس از رسیدن به آنجا با من تماس بگیرد تا از سلامتی او مطمئن شوم. ولی آخرین باری که او را دیدم همان روزی بود که همراهش به ترمینال رفتم. پس از این که علی سوار اتوبوس شد و کاروان به راه افتاد به خانه برگشتم ولی دیگر نه از علی خبری شد و نه از تماس تلفنی او. من هرچه سعی کردم تا خبری از شوهرم به دست آورم موفق نشدم و چون احتمال می‏دادم بلایی سر او آمده باشد تصمیم گرفتم ماجرا را به پلیس اطلاع دهم.
پس از اظهارات زن 32 پرونده‏ای در اینباره تشکیل و به دستور سلیمانی، دادیار شعبه 2 دادسرای جنایی تهران تحقیقات پلیس برای یافتن ردی از مرد 38 ساله آغاز شد. ماموران در اولین اقدام به پرس وجو در خصوص کاروانی پرداختند که قرار بود علی را به کربلا ببرد ولی مدتی بعد دریافتند که چنین کاروانی وجود ندارد و احتمالا زن 32 ساله قصد فریب ماموران را داشته است.
این در حالی بود که تحقیقات محلی پلیس نیز نشان می‏داد، شوهر اختر مردی معتاد بود و از مدتها پیش یک جوان افغانی به خانه او رفت وآمد داشت.
با بدست آمدن این اطلاعات، کارآگاهان
 

" ماموران در اولین اقدام به پرس وجو در خصوص کاروانی پرداختند که قرار بود علی را به کربلا ببرد ولی مدتی بعد دریافتند که چنین کاروانی وجود ندارد.... "

 
 
که به زن 32 ساله مشکوک شده بودند، او را به صورت نامحسوس زیرنظر گرفتند و تماس‏های او را تحت بررسی قرار دادند مدتی بعد مشخص شد زن 32 ساله هر روز با یک شماره موبایل تماس می‏گیرد و با یک مرد غریبه در ارتباط است. به این ترتیب جست‏وجو برای شناسایی مرد غریبه آغاز شد و ماموران باردیابی‏های انجام شده توانستند مالک موبایل را شناسایی کنند. این مرد وقتی کارآگاهان را مقابل خود دید گفت که موبایلش را از مدتها پیش در اختیار یکی از دوستان افغانی‏اش قرار داده است ولی در حال حاضر از محل زندگی او اطلاعی ندارد.
پس از اظهارات این مرد، ماموران که احتمال می‏دادند اختر از سرنوشت شوهرش مطلع باشد، به دستور دادیار جنایی، او را دستگیر و به اداره آگاهی منتقل کردند.
زن جوان در بازجویی‏های مقدماتی ادعا کرد که از سرنوشت شوهرش بی‏خبر است ولی زمانی که متوجه شد ماموران به رابطه پنهانی او با جوان افغانی پی برده‏اند لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایتی خاموش برداشت. این زن گفت: من 17 سال پیش در حالی که تنها 15سال داشتم با علی ازدواج کردم و هم اکنون 2فرزند دختر و پسر دارم. علی
 

" زن جوان در بازجویی‏های مقدماتی ادعا کرد که از سرنوشت شوهرش بی‏خبر است ولی زمانی که متوجه شد ماموران به رابطه پنهانی او با جوان افغانی پی برده‏اند لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایتی خاموش برداشت.... "

 
 
پس از آن که معتاد به موادمخدر شد دیگر به زندگی‏اش توجهی نداشت فقط به فکر تهیه مواد مورد نیازش بود تا این که 10 ماه پیش پای جوانی به نام محمد به خانه ما باز شد. محمد یک مهاجر افغانی و نقاش ساختمان است. اوهمیشه برای مصرف مواد همراه شوهرم به خانه ما می‏آمد و من که می‏دیدم او اهل کار است و به من توجه نشان می‏دهد رفته رفته به وی علاقه‏مند شدم. مدتی بعد، رابطه پنهانی من و محمد شروع شد تا این که او به من پیشنهاد ازدواج داد. ولی مشکل که در این میان وجودداشت شوهرم بود و ما که او را سد راهمان می‏دیدیم تصمیم گرفتیم وی را به قتل برسانیم. همه قرارها گذاشته شد و شب حادثه محمد همراه یکی از دوستانش به نام برکت به خانه ما آمد. آن شب پس از این که شوهرم همراه محمد و برکت تریاک مصرف کرد، نیمه بیهوش شد و در همین هنگام محمد و برکت وارد عمل شدند. آنها پس از این که شوهرم را خفه کردند، جسدش را به حمام بردند و به وسیله چاقو آن را قطعه قطعه کردند سپس جسد مثله شده او را داخل یک گونی قرار داده و در نیزارهای اطراف ورامین رها کردند.
پس از اظهارات زن 32 ساله، ماموران دست به شناسایی مخفیگاه مردان افغانی زدند و دوشنبه شب گذشته موفق شدند هر دوی آنها را دریک ساختمان نیمه کاره حوالی میدان حر دستگیر کنند.
متهمان پس از انتقال به اداره آگاهی صبح دیروز مقابل دادیار سلیمانی قرار گرفتند و به قتل مرد 38 ساله اعتراف کردند. به این ترتیب دادیار جنایی برای آنها قرار بازداشت صادر کرد و متهمان در اختیار اداره آگاهی قرارگرفتند.

 
 

بازهم میگویم من شوهرم را نکشتم
شهادت دختر 10 ساله راز قتل پدرش را فاش کرد
اعترافات هولناک زنی که شوهرش را کشت

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار