 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
دسیسه شیطانی یک زن برای قتل شوهر معتاد
|
| | | |
 | زنی که پس از طراحی نقشه قتل شوهرش با همدستی فرزند خود و یک پسر جوان، آن را به مرحله اجرا درآورده بود، در دادگاه کیفری محاکمه شد! | زنی که پس از طراحی نقشه قتل شوهرش با همدستی فرزند خود و یک پسر جوان، آن را به مرحله اجرا درآورده بود، روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. به گزارش خبرنگار ما، این زن 37 ساله که بهجت نام دارد متهم است با کمک پسر 19 سالهاش به نام امیر و جوان 18 سالهای به نام محمد، شوهر خود را از پای درآورده و جسدش را در بیابانهای اطراف کرج رها کرده است.
در ابتدای جلسه محاکمه بهجت و 2 متهم دیگر این پرونده، دلداری نماینده دادستان به تشریح پرونده پرداخت و گفت: روز 27 اردیبهشت ماه سال جاری ماموران نیروی انتظامی جسد مرد میانسالی را در بیابانهای اطراف کرج کشف کردند و پس از انجام بررسیهای اولیه دریافتند مقتول مردی 40 ساله به نام مهدی است که آثار ضربات چاقو روی بدنش مشهود است.
دلداری افزود: ماموران در همان مراحل اولیه تحقیقات به بهجت – همسر مقتول – مظنون شدند و وی را تحت بازجویی قرار دادند. این زن در بازجوییها به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت با همدستی پسر خود و یک جوان دیگر مرتکب قتل شده است.
نماینده دادستان در ادامه خواستار مجازات متهمان شد و پس از آن اولیای دم نیز برای بهجت تقاضای قصاص کردند.
افسانه دختر 18 ساله بهجت در شکایت خود گفت: روزی که مادرم، پدرم را کشت من در خانه بودم و از زیر پتو همه چیز را دیدم. آن روز مادرم دست و پای پدرم را بست و من که شاهد این صحنه بودم از او پرسیدم برای چه این کار را کردی، او نیز گفت پدرم دچار تشنج شده و به همین دلیل دست و پایش را بسته است، بعد مادرم از من خواست که بخوابم ولی من از زیر پتو همه چیز را مشاهده کرد.
وی افزود: ساعتی بعد از بسته شدن دست و پای پدرم پسر جوانی که لباس سیاه پوشیده و نقاب به چهره داشت به خانه ما آمد و به سراغ پدرم رفت و شروع به فشار دادن گلوی وی کرد. در این لحظه مادرم، امید – برادرم - را صدا زد و به او گفت تو چرا به ما کمک نمیکنی، برادرم نیز به او جواب داد که نمیتواند در قتل پدرش مشارکت کند ولی سرانجام راضی به همکاری با آنها شد و او پاها و مادرم دستهای پدرم را گرفتند و آن مرد جوان آنقدر گلوی پدرم را فشار داد تا وی جان باخت.
دختر جوان افزود: پس از مرگ پدرم حدود ساعت 4 صبح آنها جسد را از خانه بیرون بردند. در این هنگام بود که فرزانه خواهر کوچکم از خواب بیدار شد و پرسید بابا را کجا بردهاند من هم گفتم او را به زندان بردند تا اعتیادش را ترک کند و سپس سعی کردم فرزانه را بخوابانم.
افسانه که به عنوان ولی دم در دادگاه صحبت میکرد، ادامه داد: حدود ساعت 6 صبح، مادر و برادرم برگشتند و مادرم به من گفت پدرم به مرگ طبیعی مرده و به خاطر این که مرگش گردن ما نیافتد، جسدش را از خانه خارج کرده است او سپس تهدید کرد که اگر چیزی از این ماجرا به کسی بگویم قتل به گردن من میافتد و مرا به عنوان قاتل دستگیر میکنند.
پس از اظهارات تکاندهنده این دختر جوان، بهجت به عنوان متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شد و به تشریح جنایت شیطانیاش پرداخت.
او گفت: من و شوهرم دختر عمو، پسر عمو بودیم و از همان ابتدای ازدواجمان با هم مشکل داشتیم و حتی چند بار من خواستم از وی طلاق بگیرم، اما او حاضر به این کار نبود. از طرفی چون مهدی قبلا از من سوءاستفاده کرده بود، هر وقت حرفی میزدم آن ماجرا را یادآوری میکرد و به من فحش و ناسزا میگفت و کتکم میزد.
بهجت افزود: من حتی چند بار پس از دعوا با مهدی به حالت قهر از خانه خارج شدم و به منزل پدرم رفتم، اما او از من حمایت نمیکرد و چون مهدی برادرزادهاش بود، هر بار مرا از خانهاش بیرون و اصرار میکرد که باید با شوهرم آشتی کنم. این دعوا و اختلافات ادامه داشت تا این که فرزند اولمان به دنیا آمد. پس از تولد پسرم من به مهدی گفتم چون من و تو فامیل هستیم بعد از طلاق میتوانیم از بچهمان مراقبت کنیم و به خاطر اختلافاتی که داریم بهتر است از هم جدا شویم، اما مهدی باز هم نپذیرفت و پس از مدتی به مواد مخدر روی آورد و از آن موقع بود که شرایطمان بدتر شد. هرچه پول در میآوردیم او خرج اعتیادش میکرد و مرتکب خلافهای دیگر هم میشد، دیگر نمیتوانستم این وضعیت را تحمل کنم برای همین یک بار مهدی را تهدید کردم که اگر از این رفتارهایش دست نکشد من هم به کارهای خلاف روی میآورم، شوهرم وقتی این حرف را شنید با بیتفاوتی گفت اگر میتوانی هرکاری که دلت میخواهد انجام بده.
زن متهم به قتل ادامه داد: پس از آن بود که به کارهای خلاف اخلاق کشیده، اما پس از مدتی پشیمان شدم و اینبار تصمیم گرفتم مهدی را به قتل برسانم تا خودم را از این وضعیت نجات بدهم. برای همین نقشهام را با محمد که قبلا با وی رابطه داشتم در میان گذاشتم و از او خواستم برای قتل مهدی برایم سیانور تهیه کند. محمد وقتی از نقشهام مطلع شد گفت که سیانور را نمیتواند تهیه کند، اما حاضر است در قتل شوهرم به من کمک کند.
بهجت ادامه داد: حدود یک ماه از زمانی که نقشه قتل مهدی را طراحی کرده بودم گذشته بود تا این که بالاخره با همدستی محمد و پسرم امید تصمیم گرفتم آن را به مرحله اجرا درآورم، برای همین روز حادثه 3 بسته قرص خواب آور در غذای مهدی ریختم. او وقتی غذا را میخورد از من پرسید چرا غذا اینقدر تلخ است من هم با انکار ماجرا به وی جواب دادم چون تو سرماخوردهای این طور احساس میکنی. دقایقی پس از آن، مهدی بیحال شد و به خواب رفت، در همین حین من دست و پایش را بستم و سپس با موبایلی که محمد به من داده بود با وی تماس گرفتم و از او خواستم سریعتر خودش را به خانه ما برساند.
این زن اضافه کرد: پس از آن که محمد وارد خانه شد، من و پسرم دست و پای مهدی را گرفتیم و محمد با فشار دادن گلوی همسرم او را نیمه جان کرد و سپس با ضربات چاقو وی را به قتل رساند و سپس هر 3 جسد مهدی را داخل ماشین گذاشتیم و به بیابانهای اطراف کرج بردیم و در آنجا رها کردیم.
پس از اعترافات بهجت به دستور قاضی عزیز محمدی – رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران – محمد متهم ردیف دوم – در جایگاه قرار گرفت و به دفاع از خود پرداخت.
محمد در دفاع از خود اتهام قتل را انکار کرد و گفت: من در جریان نقشه بهجت برای قتل شوهرش بودم، اما در کشتن مهدی هیچ نقشی نداشتم و روز حادثه فقط برای منتقل کردن جسد نقش راننده را داشتم و ضربات چاقو را خود بهجت به همسرش وارد کرد.
بنابراین گزارش پس از اظهارات این جوان و امید – متهم ردیف سوم – قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برای صدور رای نهایی وارد شور شدند.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|